بازنمایی انفکاک انگلستان از اتحادیه اروپا(brexit)

خروج استعمار پیر از اتحادیه اروپا این گزاره از «نفرین شدگان زمین» اثر"فانون" به ذهن متبادر می شود: استعمارگر تصویر منفی خود را بر استعمار شده تحمیل می کند و او نیز، همان تصویر تحقیر آمیز تحمیلی را به بیرون انعکاس می دهد.

به گزارش تهران نیوز ، پیمان ماستریخت، «بازار مشترک اروپایی زغال سنگ و فولاد» که در سال ۱۹۵۲ توسط ۶ کشور اروپایی برای تسهیل مراودات خصوصا در حیطه ی تجارت بین المللی ایجاد شده بود، را به یک نهاد بین المللی مبدل کرد که بعدها "اتحادیه اروپا" ملقب گردید. به ظاهر، محیط زیست، کشاورزی، ترابری، تجارت و بازرگانی نقطه ی ملازمت این بزنگاه سازمانی مد نظر قرار می گیرد؛ اما آنچه نگارنده در صدد تبیین این امر برآمده، مقوله بستر گفتمان امنیتی ایجاد شده بعد از دومین جنگ جهانگیر است، در این متن ابتدا کارکرد های(function) مثبت و منفی اتحادیه اروپا ذکر می شود سپس با بررسی تکنیکال، علت العلل خروج انگلستان از اتحادیه اروپا(brexit) مورد واکاوی قرار می گیرد. یکی از کارکرد های مثبت شکل گیری اتحادیه اروپا که موجبیتی برای انگلستان جهت ماندن در این سازمان فرا ملی ایجاد کرده بود، رسیدن به «انتظامی در پراکندگی» یا «وحدتی در کثرت» است. مدیریت فضای چند فرهنگی در جامعه ی اروپای قاره ای توسط این اتحادیه، انگلستان و سایر کشورها را به عضویت در این نهاد منطقه ای مجاب کرد. اما شهروند اروپایی(European citizen) و مسئله ی مهاجرت بدون روادید که توسط موافقت نامه شنگن ایجاد شد، اتحادیه اروپا و کشور های عضو را دچار از هم گسیختگی کرد. لذا از این جهت، امر امنیتی در اتحادیه اروپا که تقریبا مرزی به معنای حقیقی کلمه، بین کشورهای عضو وجود ندارد، مشکلات عدیده ای را برای کشور های این سازمان محیطی و منطقه ای، من جمله بریتانیا ایجاد کرده است. که در نهایت استعمار پیر را به دلایل و اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت ملزم به خروج از این سازمان کرد. اما با مرتفع ساختن یک کارکرد منفی توسط این کشور، کارکرد مثبت اتحادیه اروپا یعنی «امنیت دسته جمعی» را از دست داد. زیرا یکی از مزیت های هر اتحادی از جمله این اتحاد، ایجاد مکانیسم و ساز و کاری جهت واکنش(reaction) امنیتی نسبت به دشمن مشترک است. در اینجا انگلستان و استعمار پیر، مهره ی «مصونیت» را با «محدودیت» جابه جا کردند و دیگر از این قابلیت بهره مند نخواهد بود. استعمار پیر با خروج از اتحادیه اروپا و اتخاذ رویکرد یک جانبه گرایی افول به جای چند جانبه گرایی هژمونیک، توان اقتصادی و همچنین قدرت سیاسی(political power) ناشی از اتصال به سازمان مذکور را از دست خواهد داد. قضاوت این نیست که چنین رخداد بی تاریخ تجربه ای بهنگام است یا نابهنگام، بلکه آنچه در کنار بعد امنیتی اتحادیه اروپا برجستگی (Bolding) قابل توجهی دارد، اسطوره زدایی انگلستان از اتحادیه اروپا است. فراخنای اسطوره ی اتحادیه ی اروپا برای انگلستان هم گسست هایی در پی داشت هم پیوست هایی، گسست هایش به سان دیگ درهم جوش و ملغمه ای حیرت آور از چندگانگی ها، باعث شد استعمار پیر از پیوست های اش چشم پوشی کند. انگلستان با این خروج بی تاریخ از نفوذ، اعتبار و پرستیژ بین المللی خود در نظام بین الملل که مرهون عضویت در اتحادیه اروپا است، می کاهد. «برگزیت» اقتصاد و فضای مالی این کشور را دچار ابهام کرده و سیاست های صنعتی متصل و وابسته به اتحادیه اروپا، خط مشی و استراتژی بریتانیا را از انسجام بیرون می کند. برگزاری همه پرسی بیست و سوم ژوئن در انگلیس برای خروج از نهاد منطقه ای و قاره ای اتحادیه اروپا، سناریو های احتمالی متعددی را برای کشور سابق الذکر معین کرده است. مدل نروژی، رویکرد سوئیسی و سبک معطوف به دولت کامله الوداد، هر کدام می توانند نوع مجاری تصمیم سازی در سرزمین هژمون سابق را تعریف کنند. ابهام آلود و نا مشخص بودن اولویت ها و فوریت ها برای انگلستان، اتخاذ تصمیم و رویکرد مبتنی بر عقلانیت را دچار مشکل کرده است. برگزیت (نامی است که بر خروج انگلستان از اتحادیه ی اروپا نهاده اند) چه تمایل مردم به نئوناسیونالیسم در آن کشور در نظر گرفته شود چه اتخاذ سیاست های بلند مدت استعمار و استکبار مدار، این امر و این اتفاق پژواک های متعددی را برای این کشور و سایر دولت-ملت های اتحادیه ی اروپا به همراه خواهد داشت. آنچه مورد بررسی قرار گرفت، تبعات و اثرات این رخداد منحصر به فرد بر کشور خروج کننده بود؛ اما مسئله ی مهم دیگری که طرف دیگر قرار دارد، سرایت و ایجاد دومینوی این حرکت سیاسی در سایر کشور های عضو است. اگر احتمال موفقیت آمیز بودن این خروج به قطعیت مبدل گردد، انگلستان به یک الگو و نمونه برای سایر کشور ها انتخاب می شود و نتیجتا لیبرالیزاسیون و نهاد پروری در عرصه ی محیط بین الملل(به خصوص سیاست خارجی) به یک خط مشی نه چندان موفقیت آمیز نزول پیدا می کند. بی تردید این موضوع، قابلیت بسیط و فصیل شدن دارد که اتکا به اختصار اجازه ی بررسی همه جانبه را نخواهد داد. در انتها به مناسبت خروج استعمار پیر از اتحادیه اروپا این گزاره از «نفرین شدگان زمین» اثر"فانون" به ذهن متبادر می شود: استعمارگر تصویر منفی خود را بر استعمار شده تحمیل می کند و او نیز، همان تصویر تحقیر آمیز تحمیلی را به بیرون انعکاس می دهد. انتهای متن/ش

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 14 =