اگر تا ديروز براى پيروزى اين حركت عظيم الهى و متعاقبا صدور پيام كلى انقلاب به اقصى ‏نقاط عالم چنين سطحى از خيزش فرهنگى كامل بود اما امروز كه نيازمندى ‏هاى كلان فرهنگى در سطح و گستره‏اى متفاوت يا قبل مطرح است حتما نمى ‏توان با ابزارهاى موجود به مصاف دشمنى رفت كه با حربه علم و تكنولوژى ملل ديگر را مقهور و با سحر معادلات و مفاهيم ايشان را مسحور خود كرده است.

به گزارش سرویس فرهنگی آفتاب ري _ حجت الاسلام دکتر محمد مهدی بهداروند/ شايد نتوان در ميان نظريه ‏پردازان مادى و الهى شرق و غرب كسى را يافت كه در توجه جدى به امر «فرهنگ» ساختار فرهنگى ابزارها و روش‏هاى توسعه فرهنگ، ضرورت شناخت عوامل رشد فرهنگ و موضوعاتى مشابه تسامح را روا دانسته و نسبت به حفظ ارزش‏هاى مورد پذيرش خود سستى را مجاز شمرد. چه آنهايى كه اقتصاد را زيربنا مى‏دانند، و چه كسانى كه براى جامعه تنها اعتبارى ذهنى قائلند و آن را به موجودى زنده و پويا تعريف نمى‏كنند و چه آنها كه اساس‏ محورند و خواست و اراده بشرى را ملاك صحت اعمال دانسته و به معيشت الهى بى‏ توجه اند همگى در اين امر متفقند كه بايد با تمام قوا از فرهنگ و ارزش‏هاى خود دفاع كرد.

اگر شعار اصولى انقلاب ما حفظ و توسعه ارزش‏هاى الهى نبود، اگر چنين حركتى الهى، تمام مظاهر ما غرب و شرق را به چالشى عظيم فرانخوانده بود، اگر انديشمندان ما بر بسيارى از ابزارها و روش‏هاى توسعه فرهنگ اسلام ناب قبل از پيروزى انقلاب اسلامى نيز دست يافته بودند اگر لشكر دشمن تا اين اندازه خود را در بدنام‏كردن و مقابله همه‏ جانبه با اين انقلاب مبارك مجاز نمى ‏دانست باز هم صحيح بود كه «مهندسى فرهنگى» و توسعه آنها به‏ عنوان مهم‏ترين محور استراتژى داخلى نظام اسلامى قلمداد شود. زمانى كه فرهنگ نزد ما به‏عنوان يكى از مهم‏ترين مؤلفه‏ ها در سرپرستى جامعه محسوب مى‏شود زمانى كه وابستگى فرهنگى منشاء ديگر وابستگى‏ها و استقلال آن زمينه‏ساز رهيدن از تمام قيود است زمانى كه دو نهال «سياست و اقتصاد» در زمين بكر فرهنگ فرس مى ‏شوند از آن تغذيه مى ‏كنند و با حيات او مى‏زيند زمانى كه اولين خاكريز ما و دشمن در نبرد تاريخى و بى ‏امان اسلام و الحاد فرهنگ است و فتح آن توسط رقيب نقب نفوذ او تا آخرين سنگرهاى عقبه و مفتاح ‏الفتوحش در ديگر عرصه ‏هاست چه جاى درنگ و تساهل؟! هرچند در سال‏هاى پس از انقلاب اسلامى تحرك‏هايى از سوى انديشمندان متعهد براى رونق دادن به جريان تحقق و توسعه «مهندسى فرهنگى» صورت گرفته است اما به دلايل متفاوت اين حركت‏ها نتوانسته است تأثيرات جدى و بنيادين در ساختار فرهنگى كشور و به‏تبع در ديگر عرصه‏ ها برجاى گذارد. آنچه تا به حال صورت گرفته و منشاء صدور پيام انقلاب تا چهار گوشه كره خاك گشته است بيشتر متأثر از هيمنه سياسى انقلاب بوده است تا تأثير يافته از تلاش‏هاى فرهنگى. هرچند مى‏پذيريم كه قدرت سياسى انقلاب ريشه در فرهنگ غنى اسلامى دارد اما بر اين نكته نيز تأكيد مى‏ورزيم كه زمان پيروزى انقلاب با دوران تداوم و گسترش آن در سراسر جهان و ارائه تمدنى نوين برپايه ارزش‏هاى الهى بسيار متفاوت است. اگر تا ديروز براى پيروزى اين حركت عظيم الهى و متعاقبا صدور پيام كلى انقلاب به اقصى ‏نقاط عالم چنين سطحى از خيزش فرهنگى كامل بود اما امروز كه نيازمندى ‏هاى كلان فرهنگى در سطح و گستره‏اى متفاوت يا قبل مطرح است حتما نمى ‏توان با ابزارهاى موجود به مصاف دشمنى رفت كه با حربه علم و تكنولوژى ملل ديگر را مقهور و با سحر معادلات و مفاهيم ايشان را مسحور خود كرده است. در اين جنگ نابرابر فرهنگى همتى مضاف بايد. مسلما اين سخن هيچ‏گاه به ‏معناى غلبه دائمى دشمنان و ضعف ذاتى دوستان نيست بلكه اين فرهنگ زبون ماديت است كه همواره از درك ابتدايى‏ترين مفاهيم الهى عاجز است اگر امروز جنگ فرهنگى در بعضى از عرصه ‏ها به‏نفع ما نيست علت را بايد در ضعف تساهل خود جستجو كرد، نه در قوت فرهنگى دشمن. بى ‏گمان اين‏همه غور و جستجو و گفتگو در عرصه‏هاى متنوع فرهنگ آن هم رويكردى به انديشه‏هاى بلند حضرت امام خمينى(ره) «معمار فرهنگ انقلاب» بيش از هر چيز نشانه نياز و ضرورتى حساس است كه امروزه نظام و جامعه فرهنگى جامعه احساس مى ‏نمايد. بررسى فرهنگ و سير تاريخى آسيب ‏شناسى فرهنگى در عرصه انقلاب اسلامى از جمله مباحثى است كه مى ‏توان با نقد و بررسى صحيح آن درجهت تحقق عملى ايده‏آل امام خمينى مبنى بر انقلاب فرهنگى گام‏هاى موفقى را برداريم. رفع نیازهای فرهنگی جامعه و پذیرش بخش های متضاد و متفاوت درون یک جامعه از دیگر گام هایی است که برای رسیدن به آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی می توان برداشت. تعبد عملى مسئولين به اوامر رهبرى، تقويت روحيه تلاش و اميد و بى‏اعتنايى به تجمل‏گرايى، توجه به اثرات فرهنگى تصميم ‏گيرى‏هاى اقتصادى، توجه جدى به افكار دانشگاهيان، توجه به پرورش نونهالان و كودكان، رعايت صلاحيت در واگذارى مسئوليت‏ها، ايجاد زمينه مناسب و لازم براى حل معضلات فرهنگى و بهره‏ بردارى از نقاط قوت فرهنگى در حل مشكلات فرهنگى نیز که به حوزه اجرا مربوط است از دیگر لوازم رسیدن به آرمانهای فرهنگی جامعه است. نهادها و مسوولان فرهنگی برای رفع آفات و تهدیدات فرهنگی یا به عبارت روشن تر«تهاجم فرهنگی» باید ضمن حاکمیت قانون و توجه به حقوق دیگران، ایجاد مانع بر سر راه فساد اداری، توجه به مقوله امر به معروف و نهی از منکر و نیزهماهنگى و يكپارچگى دستگاه‏هاى فرهنگى با عملیاتی کردن مسایلی چون عدم اعمال نفوذ در آراء محاكم، عدم ساده‏انديشى و استفاده از كارشناسان در تبيين معضلات پیشگیری از نفوذ روحیه تظاهر و نفاق و ایجاد نشاط عمومی در مجامع فکری و دانشگاهی مسیر ایجاد نشاط در فضای فرهنگی کشور و تحقق آرمانهای رهبر معظم انقلاب را فراهم سازند. در این راستا نهادها و سازمانهایی چون شوراى عالى انقلاب فرهنگى، حوزه ‏ها، دانشگاه‏ها، صدا و سيما، وزارت ارشاد، سازمان و دفتر تبليغات اسلامى، مساجد و مدارس در کنار نقش آفرینی محصولات فرهنگی چون كتاب، روزنامه، فيلم و موسيقى تاثیر بسزایی در تحقق این آرمانها دارند.

انتهای پیام/ش

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =