پايگاه خبري تحليلي آفتاب ري : انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری در خرداد ماه سال آینده برگزار خواهد شد. تاکنون حضور هیچ نامزدی، قطعی نشده است ولی آنچه به نظر می رسد، رویارویی مجدد دوگفتمان مسلط در دو دهه اخیر جمهوری اسلامی ایران است.

با نزدیک شدن به یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رفته رفته به فضای داغ انتخابات نزدیک می شویم، این فضا به طور رسمی ومتناوب در محافلی از قبیل دانشگاه ها، اماکن مدهبی و اماکن عمومی وشغلی وحتی خانواده جریان دارد تا گفتمان غالب یا هژمون خود را با رقابتی طاقت فرسا در بین گفتمان های رایج مشخص کند و همچنین خود را در انتخابات ریاست جمهوری 92 به ثمره نمایش گذارد. از گفتمان هایی که در دوره یازدهم ریاست جمهوری هویت خود را با شعار ها وکاراکترهای گوناگون معرفی یا بازتولید می کنند میتوان به گفتمان کلان اصول گرایی وگفتمان فراگیر اصلاح طلبی اشاره کرد. ضمن این که اگر این گفتمان ها خود را با خرده گفتمان هایی از قبیل گفتمان عدالت خواهی موسوم به احمدی نژادی به صحنه رقابت آورند، ممکن است در انتخابات بعدی نیز خرده گفتمان ها نقش هویت واراده عمومی را ایفا کنند. مهمترن ویژگی بارز گفتمان ها تسری و تفهمیم معنا و نشانه ها (دال) و هویت بخشی این معنا ها از طریق "غیر" یا "دیگری" است. به طور شفاف تر این گفتمان ها هستند که با فراگیر یا هژمون شدن خود معانی و نشانه هایی را در ذهن عموم می پرورانند و از همین معانی هویت خود را بازتولید می کنند. در این میان، وجود گفتمان غیر و دیگری یکی از فرایند های لازم وکافی در تداعی معناهاست به صورتی که گفتمان ها بخشی از هویت خود را از طریق ضدیت با دیگری مفصل بندی میکنند. حال اگر نیم نگاهی به جریان ها و صف بندی انتخابات بعدی بیاندازیم و صحنه رقابت گفتمانی آینده را در مقایسه با گفتمان های رایج و هژمون دوره های قبل پیش بینی کنیم، خواهیم دریافت که صحنه رقابت گفتمانی، با تمامی هویت و تمامیت به گفتمان اصول گرایی و اصلاح طلبی تعلق دارد. زیرا گفتمان اصلاح طلبی که در انتخابات 76و80 به گفتمان رایج ومسلط تبدیل شده بود ودر انتخابات 88 شکست سنگینی خورد، در پی احیای ارزش ها و معناهای خود در انتخابات بعدی است. این صحنه ورود با انتخابات قبلی از حیث ماهیت و شناسه ها در دال هایی از قبیل تسری آزادی ، تکوین جامعه مدنی، اصلاح سیستم های سیاسی و اقتصادی یکی است ولیکن از حیث روش و اعمال مقاومت سیاسی بسیار متفاوت است، واز این وجه جریان اصلاحات به دنبال مشروعیت بخشی و اتفاق و هم رایی در انتخاب کاندیدا و صورت بخشی و مفصل بندی از طریق الگوهای ارتباطی، فضای مجازی، دانشگاه ها و یا انجمن ها و سندیکا های اجتماعی و مدنی است. علاوه بر آن شاید جذب ریزش هایی که در وقایع 88 سبب ساز آن شده است نیز در دستور کار باشد و به تبع آن نگاه و سیاست های انتخاباتی خود را تعدیل و محافظه کارانه تر کند. در همین راستا چندی است که اعلا م کاندیداتوری اشخاصی از دو جناح مسلط به گوش می رسد و هنوز لابی ها و پردازش تصمیم گیری ها در رابطه با معرفی و حمایت از نامزدی خاص ادامه دارد؛ از طرفی اصلاح طلبان به دنبال معرفی و حمایت همه جانبه از یک نفر هستند، اگرچه چندان در این مسیر موفق نبوده اند. بر این اساس گفت و گو و پرسمان هایی از حضور خاتمی یا عارف حکایت دارد. البته برخی به حضور سید حسن خمینی و حسن روحانی نیز اشاره ای داشته اند. در این میان نکته ای که وجود دارد، نیاز اساسی اصلاح طلبان به حضور حداکثری در حمایت از یک کاندیداست و این موضوع در صورت تحقق، ممکن است با فضاسازی ها و اعمال رقابتی پایاپای به ضرر تعدد وکثرت اصول گرایان پایان پذیرد. اما جریان اصلاحات به علت اختلافات درونی میان سران، اختلافات قدیمی دو زیر جناح تندرو و میانه رو و نیز اختلاف سلیقه ها در انتخاب اشخاص در این مسیر با مشکلات بزرگی روبرو بوده است، ضمن این که نا امیدی برخی از اعضاء نسبت به امکان پیروزی و نیز مشکل رد صلاحیت شورای نگهبان، مسئله را برای این جناح سخت تر کرده است. دامنه این معضلات برای اصلاحاتی ها تا جایی بوده است که حتی برخی از افراد تاثیر گذار، رای به حمایت از یکی از کاندیداهای اصولگرا داده اند. و اما آن چیز که بسیار مبهم است چگونگی صف آرایی و وحدت رویه در اصول گرایان است. اگر به انتخابات شانزدهمین دوره مجاس شورای اسلامی در اسفند ماه سال 90 برگردیم، اختلافات میان این جناح خود را در جهت گیری ها و صف بندی های متفاوتی از قبیل جبهه پایداری، جبهه متحد اصول گرا و جریانی موسوم به حامی دولت نشان داد. هم چنین در کنار این سه طیف، جریان دیگری با نام صدای ملت که رسالت خود را در بسط دیدگاه انتقادی نسبت به سیاست های دولت می دید، فعال بود. این سه طیف و در کنار آن ها، صدای ملت از دل جریان اصول گرایی به رقابت پرداختند و دیری نپایید که بعد از انتخابات نیز در زمینه ها و حوزه های دیگر اختلافاتشان تعمیم یافت. هم اکنون نیز از گوشه کنار ها خبرهایی مبنی بر اختلاف نظر اصول گرایان بر سر معرفی و حمایت از کاندیداتوری انتخابات سال آینده به گوش می رسد. مجلس شورای اسلامی که نقش فعال وتاثیرگذاری در انتخاب و حمایت از کاندیداتوری احزاب داشته ودارد، این روزها به صحنه اصلی انتخاب نامزد های آتی مبدل شده است. چندی پیش احتمال ورود کسانی چون محمد باقر قالیباف، محسن رضایی، لاریجانی و حمایت از نیکزاد از سوی فراکسیون اصول گرایان مطرح شده بود و هم اکنون رقابت انتخاباتی بین اشخاص مذکور در پرده ای از ابهام است. در پایان باید به این موضوع تاکید داشت که وضعیت پیش بینی دقیق نامزد ها چه از طرف اصول گرایان و چه از سوی اصلاح طلبان گنگ و مبهم است، اما آنچه که براساس نظریه گفتمان پیش بینی شدنی است رویارویی مجدد گفتمان اصلاحات و گفتمان اصول گرایی می باشد. البته این رخداد، بازتولید گفتمان اصلاحات را به عنوان پیش شرط خود دارد. گفتمانی که در جریان وقایع سال 88، از جانب مردم مورد بی اعتمادی قرار گرفته است. در واقع جریان اصلاحات می بایست با بازنگری در مبانی گفتمانی خود، به تعریف مجدد و صریح معناها و آرمان های خود مبادرت بورزد تا مجددا بتواند جایگاهی را در عرصه انتخاب مردمی بدست آورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =