وارونه کردن حقایق سکه رایج روابط بشری گشته و همین امر موجب سردرگمی همگان شده است. بحث حقوق بشر و نقض حقوق ملت‌ها از جمله این موارد به شمار می‌آید. با وجود نهادهایی همچون سازمان ملل متحد، آنچه در حال حاضر اهمیت دارد، منافع و سیاست‌های قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکا و بلوک غرب است و نهادهای بین‌المللی بیشتر برای مشروعیت بخشیدن به ملاحظات نظامی و سیاسی کشورهای غربی جهت کسب منافع‌شان کاربرد دارند تا احقاق واقعی حقوق ملت‌ها. این مسئله به روشنی نشان می‌دهد حقوق بشر هر چند، به عنوان الگو و اصلی آرمانى، موضوعى کاملا جهانى است، اما وضعیت سیاسى جهان هنوز هم به سطح جهان ‏شمولى نرسیده است.

نمود بارز این ماجرا را می‌توان در اقدام اخیر کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد مشاهده کرد؛ آنجا که این نهاد بین‌المللی با تدوین پیش‌نویس یک قطعنامه، ایران را به نقض حقوق بشر متهم کرد. در متن این پیش‌نویس ایران به انجام اعدام‌های گسترده، دستگیری منتقدان و مخالفان سیاسی و تبعیض علیه اقلیت‌های دینی و نیز زنان متهم شده است.

این در حالی است که رژیم‌ها و نیز دیکتاتورهای مورد حمایت غرب هرگز در این زمینه بازخواست نشده‌اند که علت آن را باید در منافع قدرت‌های غربی جستجو کرد. از جمله این موارد می‌توان به موارد نقض حقوق بشر در عربستان سعودی اشاره کرد؛ کشوری که حتی رانندگی برای زنان در آن جرم به حساب می‌آید. فراتر از این، می‌توان به اقدامات پادشاهی سعودی در سرکوب اعتراضات مسالمت ‌آمیز و کشتار و بازداشت‌ گسترده مخالفان و منتقدان رژیم سلطنتی استناد کرد که رهبران ریاض با خیالی آسوده و بدون نگرانی از اعتراض متحدان غربی خود به آن ادامه می‌دهند.

کشتار ساکنان نوار غزه نیز از دیگر موارد آشکار نقض حقوق بشر به دست سران رژیم صهیونیستی به شمار می‌آید که تاکنون بلوک غرب به ویژه آمریکا در قبال آن نه تنها سکوت اختیار کرده‌اند بلکه حتی این اقدامات را حق مشروع اسرائیل برای دفاع از خود و شهروندانش می‌دانند. باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا یکی از همین افراد است که به دنبال شروع جنگ 8 روزه غزه گفت:‌ «اسرائیل کاملا محق به دفاع از خود است. هیچ کشوری در دنیا بارش موشک بر سر شهروندان خود را تحمل نمی‌کند»!

با کنار هم قرار دادن این سه مورد به روشنی مشخص می‌شود غرب همواره از اصول مداخله بشردوستانه به شیوه گزینشی استفاده می‌کند؛ به این معنا که در مقابل یک اصل پذیرفته شده اخلاقی در موقعیت‌های یکسان، به دو گونه متفاوت برخورد می‌کند.

به این ترتیب مشاهده می‌شود از تمام مصادیق لیبرالیسم نوین شاید نتوان هیچ مفهومی را نظیر حقوق بشر یافت که از یک سو تا این اندازه دلپذیر و از سوی دیگر، به این میزان مورد استفاده ابزاری واعظان آن قرار گرفته باشد.

در واقع، معیار دوستی و دشمنی غرب با سایر کشورها به میزان قابل توجهی بر اساس «استنباط» آنها از حقوق بشر استوار است. به واسطه همین نکته بود که محمد خزاعی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل در نیویورک اقدام کانادا و دیگر بانیان قطعنامه در حمایت از حقوق بشر را کاملا سیاسی خواند و تاکید کرد: «بانیان و طراحان قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران باید پاسخگوی نقض حقوق بشر گسترده در کشورهای خود باشند». وی این قطعنامه را یک اقدام سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران دانست و افزود: «هدف آنان مسئله حقوق بشر نیست بلکه از آن به عنوان یک اهرم علیه ایران استفاده می‌کنند.»

از جمله نشانه‌های سیاسی‌کاری کمیته حقوق بشر سازمان ملل همین بس که رژیم صهیونیستی یکی از بانیان قطعنامه حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ رژیمی که در جنگ اخیر غزه، دست آن به خون حدود 200 فلسطینی اعم از زن و کودک و غیرنظامی آلوده است.

کانادا که مسئولیت تهیه پیش‌نویس این قطعنامه را نیز بر عهده داشته، بر اساس سیاست‌های داخلی خود عمل کرده و هدف آن سوء استفاده از ساز و کارهای حقوق بشر علیه ایران است. این در حالی است که این کشور خود نقض سیستماتیک حقوق بومیان و اقلیت‌های دیگر را در کارنامه حقوق بشری خود دارد.

در میان امضاء کنندگان این قطعنامه آمریکا گوی سبقت را در نقض حقوق بشر از سایرین ربوده است. خشونت گسترده علیه زنان به ویژه زنان سیاه پوست،‌ کشتار مردم بی‌دفاع عراق و افغانستان طی سال‌های متمادی اشغال این کشورها، کشتار غیرنظامیان پاکستانی از طریق هواپیماهای بدون سرنشین، برپایی زندان‌های مخوفی همچون گوانتانامو در کوبا، ابوغریب در عراق و بگرام در افغانستان و روش‌های شکنجه به کار گرفته شده برای اعتراف‌گیری از زندانیان این بازداشتگاه‌ها همگی از نمادهای بارز نقض حقوق بشر در آمریکا به شمار می‌آیند.

سایر کشورهای اروپایی امضاء کننده این قطعنامه نیز از این قاعده مستثنی نبوده و آنها نیز تبعیض علیه مهاجران، مسلمانان و دیگر افراد خارجی، روند فزاینده اسلام هراسی، استفاده گسترده از زور علیه تجمعات مسالمت‌آمیز را در کارنامه حقوق بشری خود دارند.

این موارد به روشنی نشان می‌دهد بانیان این قطعنامه ضد ایرانی که هر یک خود کوله بار سنگینی از موارد نقض حقوق بشر را در پرونده خود دارند، این بار نیز با استفاده ابزاری از کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل کوشیده‌اند، حرف زور خود را بر کرسی یک نهاد بین‌المللی بنشانند.

به گزارش خبرگزاری فارس،

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =