سرویس سیاسی رویداد، نظامی‌گری، ارتش‌گرایی، یا میلیتاریسم یک ایدئولوژی است که معتقد است توان ارتشی سرچشمه و منبع همه امنیت‌هاست. نظامی‌گری در ملایم‌ترین شکل خود به این گزاره باور دارد که «آشتی از راه توانمندی نظامی» میسر می‌شود و آمادگی نظامی بهترین یا تنها راه دستیابی به صلح است.   «میلیتاریسم عبارت است از سیاست جریان سرمایه‌داری دایر به تحکیم و تقویت مداوم نیروهای نظامی، استفاده از نیروی نظامی در امور سیاسی و تدارک جنگ‌های اشغالگرانه. میلیتاریسم در عمل منجر به استقرار سیطره ارتجاعی‌ترین و متجاوزترین عناصر سرمایه انحصاری بر حیات اجتماعی و سیاسی کشور می‌شود... محافل زمامدار سرمایه‌دار برای رفع تضادها و ادامه سیطره خویش به میلیتاریسم متوسل می‌شوند، ولی این سیاست خود موجب تشدید تضادها و ایجاد تضادهای جدید در بطن نظام سرمایه‌داری می‌شود. این سیاست هم‌زمان با سیطره انحصارات، تشبثات دول امپریالیستی علیه کشورهای سوسیالیستی و نهضت آزادی‌بخش ملی و زحمتکشان کشور خود و انعقاد پیمان‌های نظامی تجاوزکارانه وسعت می‌یابد. سرمایه‌داری انحصاری دولتی میلیتاریسم را به طرز بی‌سابقه‌ای شدت می‌دهد...» سابقه تاریخی میلیتاریسم از لحاظ پیشینه تاریخى میلیتاریسم به سنت ارتش پروس و گرایش نظامى دولت آلمان برمیگردد . بیسمارک یکى از رهبران آلمان معتقد بود که تاریخ از طریق خون و شمشیر حرکت میکند . اندیشه بیسمارک تلفیقى بود از میلیتاریسم ، ناسیونالیسم و محافظه کارى . شروع جنگهاى جهانى بوسیله آلمان ، گرایش میلیتاریستى در این کشور را تحریک نمود . در زمان ناپلئون بناپارت در فرانسه " تین بناپارتیسم" که مظهرى از میلیتاریسم بود شکل گرفت و در زمان او ارتش نقش بسیار زیادى در تحولات سیاسى - اجتماعى پیدا کرد . گسترش میلیتاریسم در اروپا یکى از زمینه هاى پیدایش فاشیسم بود که جنبشهاى فاشیستى از رسوم نظامى اقتباس کردند و سنتهاى نظامى را مورد ستایش قرار دادند . میلیتاریسم بعنوان یک مفهوم و شعار در مشاجرات حزبى و سیاسى کاربرد بسیار زیادى دارد . میلیتاریسم به دو معنى بکار میرود : الف - نفوذ فرهنگ ارتشى در جامعه : منظور از میلیتاریسم در اینجا نفوذ ارتش یا شیوه زندگى و فرهنگ ارتشى در زندگى سیاسى و اجتماعى است . معمولا در شیوه زندگى و فرهنگ ارتشى نظم و سلسله مراتب و رابطه سلطه و اطاعت و نگرشهاى جنگ طلبانه مورد تمجید قرار میگیرد . از اینرو میلیتاریسم اغلب به معنى عارضه و بیمارى سیاسى - اجتماعى بکار برده میشود و منظور آن است که ارتش از حدود وظایف مشروع خود فراتر رفته است . ( حال به هر دلیلى مثل :1 - نوسازى ارتش ، 2 - رقابتهاى تسلیحاتى ، 3 - افزایش شمار نظامیان ، 4 - افزایش هزینه هاى تسلیحاتى ) ب - دخالت ارتش در سیاست : کاربرد فزاینده تکنولوژى در زمینه تسلیحات باعث تشکیل ارتشهاى مدرن و منظمى شده است ؛ که موجب دخالتهاى غیر مستقیم ارتش در سیاست میگردد بطوریکه گسترش تکنولوژى مدرن ، بوجود آمدن مجتمعهاى نظامى و فرهنگ تسلیحاتى ، موجب گسترش میلیتاریسم نوین گشته است . تعریف نظامی‌گری واژه میلیتاریسم به‌طور گسترده‌ای هم برای اهداف تحلیلی و هم مقاصد عملگرایانه در پدیده‌‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در سنت لیبرال غربی بیشتر پژوهشگران بر ویژگی زیاده‌روی (هزینه‌های نظامی، خرید جنگ‌افزار و...) تاکید می‌‌‌کنند در حالی که در جریان مارکسیسم، میلیتاریسم مرتبط با امپریالیسم و سرمایه‌داری انحصاری دیده می‌شود (Closer, 2008, 42). با وام‌گیری از هر دو سنت می‌توان بحث میلیتاریسم را در سه بعد سازمان داد. الف- بعد رفتاری میلیتاریسم، ب- نگرشی یا ایدئولوژیکی میلیتاریسم و ج- بعد ساختاری میلیتاریسم. این سه بعد هرچند با همدیگر مرتبط‌ هستند ولی این مساله عملا باعث می‌شود ارتباط آنها ضعیف شود. پژوهش‌های گسترده‌ای لازم است تا به‌طور دقیق ارتباط این ابعاد را مشخص کند. مثلا چه ارتباطی بین خرید انبوه و انبارسازی تسلیحات از سوی کشورهای یک منطقه (رقابت تسلیحاتی در بعد رفتاری) با احتمال وقوع جنگ یا عکس آن (یعنی موازنه) در آن منطقه وجود دارد؟ یا میزان تاثیر گرایشات ، نگرش‌ها و باورهای نخبگان و ایدئولوژی یک نظام خاص بر وقوع مقوله جنگ در کنار دیگر عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی چیست؟ و در نهایت ساختارهای داخلی و نظم منطقه‌ای و بین‌المللی چه تاثیری بر تقویت یا تضعیف احتمال وقوع جنگ می‌گذارند؟ به‌طور کلی با مرور موارد تاریخی پدیده‌هایی که به  ‌عنوان گرایشات میلیتاریستی شناخته شده‌اند، می‌توان گفت ویژگی‌های آنها از یک مورد به مورد دیگر متفاوت است و شاید نتوان واژه میلیتاریسم یا نظامی‌گری را به یک پدیده خاص تقلیل داد بلکه بیشتر باید میلیتاریسم را به ‌عنوان یک بخش کلی و برچسب برای یکسری پدیده‌های مرتبط به هم در سیاست خارجی به‌کار برد. پدیده‌های مثل رقابت در خرید تسلیحات و رشد مجموعه‌های صنعتی- نظامی بیشتر از رشد اقتصاد ملی ، افزایش شمار نظامیان و هزینه‌های نظامی، تقدم همکاری‌های نظامی امنیتی بر همکاری اقتصادی، ورود به ائتلاف‌های نظامی منطقه‌ای و بین‌المللی، گرایش به حل و فصل نظامی اختلافات تا حل مسالمت‌آمیز آنها و در نهایت تبلیغ ایدئولوژیک اختلافات و ضرورت مقابله با آن به‌عنوان یک تهدید بین افکار عمومی و نهادینه کردن فرهنگ هابزی در محیط اجتماعی یک منطقه از شاخص‌های گرایشات میلیتاریستی در سیاست خارجی هستند. جنگ سرد و هزینه ها: جنگ سرد یکی از عوامل موثری بود که برای چند دهه به عنوان عامل اصلی رقابت های تسلیحاتی و به تبع آن هزینه های تسلیحاتی عمل می کرد. با پایان جنگ سرد انتظار می رفت که در این فرایند تغییراتی حاصل شود. برخی اتفاقات زودگذر این خوش بینی را تقویت می کرد و در مدت کوتاهی نیز هزینه های نظامی رو به کاهش گذاشتند. اما از سال 2002 به بعد روند کاهش هزینه های نظامی معکوس گردید و این منحنی سیر صعودی خود را از سر گرفت، به گونه ای که هم اکنون به اوج خود رسیده و به یک نگرانی عمده تبدیل شده است. در همین راستا موسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم (SIPRI) در گزارش سالانه خود اعلام کرد که هزینه خرید و فروش جنگ افزار در جهان کماکان رو به افزایش است. این موسسه در گزارش جدید خود اعلام نموده که سرمایه گذاری و هزینه کشورها در بخش تسلیحات نظامی در دهه گذشته 45 درصد رشد داشته است. بر اساس گزارش موسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم، تنها درسال گذشته هزینه کشورها در بخش نظامی، 6 درصد رشد داشته است. دراین گزارش آمده؛ درسال 2010، رقم بی سابقه 1464 میلیارد دلار در بخش نظامی هزینه گردیده است. براساس همین گزارش، آمریکا درسال گذشته با 607 میلیارد دلار هزینه نظامی، تقریباً نیمی از کل هزینه نظامی جهان را به خود اختصاص داده است.ادامه…. این رقم بیشترین هزینه نظامی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم تاکنون است. به گزارش مؤسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم، پس از آمریکا، به ترتیب؛ چین، فرانسه، بریتانیا، روسیه، آلمان و ژاپن بیشترین هزینه ها را در بخش نظامی داشته اند. این کشورها تسلیحات خود را به کشورهای مختلف آفریقایی، خاورمیانه، آسیای جنوبی، آسیای شرقی و آمریکای جنوبی صادر کرده اند. آینده پژوهی نظامی گری: بر اساس گزارش مؤسسه بین المللی تحقیقات صلح استکهلم، هزینه نظامی جهان بالغ بر 1464 میلیارد دلار در سال گذشته، دو و نیم درصد تولید ناخالص داخلی کل جهان و 202 دلار از سهم هر یک از افراد جمعیت 6 میلیارد و 850 میلیون نفری جهان بوده است. از سوی دیگر، براساس گزارش همین موسسه درسال 2008، 10 هزار و 200 کلاهک هسته ای اعلام شده در اختیار 8 کشور هسته ای جهان بوده که حفظ و ادامه تولید جنگ افزار هسته ای توسط این کشورها، همچنان خطر جنگ هسته ای را زنده نگه داشته است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان نظامی و استراتژیست ها، در بعد جهانی یک جانبه گرایی آمریکا در جهان، به تشدید نظامی گری در عرصه بین المللی دامن زده است. آمریکا با انجام اقداماتی مانند خروج یک جانبه از توافقنامه های خلع سلاح، تولید نسل جدیدی از سلاح های کشتار جمعی و همچنین اجرای طرح استقرار سپر موشکی، به افزایش سطح تهدیدها در جهان و در نتیجه نظامی گری دامن زده است. در همین زمینه کارشناسان معتقدند دکترین امنیت ملی آمریکا مبنی بر این که به هیچ کشوری اجازه نخواهد داد قدرتی برتر یا برابر با آن داشته باشد، موجب تحریک سایر قدرت های رقیب به نظامی گری شده است. به عنوان نمونه، روسیه، مهمترین رقیب آمریکا در حوزه نظامی، از پیمان کاهش نیروهای متعارف در اروپا خارج شده و پرواز بمب افکن های استراتژیک خود را پس از 15 سال توقف، از سر گرفته است. همچنین حمله نظامی آمریکا به کشورها، بدون مجوز سازمان ملل و تهدید نظامی علیه کشورهای مخالف به بهانه های واهی مبارزه با تسلیحات کشتار جمعی و جنگ بی پایان علیه تروریسم نیز به افزایش سطح تهدیدها در جهان و در نتیجه تشدید نظامی گری انجامیده است. علاوه بر این جنگ افغانستان و عراق موجب شد که آمریکا در راس کشورهایی باشد که بیشترین هزینه نظامی را درجهان به خود اختصاص دهد. میزان هزینه های نظامی آمریکا پس از حملات 11 سپتامبر 2001، 59 برابر شده است. در همین راستا صنعت جنگ افزار سازی آمریکا با آزمایش سلاح ها و بمب های جدید در جنگ افغانستان و عراق، به میزان چشمگیری رونق گرفته است. آمریکا حتی با تحریک کشورهای جهان به جنگ و مدیریت بحران به جای حل بحران در مناطق ناامن، به صادرات اسلحه خود رونق می دهد. هزینه های نظامی و توسعه: افزایش هزینه های نظامی تاثیر دوگانه ای در زمینه طرح های توسعه و رفاه عمومی دارند. به همان میزان که تجارت تسلیحات برای تولید کنندگان سودآور است و یک نوع بازار اقتصادی پر رونق را برای تولیدکنندگان و صادر کنندگان سلاح ها که عمدتا کشورهای صنعتی هستند به همراه دارد، از سویی دیگر بسیاری از تهیه کنندگان به ویژه در کشورهای فقیر را ناچار می سازد تا برای تامین بودجه لازم برای خرید تسلیحات، از بودجه های مربوط به توسعه اقتصادی-اجتماعی، فقر زدایی، توسعه سیستم بهداشتی و اموزشی خود بکاهند. این سیاست ها زندگی اقشار مختلفی را تحت تاثیر قرار می دهند. همچنین تجارت اسلحه به دلیل عدم شفافیت و پنهان کاری های فراوان، از جمله فساد پذیرترین تجارت هاست که بخش های زیادی از اقتصاد یک کشور را درگیر فساد خود می سازد. از سویی دیگر انباشت اسلحه در مناطق بحرانی و نه چندان با ثبات در دنیا نه تنها به امنیت سازی و بهبود ضریب امنیت منطقه ای و بین المللی کمکی نخواهد کرد، بلکه با ایجاد فضای بی اعتمادی و رعب و وحشت، بر احساس ناامنی و تهدید در بین همسایگان خواهد افزود. با توجه به افزایش نظامی گری در جهان، اکنون بیش از هر زمان دیگر جامعه بین المللی با خطر ناامنی و درگیری مواجه است. از این رو، جامعه بین الملل از سازمان های بین المللی، به ویژه سازمان ملل و کشورهای صلح طلب انتظار دارد با اجرای طرح خلع سلاح عمومی، مانع گسترش نظامی گری در جهان شوند و گفتگو و صلح را جایگزین ناامنی کنند. بدیهی است برای پایان دادن به رقابت تسلیحاتی و جامعه ای امن و توسعه یافته در جهان، در وهله اول خلع سلاح قدرت های بزرگ نظامی ضروری است.( آمنه شفیعی) نظامی گری در ایران: در مجادله‌ها و گفت‌وگوهایی که این روزها در مورد ایران و آینده آن صورت می‌گیرد، اغلب در اظهار‌نظرها، مرزها و تمایز سه مفهوم نظامیان، قدرت نظامی و نظامیگری رعایت نمی‌شود و داوری در مورد یکی از آن‌ها به دو تای دیگر نیز تعمیم داده می‌شود. برای پرهیز از چنین خطایی یادآوری برخی نکات ضروری به نظر می‌رسد. امیدوارم این سطور کمکی در این جهت باشد. 1/ تأمین «امنیت ملی» یکی از اهدافی است که هر حکومت مردمی آن را دنبال می‌کند. تجربه نشان داده است که تأمین امنیت ملی به معنای کامل آن‌ها تنها از طریق «توسعه همه جانبه» به دست می‌آید و راه‌های دیگر تأمین آن نارسا و موقت‌اند. افزایش توانایی‌های نظامی کشور از نتایج توسعة آن است. اما با توجه به شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی تأمین ثبات سیاسی کشور و تهدیدهای نظامی احتمالی که از شرایط لازم توسعه هستند، خود نیازمند برخورداری از توان دفاعی و نظامی مناسب است. تا زمانی که ساختار نظام بین‌المللی به همین شکل است و روابط منطقه‌ای نیز تا این حد شکننده هستند، نمی‌توان آرمانگرایانه کشور را از قدرت نظامی محروم کرد. زندگی در منطقه‌ای پر تلاطم و پر تنش ما را ناگزیر از داشتن آمادگی نظامی می‌کند. نباید فراموش کرد که صنایع نظامی هم نشانه توسعه فناوری در کشور هستند و هم می‌توانند در مواردی خود پیشتاز نوآوری‌‌ها و خلاقیت‌های صنعتی و فناورانه شوند. به هر حال هم آرمان‌هایی چون حفظ امنیت ملی و توسعه و هم واقع‌بینی ما را ناگزیر می‌سازد تا از افزایش توانمندی‌های نظامی کشور دفاع کنیم. روشن است که مدیریت علمی و کارآمد، دستیابی به این هدف را با هزینه کمتر و سریع‌تر ممکن می‌سازد. دموکراتیک بودن و صلح‌جو بودن یک کشور به معنای نادیده گرفتن ضرورت قدرت نظامی دفاعی و تلاش در جهت افزایش آن نیست. در این زمینه نیز چون سایر زمینه‌ها باید عقلانی تصمیم گرفت و عمل کرد. تصمیم‌گیری عقلانی نیز بیش از هر چیز با مقایسه میان هزینه‌ها و فواید یک اقدام تأمین می‌شود. خیال‌پردازی و سپردن امور به افرادی که با توهم زندگی می‌کنند حاصلی جز نابودی منابع ملی نخواهد داشت. 2/ اگر تا زمانی نامعلوم، برخورداری از قدرت نظامی مناسب برای دفاع از کشور ، جایگاه و منافع ملی آن لازم است، پس وجود نظامیان نیز ضروری می‌باشد. میزان محبوبیت نظامیان در یک کشور، تابعی است از میزان محبوبیت حکومت آن کشور. هنگامی که مردم یک کشور حکومت خود را دوست داشته و برای آن مشروعیت قائل باشند، نیروهای نظامی را نیز دوست داشته و به آن‌ها احترام می‌گذارند. موفقیت نیروهای نظامی کشور ما در دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی در دوران جنگ با صدام، به طور طبیعی موجب افزایش محبوبیت و احترام این نیروها در میان مردم گردید. افزایش مشروعیت حکومت، علاقه و توجه مثبت به این نیروها را افزایش خواهد داد. دفاع از دموکراسی و تنش‌زدایی از روابط خارجی به معنای مخالفت با نظامیان و تلاش برای کاهش منزلت و موقعیت‌ آن‌ها نیست. نظامیان حرفه‌ای که در چارچوب وظایف قانونی خود عمل می‌کنند و تابعی از حکومت‌های دموکراتیک هستند مورد احترام همه مردم بوده و از جایگاه بایسته در برخورداری از منابع عمومی و احترام اجتماعی برخوردار خواهند بود. 3/ «نظامیگری» یک ایدئولوژی و یک الگوی خاص در حکومت کردن است. نظامیگری یعنی اینکه همه منابع یک کشور را برای رسیدن به اهداف نظامی بسیج کرده و سازمان دهیم. نظامیگری یعنی نظارت گسترده نظامیان بر زندگی اجتماعی و درآمدن تمام جامعه به خدمت نظامیان. نظامیگری یعنی غلبه نظامیان بر دستگاه حکومت و تصمیم‌گیری در امور مختلف با منطق و ملاحظات نظامی. نظامیگری یعنی بزرگداشت علائم و نشانه‌های نظامی در مقایسه با سایر علائم و نمادهای اجتماعی و فرهنگی. نظامیگری یعنی تلاش برای اداره کشور به شکل سلسله مراتب موجود در پادگان‌های نظامی. نظامیگری یعنی مخالفت با تقسیم کار اجتماعی و تفکیک نهادهای مختلف نظامی و غیر نظامی از یکدیگر. نظامیگری یعنی تنظیم سازمان اجتماعی مطابق نیازهای نظامی و تقدم دادن به منافع اقلیت‌های نظامی بر اکثریت جامعه. روشن است که نظامیگری با احترام و علاقه به نظامیان و تقویت توان نظامی کشور یکی نیست. انتخابات92: با توجه به اینکه در برهه های مختلف انتخابات در کشور شاهد این مسئله بوده ایم که اقبال مردم به افرادی که زمانی در کشور پست های نظامی داشته اند بسیار اندک بوده است،باید بنشینیم و نظاره گر باشیم که در این دوره از انتخابات، افرادی که سابقا نظامی بوده اند چگونه مورد استقبال عموم قرار خواهند گرفت؟

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =