پايگاه خبري تحليلي آفتاب ري :

حجت‌الاسلام قاسم روانبخش

اخیرا جناب آقای رییس جمهور در نطق تلویزیونی که از شبکه یک به صورت زنده پخش شد مطالب و موضوعات متعددی را به صورت یک طرفه با مردم در میان گذاشت که بعضی از آن ها نیاز به تامل و نقد تفصیلی دارد ولی بخش پایانی آن حاوی مطلبی بود که به دلیل اهمیت در اینجا به آن می پردازیم: آقای رییس جمهور در پاسخ به پیشنهاد مجری مبنی بر این که یکی از حرف‌های دوره سکوت را بگوئید، به صورت طعنه آمیز نسبت به انتقادات دلسوزانه ای که بعضی بزرگان نسبت به برخی سخنان و رفتارهای اطرافیان رییس جمهور داشته اند، اظهار داشت: " به خدا قسم این دولت پاک‌ترین دولت تاریخ کشور است. بخدا قسم هیچ کس در دولت فراماسونر یا حجتیه یا بهایی و خطر بزرگی بعد از صدر اسلام نیست و نه منحرف و نه خائن است. "
در باره اظهارات پایانی رییس جمهور نکاتی را متذکر می شویم:
1. خدمات گسترده دولت
تردیدی نیست که در دولت نهم و دهم نقطه های مثبت فراوانی وجود داشته و دارد که برخی از آن ها از ویژگی های این دو دولت است. و به همین دلیل بارها مورد تایید مقام معظم رهبری قرار گرفته است. کارهای وسیع عمرانی در مناطق مختلف کشور، پیشرفت چشمگیر در زمینه علم و فناوری، ارتقای جایگاه ایران در عرصه سیاست خارجی و مسائل بین المللی، برجسته شدن ارزش های انقلاب در گفتار و رفتار دولت از جمله ساده زیستی و دوری از تجمل، استکبار ستیزی و افتخار به انقلابی گری و تلاش برای ارتباط گسترده با مردم از جمله نقاط قوت دولت است که مقام معظم رهبری در همین دیدار اخیرشان با هیات دولت به آن ها اشاره داشتند. بی تردید هیچ فرد با انصافی نسبت به نقاط مثبت و خدمات گسترده این دولت نمی تواند بی اعتنا باشد.
2. حمایت به معنای تایید کامل نیست
بسیار روشن است که حمایت مقام معظم رهبری از دولت به معنای تایید همه کارهای دولت نیست. چنین نیست که معظم‌له با حمایت از دولت و برشماری برخی از نقاط برجسته و مثبت دولت، همه آن چه را که در دولت انجام شده و می شود یا هر موضع و رفتار یا سخنی را که رییس جمهور یا معاونان و وزرایش اتخاذ می‌کنند یا می‌گویند صد در صد مورد تایید قرار بدهند. کاملا واضح است که رهبری در برابر دولت چک سفید امضا نداده و نمی‌دهند. شاهد این مدعا این است که اولا خود رییس جمهور که مدافع جدی دولتش می‌باشد هرگز نسبت به دولت خودش چنین چک سفید امضایی نداده و نمی دهد؛ یک روز به هنگام معرفی وزیر او را به عرش می‌رساند و روز دیگر آن قدر در نزد وی مغضوب می شود که فرصت بازگشت از سفر خارجی پیدا نمی کند، بلکه به هنگام سفر از سمت خود عزل می گردد! عزل قریب به 13تن از وزرا در کابینه نهم و برخی از وزرا و استانداران در کابینه دهم نشانه وجود اختلاف نظر رییس جمهور با برخی از اعضای دولت خویش است و این که خود ایشان نیز همه اعضای دولت منصوب خودش را قبول ندارد و به حق یا خطا معتقد به ضعف و ناکارآمدی برخی از آن ها بوده است و البته شاید تا پایان عمر دولت دهم برخی دیگر نیز به همان کاروان بپیوندند. شاهد دوم این که مقام معظم رهبری بارها در سخنرانی هایشان بویژه در دیدار با اعضای هیات دولت در سال گذشته و سال کنونی و در جمع مسوولان نظام نسبت به عملکرد دولت انتقاداتی داشته و توصیه هایی دارند که از جمله آن ها ضعف سیاست های دولت در اجرای اصل 44 و اولویت قرار ندادن فرهنگ بوده است که بارها نسبت به آن ها هشدار داده اند. ایشان ضمن گلایه از کم توجهی به مباحث فرهنگی فرموده اند" از ظرفیت ها و امکانات دستگاه های حکومتی نظیر صدا و سیما – فرهنگ و ارشاد اسلامی – آموزش و پرورش – و آموزش عالی به گونه ای استفاده کنید که مردم به مبانی دینی بیشتر علاقمند و پایبند شوند." نمونه دیگری از انتقادات ایشان این بود" شایسته نیست که دولت خود را درگیر حاشیه ها کند که البته برخی اوقات، دولت با کم توجهی زمینه ساز این حاشیه ها می شود" از جمله این حاشیه سازی هاموضوع ایرانی و ایرانی گری و توجه بی حد و حصر به پادشاهان قبل از اسلام بود که به تعریف و تمجید از کوروش و داریوش و انداختن چفیه بسیجی به گردن مجسمه آن ها منجر شد. در این راستا معظم له خطاب به رییس جمهور و دولت فرمودند: " اگر قرار است مسئله علاقه به ایران مطرح شود، یکی از مهم ترین راه ها، تحکیم و گسترش زبان و ادبیات فارسی است.
در مورد علاقه به ایران، به جای تأکید بر ایران قبل از اسلام، بر ایران بعد از اسلام تأکید شود زیرا افتخارات ایران بعد از اسلام در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. رشد پیشرفت های علمی، هنری، فرهنگی و حتی نظامی در ایران بعد از اسلام بویژه در دوران دیلمی، سلجوقیان و صفویه به هیچ وجه قابل مقایسه با ایران قبل از اسلام نیست.
اگر می‌خواهید از ایران و ایرانی گری حمایت کنید، ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است". یکشنبه (6/6/1390)
بنابراین، انتقادات مقام معظم رهبری به دولت نشانه آن است که چنین نیست که معظم‌له از همه اموری که در دولت می‌گذرد حمایت کنند و همه مواضع فرد فرد اعضا و از جمله رییس جمهور مورد تایید قرار دهند. لب سخن در این بخش،همان است که ایشان چند روز پس از دیدار با هیات دولت، در جمع خبرگان ملت فرمودند" در مسائل مختلف از جمله مسائل داخلی باید مراقب بود تا مغالطه‌ها ما را به اشتباه در تحلیل گرفتار نکند؛ ارزیابی من از شرایط این است که کشور، در مجموع در حال پیشرفت مطلوب است" . 1391/06/16 پیام این ارزیابی این است که وضعیت کشور در مجموع مطلوب است هرچند نقص ها و ضعف هایی در برخی رفتارها و مواضع وجود دارد. بنابر این حمایت های معظم له بر روی نکات مثبت دولت متمرکز است؛ نکاتی که می توان با تاکید بر آن ها، تبدیل به یک گفتمان کرد و به صورت مطالبه عمومی در آورد تا دولت های بعدی نیز بر همین منوال حرکت کنند.
3. منتقدین سه دسته‌اند
کسانی که از دولت انتقاد می کنند دارای اهداف و انگیزه های متفاوتی هستند و همه آن ها در یک دسته نمی گنجند. از این رو منتقدین را می توان دست کم به سه دسته اساسی تقسیم کرد.
الف. انگیزه سیاه نمایی
این دسته که جزو معارضان نظام اسلامی تلقی می شوند با انگیزه ضربه زدن به نظام از دولت انتقاد می کنند. در واقع انتقاد این دسته انتقاد از نظام است؛ این گروه از یک مو پلاس می بافند و حتی اگر ضعفی هم پیدا نکنند با جعل دروغ و تهمت سعی می کنند اعتبار نظام جمهوری اسلامی را مخدوش سازند. نمونه آن، اتهامات و دروغ پردازی هایی است که در فتنه 88 از سوی اپوزسیون داخل و خارج انجام شد و هم اکنون نیز رسانه های آن ها به آن مشغولند.
ب. رقابت سیاسی
برخی از منتقدین دولت کسانی هستند که به دلیل رقابت های سیاسی دست به انتقاد می زنند و هدفشان این است که با تخریب این جریان سیاسی میدان برای حزب و جریان خود باز کنند. از این رو هر چند ممکن است در انتقادات این دسته حقی هم وجود داشته باشد، ولی حب و بغض ها و افراط و تفریط ها نیز در آن موج می زند. روشن است که این گونه انتقاد ها از سر دلسوزی و خیرخواهی نیست . از این رو باید این گروه ها و افراد را به اعتدال و انصاف توصیه کرد و گفت " و لایجرمنکم شنآن قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی."
ج. انتقاد خیرخواهانه و دلسوزانه
گروه سوم کسانی هستند که انتقادشان از سر خیرخواهی و دلسوزی برای خود دولت و پیشرفت و تعالی اسلام و انقلاب و ارزش های آن انجام می شود. این گروه همان کسانی هستند که برای شکل گیری و به وجود آمدن چنین دولتی و حفظ و بقاء آن بیشترین خدمات کرده اند و به همین دلیل همواره مورد طعن طاعنان و توهین اهانت کنندگان قرار گرفته اند! دلسوزی این دسته از شخصیت ها و بزرگان هم به منظور خیرخواهی برای خود دولت است و هم برای اسلام و ارزش های متعالی آن، دلسوزی آنها برای دولت این است که بهتر است رییسجمهور در انتخاب همکاران از افراد موجه تر و سالم تر و اصول گراتر استفاده کند و از به کارگیری افرادی که موجب سرافکندگی دولت و سرخوردگی طرفداران خودش می شوند بپرهیزد. از سوی دیگر می بینند برخی وابستگان به دولت در سخنرانی های خصوصی و عمومی شان مطالبی مطرح می کنند که با اهداف انقلاب و ارزش های متعالی اسلام ناسازگار است. اگر در این زمینه به رییس جمهور توصیه ای شده، این بوده است که این قدر به این گونه افراد حسن ظن نداشته باشید، توجه کنید به این که در کشور افراد دیگری هستند که از مقبولیت عمومی بیشتری برخوردارند و هم از جهات مختلفی بر این گونه افراد برتری دارند و هم مورد تایید مقام معظم رهبری هستند ( برخلاف این ها)
4. ضرورت انتقاد پذیری
از آقای احمدی نژاد و رییس جمهوری که در سخنرانی های انتخاباتی نهمین دوره ریاست جمهوری، از شعارهای انقلاب و اسلام و اطاعت از رهبری دم می‌زد و به همین دلیل نیز موجب امیدواری شد و مردم به عشق زنده شدن شعارهای انقلاب و بازگشت منش و روش شهید رجایی او را رجایی دوم نامیده و با رای بالایی به ریاست جمهوری برگزیدند، انتظار می رفت که به این نصایح مشفقانه توجه کند و همان گونه که بسیاری از وزرا با همه مقبولیت و محبوبیتشان به اندک بهانه ای کنار گذاشته شدند، این گونه افراد مساله دار را نیز کنار می گذاشت و اسباب دلگرمی بیشتر مردم را فراهم می کرد. ولی برخلاف انتظار متاسفانه گویا سوگند یاد کرده بود که عکس آن چه خیرخواهان می گویند عمل کند تا کار به جایی رسید که 11 روز خانه نشینی در پرونده ایشان ثبت شد که در فرهنگ دیپلماسی، معنایی جز تمرُد از رهبری نمی تواند داشته باشد.
مقام معظم رهبری نیز در دیدار سال گذشته خود با هیات دولت با تاکید بر این نکته مهم که همه انتقادات به دولت یکسان نیست و باید به انتقادات خیرخواهانه توجه ویژه ای داشته باشند، فرمودند: "هدف از برخی انتقادهای داخلی که به پشتوانه رسانه های بیگانه صورت می گیرد تخریب است اما نقدهای مصلحانه و خیرخواهانه ای هم وجود دارد که از سوی طرفداران دولت هم نیست که باید به آن ها توجه و عمل کرد. ... ممکن است نخبگان خیرخواه، اعتراضی هم داشته باشند که لازم است با استقبال از آن ها ذهن فعال و پویای نخبگان را برای خود ذخیره کرد" دیدار با هیأت دولت 1388/06/16
متاسفانه آقای رییس جمهور در برابر این انتقادات سازنده و خیرخواهانه همواره با قرار دادن خود در موضع ملت این گونه وانمود می‌کند که همه مواضع او مواضع ملت است و مخالفان نظر او مخالفان ملت‌اند! و همه منتقدان را در یک صف می‌بیند و همه را به پای حساب دسته اول که دشمنان نظام و انقلابند می گذارد.
5. اظهار نظر غیر مسوولانه
یکی از نکات خوبی که آقای رییس جمهور در این نطق تلویزیونی بر آن تصریح داشت این بود که " باید معلوم شود که چه کسی مسوول چه کاری است. دولت مسوول سیاست خارجی است، برخی دخالت بی جا می کنند و متوجه نمی شوند که حرفی باید بزنند باید هماهنگ کنند" متاسفانه آقای احمدی نژاد این مبنا را در باره موضوعات دیگری که خود او در آن تخصصص ندارد رعایت نمی‌کند؛ در مسایلی اظهار نظر قاطعانه و غیر مسوولانه می‌کند که نه تنها در آن ها تخصصی ندارد بلکه مطالعات کافی هم ندارد. ای کاش ایشان این مبنا را لا اقل در موضوع اعتقادات و باورهای دینی مردم رعایت می کرد و آن را به اهلش واگذار می نمود و اگر می خواست در این باره حرفی بزند، لا اقل با کارشناسان دین هماهنگ می‌کرد. متاسفانه موضوع دین تنها موضوعی است که همه به خود حق می دهند در باره آن نظریه کارشناسی بدهند و نیاز به هماهنگی با کارشناسان و متفکران متخصص ندارد!
6. عمده نگرانی دلسوزان
همان‌گونه که گفته شد عمده انتقادات دلسوزان متوجه بعضی وابستگان به دولت بوده و هست؛ صرف نظر از مسایلی که مربوط به تبعیض ها و عزل و نصب های جهت دار و برخی مسایل مالی وجود دارد، عمده نگرانی منتقدان نسبت به ورود این افراد غیر متخصص در حوزه مسایل فکری و اعتقادی و فرهنگی است که گهگاهی به دون مناسبت در محافل خصوصی و عمومی مطرح می‌کنند، به این امید که از آن ها استفاده سیاسی برده، برخی اقشار خاکستری را به خود جذب کنند! محور این گونه سخنان را ناسیونالیزم، اومانیزم و پلورالیزم تشکیل می دهد؛ همان چیزهایی که رژیم گذشته برای فریفتن مردم و احیانا بزرگ نمایی و کسب شخصیت جهانی از آن ها استفاده می برد و پس از انقلاب نیز برخی سیاستمداران مدعی اصلاح طلبی آن ها را نشخوار می کردند. متاسفانه این گونه حرف ها در دولت اصول گرای دهم نیز از سوی برخی افراد مساله دار برجسته شده است و موج این افکار انحرافی در لابلای برخی سخنان رییس جمهور نیز خودنمایی می کند.( این گونه انحرافات در نطق نلویزیونی اخیر ایشان بسیار مشهود و قابل توجه بود که در مقاله دیگری به نقد آن ها خواهیم پرداخت.) این شعارها که از یک قرن پیش از طرف فراماسون ها به صورت فرمول " آزادی، برابری، برادری " به منظور وانهادگی فرهنگی و انسان مداری افراطی و حذف امتیازات اصیل اسلامی مطرح می شد، برخی از دوراندیشان را به این هشدار مهم نسبت به این خطر محتمل واداشت که مبادا باز هم دستگاه فراماسونری خواب جدیدی برای آینده کشور و مصادره انقلاب اسلامی دیده باشد. دوراندیشی هایی که در آغاز نهضت و آغاز انقلاب نیز انجام گرفت و نسبت به افکار انحرافی سازمان مجاهدین خلق ( منافقین ) و لیبرال ها هشدار لازم داده شد و بی توجهی به این هشدار ها خسارات عظیمی مانند حوادث غمبار هفتم تیر و هشتم شهریور و شهادت بهترین یاران امام را از جمله رییس جمهور، نخست وزیر، ایمه جمعه و مانند آن ها به وجود آورد.
رجانيوز

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 9 =