۲۱ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۲

پايگاه خبري تحليلي آفتاب ري : یک فعال سیاسی و تحلیلگر استرالیایی گفت: در طول مدتی که در ایران بودم و نیز مصاحبه‌هایم با بسیاری از ایرانی‌ها، دریافتم که به‌محض وقوع حمله نظامی یا تحریم‌ها، حمایت از نظام ایران تقویت خواهد شد.

نشریه فارن پالیسی ژورنال به منظور بررسی مناقشه فلسطین و اسرائیل و چشم‌انداز تقابل هسته‌ای ایران، مصاحبه‌ای با «آنتونی لوونستین» خبرنگار و فعال سیاسی معروف استرالیایی انجام داده است. لوونستین از بنیانگذاران گروه «صدای مستقل یهودیان استرالیا» است. مقالات او که درباره ایران، اسرائیل و مسایل جاری خاورمیانه نوشته می‌شوند در نشریاتی مانند روزنامه انگلیسی گاردین، روزنامه واشنگتن‌پست، سیدنی مورنینگ هرالد و استرالین منتشر می‌شوند. او همچنین دو کتاب با عنوان My Israel Question و The Blogging Revolution  به رشته تحریر درآورده است.

متن کامل این مصاحبه که توسط «کوروش ضیابری» با این خبرنگار و فعال سیاسی و برای نشریه فارن پالیسی ژورنال صورت گرفته، به شرح زیر است:

سوال: حملات اسرائیل علیه مردم فلسطین پیوسته ادامه دارد. کاخ سفید گامی جدی برنداشته است تا نشان دهد تمایل دارد از گسترش شهرک‌سازی‌های غیرقانونی توسط اسرائیل ممانعت به عمل آورد. بالاخره کار به کجا خواهد انجامید؟ آیا اسرائیل به همین رویکرد توسعه طلبانه خود در سرزمین‌های اشغالی ادامه می‌دهد؟

لوونستین: توسعه اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی دهه‌ها ادامه داشته و اندک نشانه‌ای دال بر این که این کار در آینده‌ای نزدیک متوقف خواهد شد، مشاهده نمی‌شود. روسای جمهوری متعددی از آمریکا با آرامی از اشغال کرانه باختری و نوار غزه شکایت کرده‌اند اما کمک مالی خود را به اسرائیل ادامه داده‌اند. واشنگتن مدعی است به راهکار تشکیل دو کشور به عنوان راهی برای اسرائیل و فلسطینی‌ها پایبند است اما اشغالگری اسرائیل، این کار را تا حد زیادی غیرممکن ساخته است. گزینه‌های جایگزین نیز به نظر صهیونیست‌ها گزینه‌هایی نیستند که بتوان آنها را درنظر گرفت؛ حداقل گزینه‌هایی مانند تشکیل کشوری با دوملیت یا گزینه ایجاد یک کشور متوازن، چرا که در صورت اجرای این دو گزینه‌، یهودی‌ها از نظر تعداد و جمعیت قافله را به اعراب خواهند باخت اما یهودیان اسرائیل از این نمی‌ترسند. وضعیت آنها مانند سفیدپوستان ساکن آفریقای جنوبی در زمان حاکمیت آپارتاید است. آنها مجبور شدند راه خود را انتخاب کنند؛ یا انسان‌های دیگر را سرکوب و با انزوای جهانی مواجه شوند یا این که به کشوری با حقوق برابر برای همه شهروندان تبدیل شوند.

سوال: باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، به تازگی ایران را تهدید به حمله احتمالی هسته‌ای کرده است. آیا می‌توانیم ردپای لابی صهیونیستی را در این اظهارات تحریک‌آمیز رئیس جمهوری آمریکا مشاهده کنیم؟ آیا آمریکا در نهایت دست به یک جنگ هسته‌ای در خاورمیانه خواهد زد تا از همپیمان خود در این منطقه در برابر ایران دفاع کند؟

لوونستین: احتمال این که واشنگتن حمله‌ای هسته‌ای علیه ایران به راه اندازد، بسیار اندک است. اگر چه نگرانی کنونی این است که اوباما به اسرائیل اجازه دهد از سلاح‌های تاکتیکی هسته‌ای استفاده کرده یا دست به ماجراجویی نظامی علیه جمهوری اسلامی بزند تا به زعم خود مانع از برنامه هسته‌ای ایران شود. شکی نیست بسیاری از اعضای کنگره آمریکا و لابی صهیونیستی، مشغول ترغیب به حمله نظامی علیه ایران هستند اما دستور کار واقعی اسرائیل تا حدود فراوانی پنهان است. مسئله سلاح‌های هسته‌‌ای یا حتی مداخله در عراق و افغانستان در میان نیست بلکه مسئله رقابت منطقه‌ای با اسرائیل در بین است. چنین رقابتی، مسئله‌ای است که نباید تحمل شود. بعد از جنگ فاجعه‌بار در عراق، ایران قد علم کرده و به قدرتی در منطقه خاورمیانه بدل شده است.

سوال: صدام حسین رئیس جمهور معدوم عراق به عنوان یک شهروند افتخاری دیترویت آمریکا، زمانی از دوستان نزدیک کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان و جیمی کارتر بود. آمریکا در طول هشت سال جنگ عراق علیه ایران، به صدام کمک‌های کلان نظامی و سیاسی ارایه کرد. در نهایت وقتی که مأموریت صدام به اتمام رسید، آمریکا او را دستگیر و اعدام کرد. آیا همین سناریو ممکن است برای اسرائیل و سران آن تکرار شود؟

لوونستین: یکی از چالش‌های مهم زمان ما، اجرای عادلانه قانون بین‌الملل در سراسر جهان، هم برای سران غربی و هم برای دیگر کشورهاست. تاکنون دیوان عدالت بین‌المللی لاهه و دیگر نهادهای وابسته به آن، تمرکز خود را بر خصومت‌ها در اماکنی مانند روآندا، لیبریا و فراتر از آن قرار داده است. مسائل مهمی در کار هستند که باید آنها را پیگیری کرد اما جریان و جنبش فزاینده‌ای بخصوص در انگلیس و اروپا ایجاد شده تا از سران نظامی و سیاسی اسرائیل حسابرسی کنند. شاهد این مدعا، تلاش‌هایی بود که برای دستگیری «زیپی لیونی» وزیر امور خارجه پیشین اسرائیل هنگام سفر به لندن صورت گرفت تا او را بخاطر نقشی که در جنایات جنگی علیه غزه در اواخر سال 2008 و اوایل 2009 رخ داده بود، بازداشت کنند. لیونی سفرش را قبل از این که حکم دادگاه اجرا شود، لغو کرد اما تلاش‌های بیشتری در این راستا در پیش خواهد بود.

سوال: با توجه به سابقه یهودی «ریچارد گلدستون» و وابستگی وی به دانشگاه‌ها و گروه‌های اسرائیلی که باعث شد به او اتهام ضدیهودیت زده نشود، چرا آمریکا با گزارش منتشر شده توسط گلدستون مخالفت کرد. گزارشی که در آن هر دو طرف در درگیری غزه را مسئول خوانده و خواستار تحقیقات بی‌طرفانه درباره احتمال نقض حقوق بشر و وقوع جنایت جنگی شده است؟

لوونستین: گزارش ریچارد گلدستون درباره غزه به سازمان ملل متحد، سند مهمی بود که به دقت بر جنایاتی متمرکز بود که در طی عملیات اسرائیل موسوم به سرب گداخته صورت گرفته بود. آمریکا و برخی از همپیمانانش از جمله استرالیا این گزارش و یافته‌هایش را رد کردند، چون نگران بودند پیشنهادات مندرج در آن می‌تواند علیه ماجراجویی نظامی خودشان در عراق و افغانستان به کار رود. همپیمانان غربی، مدت‌ها شمار فراوانی از شهروندان را تحت عنوان جنگ با تروریسم کشته بودند و هرگز جوابگوی اعمال خود نبودند. گزارش گلدستون وقتی که در قبال درگیری اسرائیل و حماس به کار گرفته شد، به درستی بر این امر تأکید داشت که بنا بر قوانین بین‌الملل، شهروندان غیرنظامی در طول جنگ تحت حمایت این قوانین هستند. اسرائیل از قوای نظامی فراتر از حد تناسب علیه جمعیت فلسطینی استفاده کرد و آن را در راستای تنبیه جمعی این فلسطینی‌ها بخاطر مقاومتشان و حمایت از حماس به کار گرفت.

سوال: «جف گیتس» خبرنگار معروف آمریکایی با اشاره به ترور اسحاق رابین، نخست وزیر اسرائیل در سال 1995 توسط یکی از اعضای هم حزبی وی در حزب لیکود، نوشت که رئیس جمهوری آمریکا نیز ممکن است روزی توسط اسرائیل ترور شود. آیا این احتمال وجود دارد که اسرائیل بالاخره به ولی نعمت قدیمی خود خیانت کند؛ درست مثل آن چه که بر سر شاه سابق ایران آمد؟

لوونستین: اگر چه خشم فراوانی در درون اسرائیل علیه باراک اوباما وجود دارد؛ چرا که او اظهاراتی علیه توسعه اسرائیل در کرانه باختری ابراز کرده اما گمان نمی‌کنم در آینده نزدیک اسرائیلی‌ها دست به کشتن یک رئیس جمهور آمریکا بزنند یا این که از او استقبال نکنند. اسرائیل بدون حمایت دیپلماتیک، نظامی و سیاسی آمریکا، بیش از چند هفته دوام نخواهد آورد.

سوال: تاکنون اسرائیل از پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل که این رژیم را مسئول تعهدات بین‌المللی آن می‌داند، سرباز زده است. قطعنامه‌هایی مانند 487 که در آن از تل‌آویو خواسته شده تأسیسات هسته‌ای خود را تحت پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درآورد. چطور می‌توان اسرائیل را بخاطر آن چه که در خاورمیانه در حال انجام آن است پاسخگو دانست در حالی که به نظر می‌رسد حمایت بی قید و شرط آمریکا از آن تمامی ندارد؟

لوونستین: گذشته از استفاده از قوانین بین‌المللی برای رسیدن به این هدف [پاسخگو کردن اسرائیل]، جنبش‌هایی که برای بایکوت، محروم سازی و تحریم‌ اسرائیل در جریان است، دلگرم کننده هستند. شاهد این مدعا، مباحثات کلانی است که در دانشگاه‌های اصلی امریکا از جمله برکلی، درباره بایکوت ملیت‌هایی که از اشغال فلسطین توسط اسرائیل حمایت می‌کنند، در جریان است. فلسطین در حال تبدیل شدن به یک موضوع مهم در جامعه فعالان و فراتر از آن است. این موضوع، گروه‌های پراکنده را گردهم آورده است. گذشته از این، مباحثات فزاینده‌ای در میان تشکیلات نظامی آمریکا در جریان است که حمایت کورکورانه واشنگتن از اسرائیل، در حال ضربه زدن به آمریکا و منافع آن در خاورمیانه است. لابی صهیونیستی با عصبانیت این اتهام را رد کرده ‌است.

سوال: به نظر می‌رسد که کاخ سفید کلیت چارچوب سیاست خارجی خود را بر اساس منافع اسرائیل طراحی کرده است. اعمال فشار فعالانه کاخ سفید در منطقه خاورمیانه برای ترغیب عربستان، امارات عربی متحده و کویت برای فروش نفت به چین با قیمت پایین‌تر، به منظور تشویق پکن به خودداری از خرید نفت ایران و متعاقب آن وارد کردن چین به اجرای تحریم‌های تازه علیه ایران و تضعیف تهران و آماده سازی ایران برای حمله اسرائیل یکی از  این نمونه‌هاست. نظر شما چیست؟

لوونستین: مطمئناً این روزها بازی بزرگ انرژی در خاورمیانه برای انزوای ایران تمرکز دارد؛ اگر چه بعید به نظر می‌رسد که روسیه و چین، از تحریم‌های فلج کننده علیه ایران در شورای امنیت حمایت کنند. واشنگتن و اسرائیل تلاش دارند در کنار هم منافع انرژی خود را با توسل به ترس کشورهای عربی از ایران، تأمین کنند. ترسی که واقعی است نه بخاطر مباحث حقوق بشری بلکه بخاطر کاهش برتری منطقه‌ای. نباید هیچگاه فراموش کرد که کشورهای عربی تحت حمایت آمریکا، دیکتاتورهایی هستند که به دیگر کشورها وابسته هستند. این کشورها مستقل نیستند. مهم است که روزنامه‌نگاران و سیاستگذاران همان اشتباهی را که در ارتباط با جنگ عراق در سال 2003 انجام دادند، تکرار نکنند. زمانی که ادعاهای ساختگی و دروغ درباره صدام حسین و سلاح‌های کشتار جمعی وی مطرح شد، صدام مستبدی وحشی بود اما ملتی ضعیف را اداره می‌کرد. داستان ایران به طور کلی فرق می‌کند. در طول مدتی که در ایران بودم و در مصاحبه‌های خودم با بسیاری از ایرانی‌ها دریافتم که به محض وقوع حمله نظامی یا تحریم‌هایی که به ضرر افراد طبقه متوسط است، حمایت از نظام ایران تقویت خواهد شد. مردم عراق همیشه عنوان می‌کنند که غرب هرگز به این درک نرسید که تحریم‌هایی که علیه عراق بعد از سال 1991 اعمال شدند و کشور را در خفقان فرو بردند، در زمانی که آمریکا در سال 2003 به بهانه اجرای دموکراسی پا به عرصه گذاشت از یاد عراقی‌ها نرفته بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =