پايگاه خبري تحليلي آفتاب ري :پس از دوره‌ای آرامش به دنبال مذاکرات مرتب بین ایران و گروه 1+5 در استانبول، بغداد و مسکو، مسئله ایران بار دیگر داغ شده است. از اواخر ماه جولای موضوع اصلی رسانه‌های اسرائیل مسئله حمله به تاسیسات هسته‌ای شده است. اندیشکده «شورای امور بین‌الملل روسیه» در مقاله‌ای به قلم «پیوتر استگنیف» می‌نویسد: این موضوع موضوعی جدید به نظر نمی‌رسد. در گذشته نیز تهدیدات جنگی هم در تل‌آویو و هم در تهران مطرح شده بود. اسرائیل حتی برای حمله تاریخ‌هایی نیز تعیین کرده بود، اما گذشت و خوشبختانه اتفاقی نیفتاد. در نتیجه جهان عادت کرد به این واقعیت که جنگ لفظی بین ایران و اسرائیل موضوعی عادی شده است و عاری از معنا و مفهوم است. اسرائیل از تهدید زور به عنوان راهی برای اعمال فشار روی تهران و شاید روی آمریکا، که مایل به مواجهه مستقیم با ایران نیست، استفاده می‌کند. ریسک‌های غیر قابل‌قبولی که همراه با سناریوی قدرت است بسیار بالاست.

این نتیجه‌گیری بر حسب منطق صوری نتیجه‌گیری درستی است. بااین‌وجود خاورمیانه یک نوع دنیای آیینه‌ای است، یک فضای لوباچفسکی است که در این فضا قوانین هندسه اقلیدسی وجود ندارد. خطوط موازی این فضا گاهی اوقات همدیگر را قطع می‌کنند و دو ضربدر دو همیشه چهار نمی‌شود. ممکن است بسته به شرایط گونه‌های دیگر نیز وجود داشته باشد.

مواجهه ایران و اسرائیل مواجهه‌ای پیچیده

اگر به مواجهه بین ایران و اسرائیل از این زاویه نگاه کنید، می‌بینید که بسیاری از مسائل در چارچوب منطق معمول و رویکردهای مسلم حل تعارض هستند نمی‌گنجند. برای مثال بر حسب امنیت جهانی، برنامه هسته‌ای ایران عمدتاً مسئله‌ای غیرتکثیری است که باید از طریق مکانیسم‌های مناسب بین‌المللی به آن پرداخت (شورای امنیت سازمان ملل، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گروه شش کشور) . با این وجود مذاکرات بین ایران و گروه شش دشوار است و با فواصل طولانی برگزار می‌شود.

ایرانی‌ها مدعی هستند که برنامه انرژی هسته‌ای آنها صلح‌آمیز است، اما در واقع به نظر می‌رسد آنها مطمئن هستند بعد از عراق و افغانستان این تنها تسلیحات هسته‌ای است که می‌تواند برتری و تمامیت ارضی آنها را در شرایط متزلزل خاورمیانه بزرگ تضمین کند. علاوه بر این، ایرانی‌ها رفتاری متکبرانه دارند، اگر نگوییم تحریک‌آمیز.

تکیه اسرائیلی‌ها به حمایت آمریکا

هرچند اسرائیلی‌ها درگیری مستقیم در روند مذاکرات ندارند اما سابقه روابط پیچیده‌ای با آمریکا دارند و بنابراین اساساً متمایل به «بین‌المللی کردن» مشکلات خود با همسایگان در منطقه نیستند. در چنین اموری آنها عمدتاً به خود و متحد استراتژیک خود یعنی آمریکا تکیه می‌کنند. این موقعیت زمانی دشوارتر می‌شود که در مورد توان هسته‌ای خود اسرائیل نیز ابهام مخربی وجود دارد، اسرائیلی که می‌گوید داشتن بمب هسته‌ای برای «حکومت ایران» می‌تواند تهدیدی برای وجودش باشد.

عامل جدیدی که مذاکرات اتفاق افتاده در اسرائیل را مختل می‌کند اعتقاد راسخ اکثر مشارکت کنندگان بر این امر است که نخست‌وزیر «بنیامین نتانیاهو» و وزیر دفاع «ایهود باراک» در حال طرح‌ریزی نقشه حمله به ایران پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا هستند. این امر باورپذیر نیست. این تهدیدی توخالی است یا برای آماده‌سازی اذهان عمومی برای جنگی قریب‌الوقوع مطرح شده است؟ برای پاسخ به این پرسش، بیایید برخی عوامل داخلی و خارجی تعیین‌کننده تصمیم‌گیری رهبران اسرائیل را بررسی کنیم.

- افکار عمومی

در اوایل آگوست 2012 روزنامه اسرائیلی «معاریو» یک نظرسنجی عمومی دربار مسئله برنامه هسته‌ای ایران انجام داد. پاسخ 41 درصد شرکت‌کننده‌ها به این سؤال که آیا می‌توان بدون حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران این کشور را از طریق تحریم‌ها و فشار بین‌المللی از ساخت بمب هسته‌ای بازداشت خیر بود. اما تنها 35 درصد پاسخ‌دهنده‌ها اقدام از اقدام یکجانبه بدون دخالت آمریکا و جامعه بین‌الملل حمایت کردند (40 درصد آنها یهودی و 12 درصد عرب بودند) ، درحالی‌که 39 درصد (35 درصد یهودی و 46 درصد عرب) طرفدار واگذار کردن این مسئله به آمریکا بودند.

مخالفت اکثریت مقامات ارشد اسرائیل با اقدام نظامی علیه ایران

تعادل آراء در رده‌های بالاتر نخبگان سیاسی تاحدودی متفاوت است. ایده حمله یکجانبه به ایران بدون حمایت سیاسی و کمک نظامی آمریکا ایده‌ای بسیار پرریسک و مخاطره‌آمیز است، اگر نگوییم ایده‌ای ماجراجویانه (هرچند طبق باور غالب اسرائیل توانمندی نظامی لازم برای این کار را دارد) .

افسران و سران بازنشسته دفاعی نهادهای امنیتی اسرائیل در اوایل سال 2011 شدیداً مخالفت خود با اقدام نظامی یکجانبه را ابراز کردند. طبق گزارشات نشریات اسرائیل، سران سازمان جاسوسی نظامی، موساد و سرویس امنیت داخلی دیدگاهی مشابه دارند. طبق گزارش آنها چنین حمله‌ای حتی در صورت موفقیت به نتایج مطلوب نخواهد رسید بلکه تنها برنامه هسته‌ای ایران را یک تا یک و نیم سال به تعویق خواهد انداخت. پیامدهای چنین اقداماتی قطعاً هم برای منطقه (ممکن است منجر به بسته شدن مجراهای نفتی شود) و هم برای خود اسرائیل سخت خواهد بود. جدای از خطر حملات موشکی از شمال (از سمت حزب‌الله) و جنوب (حماس) به اسرائیل، یک اقدام یکجانبه می‌تواند روابط اسرائیل با آمریکا را پیچیده کرده و منجر به انزوای بین‌المللی آن شود.

ارجحیت دیدگاه نخست‌وزیر در مسائل مهم در اسرائیل

به لحاظ نظری، دولت باید پیش از آغاز خصومت‌ها توافقات لازم را کسب کند. با این وجود در عمل نظام تصمیم‌گیری در اسرائیل بگونه‌ای ساخته شده که دیدگاه نخست‌وزیر در چنین اموری ارجحیت دارد. در این زمینه، روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» این سناریو احتمالی را وصف کرده است: در یک جلسه اضطراری دولت، «بنیامین نتانیاهو» و «ایهود باراک» ممکن است توضیح دهند که نمی‌توان درباره جزئیات عملیات‌های نظامی مفصل بحث کرد چراکه نشت اطلاعات وجود ندارد. باتوجه به جدی بودن موضوع، آنها ممکن است تصمیم بگیرند به آماده‌سازی خود ادامه داده و تاریخی احتمالی برای عملیات نظامی تعیین کنند. در تاریخ ذکر شده آنها وزرای امنیتی را جمع خواهند کرد و درست مانند «عملیات انتبه» (ماموریت نجات گروگان‌ها که توسط نیروهای ویژه اسرائیل در فرودگاه انتبه در اوگاندا در سال 1976 انجام شد) می‌گویند: «جت‌های ما به سمت ایران حرکت کرده‌اند، اما اگر تصمیم شما چیز دیگری باشد هنوز می‌توان به آنها دستور بازگشت داد» . طبق گفته روزنامه‌ها هیچ وزیری در چنین شرایطی مخالفت نخواهد کرد.

ریسک بالای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران بدون حمایت آمریکا  

در اسرائیل همه بخوبی آگاه هستند که در سال 1981 «مناخم بگین» که بعدها نخست وزیر اسرائیل شد، برغم مخالفت موساد و سران سیستم جاسوسی نظامی تصمیم گرفت راکتور هسته‌ای عراق را بمباران کند. با این وجود، رئیس ستاد و فرمانده نیروی هوایی از نخست‌وزیر حمایت کردند. امروز تمام مقامات امنیتی از جمله سران نظامی معتقدند ریسک حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران بدون حمایت آمریکا بسیار بالا است.

ناظران اسرائیلی به ویژگی دیگری از «اضطراب نظامی» کنونی اشاره کرده‌اند. «مناخم بگین» و «ایهود اولمرت» نخست‌وزیران اسرائیل به ترتیب در سال‌های 1981 و 2007 تصمیم حمله به عراق و تاسیسات سوریه در «دیر الزور» گرفتند که هر دو تحت شرایط سری مطلق بود. اما حالا حتی حساس‌ترین جزئیات (مانند مسیر هواپیماها و تاسیسات هدف) اقدام نظامی احتمالی به عام بحث می‌شود. تعجبی ندارد که برخی متخصصین اسرائیلی می‌بینند که در این زمینه سخنان توخالی نیز زده می‌شود. به گفته «بن اووادیا» یک ناظر اسرائیلی «باراک و نتانیاهو تصمیم خود را از قبل گرفته‌اند. حداقل این چیزی است که آنها می‌خواهند ما باور کنیم یا حتی مهم‌تر اینکه آنها می‌خواهند اوباما را به این متقاعد کنند.»

- انتخابات آمریکا

دور کنونی مذاکرات درباره ایران مصادف بوده است با بازدید «میت رامنی» کاندید ریاست‌جمهوری حزب جمهوریخواه از اسرائیل در اواخر جولای 2012. ظاهراً این انطباق تصادفی نبوده است. «میت رامنی» که بخاطر «قربانی کردن اسرائیل» منتقد سرسخت «باراک اوباما» در اسرائیل است در واقع حامی ایده حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران می‌باشد. اظهارات «میت رامنی» در اسرائیل بسیار مورد استقبال واقع شد.

عدم حمایت آمریکا از اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران

طبق نظر شاید مشهورترین مفسران اسرائیل، «ناهوم بارنا» و «شیمون شیفر» ، پس از بازدید "رامنی"، دولت‌های آمریکا و اسرائیل شبیه "دو لوکوموتیو شدند که به طرف همدیگر می‌روند." تعبیر این تشبیه کمابیش روشن است:گرایش نسبت به حمله احتمالی اسرائیل به ایران عاملی مهم در پیامد رقابت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبدیل شده است.

پس از بازدید «میت رامنی» ، "لئون پانتا" وزیر دفاع آمریکا در اوایل اگوست به عنوان بخشی از یک تور منطقه‌ای از اسرائیل بازدید کرد. او از جانب "اوباما" به اسرائیل این اطمینان را داد که آمریکا به ایران اجازه ساخت بمب هسته‌ای را نخواهد داد، اما شدیداً با اقدام نظامی در آینده نزدیک مخالفت کرد. طبق انچه که به نشریات رسیده، رئیس پنتاگون موضع خود را اینگونه توضیح داده است: پس از اینکه ایرانی‌ها تصمیم سیاسی به ساخت بمب بگیرند (آمریکائی‌های معتقدند ایران هنوز چنین تصمیم نگرفته است) حداقل یک و نیم سال طول می‌کشد تا این امر تکمیل شود و بنابراین هنوز زمان کافی برای مواجهه با ایران وجود دارد.

اسرائیل مرعوب پیشرفت ایران در غنی‌سازی اورانیوم

طبق نظر متخصصین اسرائیلی، نه «بنیامین نتانیاهو» و نه «ایهود باراک» موافق این منطق نیستند. این دو نفر معتقدند ایران تا دسامبر 2012 چنان پیشرفتی در غنی‌سازی اورانیوم و ساخت دیگر قطعات بمب اتمی کسب خواهد کرد که وارد یک «منطقه ایمنی» خواهد شد و در آن صورت اقدام نظامی تاثیری نخواهد داشت و حتی خطرناک می‌شود. علاوه بر این، به نماینده آمریکا یادآوری شد که «بیل کلینتون» نیز طی دوره ریاست‌جمهوری خود وعده داده بود مانع دستیابی کره شمالی به تسلیحات هسته‌ای می‌شود اما به وعده خود عمل نکرد. «نتانیاهو» و «باراک» معتقدند «آمریکا می‌تواند با یک ایران هسته‌ای زندگی کند اما اسرائیل نمی‌تواند.»

دیدگاه متفاوت آمریکا و اسرائیل درخصوص اقدام نظامی علیه ایران

علاوه بر این، روابط بین دولت جناح راستی «نتانیاهو» و دولت «باراک اوباما» همراه بوده است با مجموعه‌ای از مشکلات مرتبط با رویکردهای متفاوت به استراتژی و تاکتیک‌های روند صلح خاورمیانه و بهار عربی و قطعاً مکانیسم‌های تل‌آویو با واشنگتن در این زمینه‌ها متفاوت بوده است. سنگ لغزنده، سیاست توافق اسرائیل بود که در واقع ماموریت سناتور «جورج متچل» را نابود کرد، کسی که کاخ سفید به او اعتماد کرده بود و انتظار داشت مذاکرات اسرائیل و فلسطینی‌ها را از بن‌بست درآورد. در نتیجه تقریبا تمام بازدیدهای «بنیامین نتانیاهو» از واشنگتن در سه سال گذشته چندان موفق نبوده است.

همانطور که می‌بینید دور کنونی اختلافات میان اسرائیل و آمریکا با این تصویر کلی همخوانی دارد.  بنابراین، باید حمله کرد یا خیر؟ به نظر می‌رسد نه تل‌آویو نه واشنگتن هیچکدام هنوز پاسخ این سوال را نمی‌دانند.

نتیجه نامطلوب برای اسرائیل درصورت حمله نظامی به ایران

تصویر، تصویر پیچیده‌ای است. رفتار طرفین درگیر نه تنها با محاسبات سیاسی و نظامی تعیین می‌شود و به منطق انتخاباتی ارتباط دارد (صحبت‌هایی نیز درباره انتخابات زودهنگام اسرائیل شده است) ، بلکه روانشناسی رهبران، مسئولیت اخلاقی نسبت به کشور و مردم و عوامل مالی و اقتصادی نیز در تعیین این رفتارها دخیل هستند. طبق براوردآهای مقدماتی یک روز نزاع و کشمکش منطقه‌ای برای اسرائیل هزینه‌ای حدود 5/1 میلیارد شکل (328 میلیون دلار) دارد. بر حسب منطق صوری و عقل سلیم، وارد جنگ شدن توصیه نمی‌شود. ریسک‌های منطقه‌ای و جهانی چنین اقدامی بطور غیر قابل‌قبولی بالا است. با این وجود بخاطر داشته باشیم که درباره خاورمیانه، فضای لوباچوسکی، در دوره تغییرات جدی صحبت می‌کنیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =