پايگاه خبري تحليلي آفتاب ري :گفتگو با سردار خانی جذابیت های خودش را دارد، آن وقتی که از جبهه می گوید و بغض لطیفی می کند، یا آن وقتی که اجلاس عدم تعهد را تحلیل می کند.

با عرض سلام و ادب؛ لطفا خودتان را برای خوانندگان  معرفی کنید و شمه ای از سوابق خود را بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم؛ مثل همه افراد من هم دورانی را طی کرده ام؛ اما توفیقی که من داشتم این بود که در دوران حضرت امام زندگی کردم و ایشان را درک کردیم. دوران بلوغ من با اوج گیری انقلاب همراه شده بود. الحمدالله این همزمانی بلوغ و انقلاب برای من یک توفیق بزرگی بوده است. خانواده ما یک خانواده مذهبی و فعال از نظر سیاسی بودند؛ به طوری که تا پیروزی انقلاب ساواک  چندین بار به خانه ما ریختند...

به چه دلیل؟

به خاطر قعالیتهای انقلابی پدر و اخوی ما که از فعالین سیاسی و مقلدین حضرت امام بودند. چندین بار اخوی ما به زندان شاه رفتند و این مسائل نقشی اساسی در شکل گیری شخصیتی ما داشت. ما در یک مرکز مبارزه قرار داشتیم آن هم در سن 16، 17 سالگی که این مطلب تاثیر عمیقی در من داشت. انقلاب پیروز شد؛ مقاطع رو طی کردیم تا  تهاجم عراق و به تبع آن دوران جنگ و دفاع مقدس شروع شد. 92 ماه از عمر ما در این دوران گذشت و این هم توفیق بزرگ دیگری بود که خداوند عنایت کردند.

از دوران دفاع مقدس هم اگر ممکن است برای ما بگویید.

در بیشتر عملیات ها در مناطق مختلف حضور داشتم و چند باری هم افتخار مجروحیت داشتم که این هم توفیق دیگری بود که خدا عنایت کردند.  بعد از قطعنامه هم تحصیل را ادامه دادم و طبق قوانین سپاه هم کارشناسی ارشد را اخذ کردم و بر اساس قوانین جدید سپاه در جایگاه مربوطه قرار گرفتم که برای من بسیار تلخ بود...

چرا تلخ؟؟؟

درجه و فضای این چنینی؛ ما تو فضایی می جنگیدیم که درجه و این حرفها اهمیتی نداشت؛ اما بعد از جنگ اتفاقاتی افتاد که مسئولین نتیجه گرفتند که در سپاه هم درجه بندی شود...

شما با این فضا موافق بودید( درجه و ...)؟

      از یک دید، بله؛  از یک دید هم نه.  تو جو برادرانه و فضای جبهه با فلز(روش) امثال ما سازگار نیست. اما در سطح بین المللی در هر صورت این سیستم کار آیی دارد. با توجه به فضا و سیستم ارتش و ناجا ما  هم باید درجه گذاری را انجام می دادیم.

اما خوب فضای جبهه و جنگ چیز دیگری بود، یک شب جبهه از صدها شب پشت جبهه ها برتر بود، با حال و هوا تر بود؛ صمیمی تر بود. یکی از جلسات حزب الله سخنرانی رفته بودم یکی از دوستان سوال می کرد راجع به فضای انتخابات و مقایسه با دوران جنگ؛ به او گفتم من یک شب عملیات را با 33 سال مجلس عوض نمی کنم.  مجلس زمان شاه که اصلا هیچ؛ هم غیر قانونی و هم غیر شرعی بود؛ با این فضای مجلس بعد از انقلاب هم عوض نمی کردم.

برگردیم به سوابق شما...

در بعضی استان ها فرمانده ارشد بودم، در لشگر 27 تهران فرمانده تیپ بودم، جانشین فرماندهی لشگر بودم، بعد از شهادت حاج احمد کاظمی و مهتدی در پرواز به سمت ارومیه چند ماه فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله(صلی الله علیه و آله) بودم، بعد از آن به عنوان جانشین سپاه تهران که بودم، اواخر فعالیت در سپاه بود که آقای قالیباف درخواست کرد که به شهرداری بیایم...

آخرین پست شما در سپاه، جانشینی سپاه تهران بود؟

بله؛ شهردار منطقه 11 شدم؛ اوایل هم زیاد به شهرداری وارد نبودم؛ اما وارد شدیم و در سال اول و دوم هم به عنوان شهردار نمونه معرفی شدم؛ 111 پروژه هم افتتاح کردیم به قوه الهی. لطف خدا و برکت شهدا و جبهه بود که من موفق شدم؛ خیلی از افراد با سوابق 20 و 25 ساله وارد نبودند؛ اما به من مراجعه می کردند.

در شهرداری طی سالهای گذشته اقدامات بسیاری انجام شد و خدمات خوبی به مردم صورت گرفت که همه به عنایت خداوند بود. در فضای شهرداری خیلی خوب می شود دست مردم را گرفت و به مردم خدمت کرد، هم جای کار فراوان مثبت زیاد است و هم فضای منفی کاری؛ لذا باید ببینیم فرد چگونه نگاه می کند.

این چالشهای سیاسی که معمولا بین دولت و شهرداری تهران وجود دارد؛ به خصوص بعد از دوران آقای هاشمی شاهد یک دوراتن پرتنش و چالشی بودیم بین دولت و شهردار تهران؛ اوج آن هم زمان آقای خاتمی بود که شهردار تهران را از حضور در هیئت دولت منع کردند و هنوز هم ادامه دارد؛ شما بهتر می دانید که در فضای خدمت رسانی باید آرامش حاکم باشد؛ می خواست کمی در این رابطه صحبت بفرمایید.

ببینید متاسفانه در کشور ما نوع نگرش سیاسی در کارهای مدیریتی اثر گزار است. در بعضی کشور ها این طور نیست، در بعضی مقاطع در کشور ما هم این طور نبوده است، امروز اگر یک فرد مدیر می شود همه باید به او کمک کنند و از او حمایت کنند، اما متاسفانه این گونه نیست، گروه ها، تشکیلات های مختلف، احزاب، تعیین کننده هستند و خیلی نقش بازی می کنند؛ همین بازی سیاسی اینها باعث می شود تا مدیر نتواند وظایف خود را انجام دهد و مردم هم ضرر می کنند، شما نگاه کن امروز دعوای دولت با  شهرداری تهران، ضررش مستقیم متوجه مردم است. شهرداری از صفر تا صدش مردم هستند؛ از حقوق شخص شهردار تا همه کارهایی که در شهر انجام می شود از مردم است، پول از مردم گرفته می شود و خرج مردم هم می شود، در این مسیر اگر به شهرداری بیشتر کمک شود مردم بیشتر سود می برند و گرنه شهرداری مجبور به اعمال فشار بیشتر بر مردم می شود و پول بیشتری بگیرد برای اداره شهر بزرگی مثل تهران که جزء چند کلانشهر بزرگ دنیا است. آن هم با این حجم کار و فعالیتی که وجود دارد، حالا شما تصور کن که شهرداری هم کاری نکند و دست روی دست بگذارد؛ چه اتفاقی می افتد؟ به راحتی به یک پارکینگ کامل و بزرگ تبدیل می شود که مردم حتی توان تکان خوردن هم ندارند. لذا این جا شهرداری نباید به دولت کمک کند بلکه دولت باید به شهرداری کمک کند. هرکسی رییس دولت بود و هرکسی هم که شهردار تهران بود این کمک باید برقرار باشد.

الان هم که با این وضعیت...

مهمم نیست چه کسی رییس دولت است و چه کسی شهردار؛ ولی دولت باید به شهرداری کمک کند. شهرداری می کوید که من در سال 91 توان احداث 20 کیلومتر از خطوط مترو را دارم، اما اگر دولت کمک کند این توان به 40یا  50 کیلومتر هم می رسد. اتوبان هم همین است؛ مردم چه قدر راحت تر می شوند؟ تملکات هم  همین است، شاید خیلی از اعتبارات شهرداری که خرج می شود همین مسئله تملکات است، در فضای سبز و یا حتی مقابله با آلودگی هوا؛ دولت خیلی توان کمک دارد.

اما این چیزی که شاهد هستیم، دولت ها تقابل می کنند و همین که وارد تقابل می شوند دودش به چشم مردم می رود.

اگر اجازه بدهید مسیر بحث را کمی تغییر بدهیم؛ در 2 حوزه می خواستم ادامه بدهم؛ یکی همین بحث اجلاس عدم تعهد و یکی هم بحث هفته دفاع مقدس که نزدیکش هستیم. به نظر شما این جنبش عدم تعهد چه جایگاهی در دنیا دارد؟ با توجه به فرمایشات حضرت آقا مه درافتتاحیه داشتد؛ در حوزه های مختلف بفرمایید.

ببینید یکی از مهمترین گروه های بین المللی است که بعد از سازمان ملل بیشترین کشورها در آن حضور دارند علاوه برآن رقمی در حدود 70% جمعیت جهان در کشورهای عضو عدم تعهد زندگی می کنند. موسسین و رهبران اولیه جنبش؛ وظایف و روش کار را به صورت بین المللی، عاقلانه و قابل قبول ملت ها طراحی کرده اند، اما جنبش  نتوانسته است خوب عمل کند، جنبش نم در بسیاری از مواقع تحت تاثیر قدرتهای بزرگ بوده است. بعضی از کشورهای عضو به همین دلیل وابستگی کارآیی و اثر خود را ندارند.

اما همین که در ایران برگزار شد به افزایش قدرت نم کمک می کند و جایگاه نم را قدرت می بخشد. در گذشته جنبش نتوانسته است به صورت قاطع عمل کند، در بعضی جاها جنبش نمره خوبی دارد اما در بعضی جاها جنبش نمره قابل قبولی ندارد.

برگزاری اجلاس در تهران نشان از قدرت ایران دارد، به دلیل اینکه ما الان در تحریم هستیم قدرتهای بزرگ دنیا مثل آمریکا به دنبال انزوای ایران هستند بحث تحریم از یک طرف و بحث منزوی کردن را از سوی دیگر دنبال می کنند؛ به صورت شبانه روز دنبال این هستند که اثر گزاری ایران را در منطقه کاهش دهند؛ در لبنان و سوریه ما را بی نفوذ کنند؛ با تمام قوا به دنبال منزوی کردن ما هستند. بعضی می گویند مگر فقط در این مقطع به دنبال این مسائل بودند؟ جواب می دهیم که خیر در 33 سال گذشته به دنبال این مسائل بودند و الان هم هستند. در مقطع کنونی هم به اوج خود رسیده است. در جنگ و درگیریهای داخلی، در مسائل اقتصادی، در فرهنگ ؛ در همه اینها فشار غرب و به خصوص آمریکا وجود داشته است. اما این صف کشی های کنونی کمتر اتفاق افتاده است. با این سرمایه گزاری آمریکاییها بیش از 20 یا 20 کشور هم نباید در اجلاس تهران شرکت می کردند؛ شما مطلعید اینها با پیامک و رایزنی و انواع و اقسام تهدیدها قصد ممانعت از حضور کشورها را داشتند؛ اما همه آمدند.

خوب اگر هیچ خاصیتی هم این جنبش نداشته باشد؛ این حضور در تهران یک امتیاز و پیروزی بزرگ منطقه ای و بین المللی برای ایران می باشد. آمریکایی ها بازی را شروع  کردند اما برنده این بازی ما شدیم، شما نگاه کن بعضی از  متحدین آمریکا علی رغم تهدیدات به تهران آمدند؛ بعضی از کشورهایی که با مخالفتهایی دارند مثلا در سوریه آمدند و در مسئله فلسطین با ما دست دادند در انرژی هسته ای گفتند شما حق دارید؛ درست است که در سوریه به دنبال براندازی هستند اما در ایران در خیلی از مسائل با ما همراه شدند. دیپلماسی ما در سطح بین المللی با محوریت مقام معظم رهبری که برنده جنبش عدم تعهد من در این می بینم؛ سخنان عالی، محکم و با بصیرت مقام معظم رهبری و بعد سایر مسئولین؛ نوع دیپلماسی که آقا شروع کردند، در جاهای مختلف با سخنرانی هایشان، حرفهایشان و تذکر به مسئولین؛ با روش کاری که برای مسئولین تنظیم کردند نتیجه اش این شد که خیلی از کشورها آمدند.

تعداد روسا و نخست وزیران کشورهایی که آمدند از قدرتهای منطقه ای و جهانی بودند مثل نخست وزیر هند، کشور قدرتمند هند که هم در منطقه قدرتمند است و هم در دنیا؛ نخست وزیر این کشور با یک هیئت و ترکیب عالی رتبه می آید به عنوان یکی از کشورهای موسس جنبش و یکی از قدرتهای جهانی شرکت می کند. این حضور کار بزرگی است که حاصل لطف خدا و تدابیر ارزشمند مقام معظم رهبری به مسئولین؛ نتیجه اش این پیروزی شد.

جنبش اگر در گذشته فراز و نشیب هایی داشته است؛ اما این اجلاسی که در ایران برگزار شد یک اتفاق ویژه ونادری بود  که همه دشمنان ما در یک طرف ایستاده بودند که جنبش را با عدم حضور کشورها و مقامات ارشد به چالش بکشند اما به تعدا انگشتان دست هم توان تاثیرگزاری نداشتند، برد اصلی و اثر گزاری اصلی، سخنرانی و اعلام مواضع مقام معظم رهبری بود که استراتژی جمهوری اسلامی و اسلام را در حضور دبیر کل سازمان ملل مطرح کردند، حتی سازمان ملل را در حضور بان کی مون به چالش کشیدند و به او گوشزد کردند که این فرمانی که در دست توست یک فرمان لغزنده ای ایست که تحت تاثیر قدرتها و مستکبرین است و اینها دارند تو را به مسیری که خودشان می خواهند می برند.

تحلیل شما در خصوص تبدیل جنبش به سازمان بین المللی به منظور ایفای نقش بیشتر در تحولات جهانی و ایجاد یک دبیرخانه در دوره ریاست ایران  (در کمتر از یکسال باقی مانده از دولت و 2 سال دولت بعدی) چیست.

این دوره هم برای ما و هم برای جنبش فرصت خوبی است؛ ما خوب شروع کردیم؛ جمهوری اسلامی میزبان بسیار خوبی بود و اگر بخواهیم دوباری میزبان شویم مدتی در حدود 100 سال زمان نیاز داریم؛ لذا در این 3 سال  که مسئولیت جنبش در اختیار ماست کارهابی بزرگی می توانیم انجام دهیم. بعضی دوستان سازمان شدن را مطرح کرده اند مسئله ای است احتمالی که من به آن نمی پردازم. ولی دبیرخانه لازم است، برای جنبش دبیرخانه لازم است، خلا نبود یک دبیر خانه برای پیگیری کارها و مصوبات توسط کارشناسان خبره و آگاه کاملا حس می شود. این خلا باید پر شود و افراد زبده و آگاه در این دبیرخانه حضور پیدا کنند. هر چه دبیرخانه فعال تر و قوی تر باشد؛ حضور جنبش بیشتر و قوی تر می شود. از جنبش قوی تر می شود استفاده کرد.

در میان اعضا چهره های شاخص و موجه جهانی زیادی داریم، مقامات محبوب زیادی داریم؛ لذا پوسته دبیرخانه را از حالت اختصاصی و کانالیزه خارج کنیم. نکته بعدی این است که زمان سریع می گذرد ما باید در این 3 سال با یک برنامه مشخص و مدون بر اساس الگجوی اولیه تشکیل جنبش که مورد تائید ما هست حرکت کنیم البته در یک جاهایی انحراف پیدا کرده و دوباره اصلاح شده است  این انحراف و اصلاح چند بار اتفاق افتاده است، این کشورهایی که آمدند  گفتند ما نمی خواهیم زیر نفوذ بلوک شرق و غرب باشیم ما سلطه را نمی خواهیم؛ جنبش همین را انجام دهد بس است؛ کشورها مستقل شده و از زیر نفوذ خارج می شوند. اگر مردمی و مستقل شده و از زیر سلطه ابر قدرتها خارج شوند همه چیز تمام می شود.

استقلال و عدم وابستگی، حکومت مردمی اگر پیدا شد اتفاقات بزرگی می افتد،  در فلسطین با تاریخ بالای 4000 سال  که الان یک رژیم جعلی حدود 65 ساله بر آن حکومت می کند اگر استقلال رخ بدهد و حکومت مردمی شود ریشه خیلی از مسائل و مشکلات منطقه ای و بین المللی حل می شود.

دو مسئله را می خواستم بپرس که یکی را جواب داید؛ سالهای ریاست ایران....

حالا من یک نکته ای بگویم به شما بعضی جریانات مشکوک در روزهای گذشته می خواهند این موفقیت را به نفع یک جریان اعلام و مصادره کنند که عقبه اینها جریان انحرافی است؛ اصلا این طور نیست که یک گروه خاص موفق شده باشد. این موفقیت، دیروز و امروز به وجود نیامده است، آن روزی که ما 8 سال جنگیدیم به آمریکاییها نه گفتیم به شرق و غرب نه گفتیم و آن خونهای پاک ریخته شد در جنبش عدم تعهد موفق شدیم، زمانی که سال 42 امام سخنرانی کرد و قیام شد؛ زمانی که در فتنه 88 مردم به میدان آمدند و طومار استکبار را در هم پیچیدند، در جنبش موفق شدیم؛ این نیست که حالا یک دولتی آمده است و وزارت امور خارجه و اینها این غلط است؛ نتیجه 33 سال مقاومت مردم به رهبری امام و آقا باعث شد که ما موفق شویم حتی قبل از انقلاب مقوامت مردم در برابر رژیم ظالم شاه عوامل موفقیت ماست، شهید آیت الله غفاری نقش دارند؛ شهید آیت الله سعیدی نقش دارند؛ همه شهداو ایثارگران قبل و بعد از انقلاب در این موفقیت نقش دارند؛ شما باید اینها را برجسته کنید. بچه هایی که در جنگ شهید شدند بچه هایی که در شلمچه خون دادند در این پیروزی نقش دارند. کسانی هستند که رفتند در آن جا نشستند و الا هم می گویند بردیم و همه کشورها را آوردیم، عمر البشیر از اینها بیشتر فهمید وقتی آمد گفته بود خداوند امام خمینی را رحمت کند....

اگر ایستادگی مردم در قبل و بعد ازانقلاب نبود این پیروزی به دست نمی آمد. در همین خیابان های تهران من جانشین سپاه تهران بودم و دیدم که اگر این بچه ها این بسیجی ها و این مردم نمی ایستادند امروز اصلا جنبشی نبود؛ همه چیز رفته بود. لحظه شماری می کردند که همه چیز تمام می شود سال88 شما یادتان هست سال 60 نیست که جوانترها یادشان نباشد. اگر 9 دی مردم پای کار نظام و آقا نمی آمدند مردانه در این خیابانهای شهرها نمی ایستادند کشوری نمی ماند که جنبشی بخواهد برگزار شود.

حالا الان بعضی ها می گویند این دیپلماسی ما بوده و .... شما باید این را پر رنگ کنید.

یک بحثی که داریم تحریم های اقتصادی است؛ بعضی می گویند تاثیر دارند بعضی می گوید نه، بعض ها هم می گوید نفس برگزاری اجلاس در تهران می تواند در شکستن تحریم ها به ما کمک کند، مثلا اعلام شد که طی برگزاری اجلاس در تهران مشتریان جدید برای فروش نفت ما پیدا شده است؛ اگر امکان دارد در این مورد تحلیل خودتان را بفرمایید.

گام های بزرگی رو به جلو برداشتیم؛ ولی ما باید بدانیم که از یک روش به نتیجه نمی رسیم، این که فکر کنیم که ما همه مشکلات را می شود با اینها حل کنیم، این درست نیست؛ حضرت آقا فرمودند: اقتصاد مقاومتی، بومی سازی؛ دولت و مسئولین ما همه توان را باید به سمت استقلال و عدم وابستگی برود ما برد میکنیم.

ما چطور در جنگ پیروز شدیم؛ اوایل ما فشنگ را هم وارد می کردیم آقا فرمودند ما حتی سیم خاردار را از خارج می خریدیم، در سختی های جنگ، در بی مهری هایی که دنیا به  ما نشان می داد، ما خودمان را به آب و آتش زدیم و ساختیم؛ تجهیزاتمان را خودمان تولید کردیم. در اقتصاد باید این گونه حرکت کرد نمی شود 3000 میلیارد اختلاس کرد و دم از تولید و خود کفایی زد باید عوامل آن را تنبیه کنیم؛ در جنبش عدم تعهد اگر نمره ما 20شده است و 10 قدم رو به جلو رفته ایم اگر از نظر بین المللی کارهای بزرگی کردیم؛ نباید سالم سازی در مدیریت فراموش شود، شایسته سالاری نباید فراموش شود، مدیران لایق باید سر کار باشند، آدم های مجرم و متحلف باید تحت پیگرد قرار گیرند .

اقتصاد هم باید وابستگی اش کم شود. وابسته اگر شدیم تو سری می خوریم؛ چرا بعضی کشورها قد نمی کشند چون وابسته هستند. عربستان چقدر درآمد دارد؟ 100 دلاری در سعودی حدود 373  ریال سعودی به شما می دهند ولی 0 تا 100 وابسته است، اداره همه چیز دست آمریکایی هاست، هرچه آمرکیا دیکته کند باید گوش دهند، عربستان خودش را خیلی قوی می داند اما این طور نیست تو خالی است؛ ما باید نکاتی که حضرت آقا در مباحث اقتصادی فرموده اند را نصب العین قرار داده و بر اساس آن حرکت کنیم. نباید بازی کنیم؛ اوامر ایشان باید عملیاتی شود.

نمی شود مردم را توجیه کرد با مردم بازی کرد؛ بگویید که 120 کشور آمدند اما قیمت فلان اجناس این است؛ برای مردم گرانی توجیه ندارد.

بیکاری و تورم و گرانی دلایل خودش را دارد؛ در بعضی شهرها ما بیکاری حدود 18 درصد داریم، جوانی که لیسانس و فوق لیسانس دارد در خانه است باید برایش کار درست کرد؛ مباحث بین المللی را باید از مسائل داخلی جدا کرد. جوان نیاز به کار و ازدواج دارد؛ دولت باید ایجاد کند.

در نزدیکی هفته دفاع مقدس هستیم؛ چه شد که عراق به ایران حمله کرد.

اتفاقی که در دنیا افتاد برای قدرتهای بزرگ مثل آمریکا ناگوار بود؛ ایران ژاندارم منطقه بود، یکی از متحدین اصلی و حیات خلوت آمریکا بود؛ این انقلاب اسلامی در ایران برای هر دوبلوک سخت بود و با هم توافق داشتند که راه  انقلاب را سد کنند. علی رغم این که خیلی جاها با هم اختلاف داشتند در برخورد با ایران متحد بودند. وقتی دیدند که با فشار و جنگ روانی حریف ما نشدند صدام را تحریک کردند به ایران حمله کرد؛ لذا می بینیم در این حمله هم آمریکا  و قدرتهای غربی و هم روس ها از صدام حمایت می کردند؛ هواپیماهای اروپایی و تجهیزات شرقی با اطلاعات آمریکایی در اختیار صدام بود برای این که حریف انقلاب اسلامی شود.

چون انقلاب اسلامی را برای نظام سرمایه داری و نظام کمونیستی مزاحم جدی، مانع و خطر ناک می دیدند. آن هم انقلابی با چشمه اسلام و قرآن و ولایت که آن روز حرف های جدیدی بود و جاذبه هم داشت.

بهترین فردی که هم تحریک پذیر بود و هم  زمینه داشت  صدام بود که به ایران حمله کرد.

خیلی از افرادی که مثل شما در جنگ بوده اند و سابقه ای دارند همیشه از نقش و رهبری عالی حضرت امام می گویند، می خواستم شما هم در این رابطه صحبت کنید. چون نسل جوان امروز علی رغم دلبستگی به رهبری هنوز نقش عالی رهبری را در پیروزی ها و دستاوردها به خوبی درک نکرده است.

چون بحث جنگ است من هم همان را توضیح می دهم؛ رزمندگان و فرماندهان یک ارادت عمیقی به امام داشتند بالاتر از رهبر بودن، بالاتر از یک فرمانده یا رهبر سیاسی، امام قلبها را تسخیر کرد. در جبهه و جنگ امام ما فوق بود. رزمنده ها و فرمانده ذوب در امام بودند، پدر و مادر می گفتند نرو جبهه بسیجی می گفت نه امام گفتند، باید بروم.

این کجا خودش را نشان می داد در محاصره های سخت که بین بودن و نبودن قرار می گرفتند، بین این که شهید میشود یا نه؛ فرمان امام می رسید مثل حصر آبادان یا پاوه که به دستور امام شکست در این صنه ها اشخاص دیگر به فکر خودشان نبودند؛ بلکه به فکر اجرای دستور امام بودند حتی اگر جان میدادند هم نمی گذاشتند حرف امام زمین بماند.

و این ارادت و محبت به امام با بصیرت بود نه کورکورانه؛ چون امام هر چه می گفت قبلش خودشان به آن عمل می کردند.

ما قبل از رفتن به جبهه می رفتیم جماران با ظرفیت دو برابر می رفتیم داخل چون کوچک بود اما اصلا گذر زمان و کوچکی مکان را حس نمی کردیم این قدر علاقه به امام بود که هیچ چیز جز امام را نمی دیدیم. الان با خودم می گویم آیا ما بودیم که آن جا بودیم با سختی زمانی و مکانی که در مقابل امام می نشستیم ئ گوش به حرف امام می دادیم؟

امام فرمانده قلوب بودند. بعد هم بحث رهبری بود؛ نمی دانم چه کلمه ای بگویم؛ بالاتر از ولی فقیه؛ معصوم که ...

می خواهم بگویم که همه رزمنده ها سوختن برای امام را یک موفقیت می دانستند.

برای امام هم همین طور بود ایشان هم عاشق رزمنده ها بودند، وقتی خانواده شهدا با عکس شهیدانشان خدمت امام می رفتند، امام به مرحوم سید احمد فرموده بودند بگویید این عکس ها را نیاورند، من وقتی این عکس ها را می بینم با همه وجود متاثر می شوم فکر می کنم این ها فرزندان من هستند و سالها در کنار من بوده اند. از بدن من، اینها کنده شده اند.

در جبهه ها در 8 سال یک نفر هم نگفت چرا امام جنگ را تمام نمی کند؛ هیچ کس چرا نمی گفت، می گفتند امام به منبع الهی متصل است.

و یک خاطره که جایی هم نگفته باشید برای حسن ختام این مطلب بفرمایید.

اولین جبهه من چغالوند بود در گیلان غرب؛ از گیلان غرب 1 ساعت تا 1 ساعت و نیم تا پایین  ارتفاع و از آنجا تا بالا هم 1 ساعت تا 2 ساعت راه بود. خط ما آنجا بود. در آن جا ما غذای گرم نداشتیم، فردی هم اگر مجروح می شد تا پایین حدود 3 ساعت طول می کشید که منتقلش کنیم. خیلی سخت بود.

غذای گرم هم هر مثلا چند وقت یکبار با گونی می بردیم بالا؛ آب و غذا هم با قاطر می بردیم؛ همه چیزمان هم چفیه بود.

20 یا 25 روز آنجا بودیم گفته بودند آقا پی خامنه ای می خواهند بیایند آنجا که با رزمنده ها دیدار داشته باشند آن موقع ایشان نماینده حضرت  امام در شورای عالی دفاع بودند. بنده هم فرمانده منطقه بودم. ما دیدیم از دور فرد لاغری از شیار با چند نفر بالا می آیند.

آمدند نماز خواندیم عکسی هم انداختیم که سفره خالی بود، عکسش در سایت ما هست؛ نماز خواندیم در یک شیار نشستیم ایشان صحبتی داشتند و سپس از مشکلات پرسیدند؛ جواب دادم که آقا ایشان فشنگ سهمیه بندی است در هیچ کجا دنیا در جنگ فشنگ سهمیه بندی نیست، ما شبی 10 فشنگ بیشتر سهمیه نداشتیم، آخرین مشکل هم مسئله غذای گرم بود که خدمتشان گفتم؛ ایشان فرمودند این غدایی که من اینجا با شما خوردم از همه غذاهای گرمی که خوردم بیشتر لذت داشت.  از آن به بعد هر کس که می آمد من هر مشکلی را می گفتم جز غذای گرم. غذای آن شب هم کنسرو سرد بادمجان بود.

2 یا 3 ساعتی ماندند بعد هم یک ماشین نیسانی آمد و جلو نشستند و رفتند خاطرم هست در صحبت هایشان چند بار اسم امام را با عظمت بردند.

ممنون که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید.

خواش می کنم، موفق باشید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =