خائنی که از رای مردم سوء استفاده کرد/ حقوق هزار دلاری بنی صدر از «کدخدا»

با بررسی تاریخ به خوبی می توان دریافت که رای مردم ۷۶ درصد مردم ایران به “بنی صدرِ خائن نبود” مردم بنی صدری را برگزیدند که سید بود!، فرزند آیت الله بود ! خود را طرفدار ولایت فقیه معرفی می کرد!

به گزارش سرویس سیاسی تهران نیوز، به نقل از ره به ری؛ حدود سی سال پیش در چنین روزهایی ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور ایران به فرمان حضرت امام خمینی (ره) عزل شد. بنی صدر را می توان یکی از مغرور ترین رئیس جمهوران ایران دانست. فردی که گمان می کرد با تکیه بر آراء ۷۶ درصدی مردم ایران هرکار که می خواهد می تواند انجام دهد. خائنی که استراتژی کثیفش در خصوص باز کردن مسیر برای ورود ارتش عراق به خاک ایران هنوز از ذهن ها پاک نشده است. موضوع مهمی که ذهن ها را مشغول خود می کند این است که چرا چنین فردی به ریاست جمهوری انقلاب اسلامی ایران در امده و موفق شد آراء مردم ایران را با خود همراه سازد. با روی کار آمدن برخی شخصیت ها در ایرن ، بعضی ها چنین شعار سر می دادند که : دیدید گفتیم مردم ایران از مقاومت خسته شده اند ؟! آراء مردم را ببینید که به جریانات مایل به کدخدا رای داده اند را ببینید ! مردم دیگر پای انقلاب نیستند و … اما بررسی تاریخ می تواند به بسیاری از این پرسش ها پاسخ دهد. چرا مردم به بنی صدر رای دادند با بررسی تاریخ به خوبی می توان دریافت که رای  ۷۶ درصد مردم ایران به “بنی صدرِ خائن نبود” مردم بنی صدری را برگزیدند که : سید بود ! ، فرزند آیت الله بود ! خود را طرفدار ولایت فقیه معرفی می کرد ! و به گفته صاحب نظران ، از روزی که مردم به یاد دارند با حضور در مناظره ها به خوبی از پس توده ای  ها بر می امد و پاسخ های دندان شکنی به آنها می داد بنی صدر دکتر بود و در حوزه اقتصاد صاحب نظر بود و با توجه به افکارش همه فکر می کردند ، این بچه آیت الله می تواند نجاتی برای اقتصاد ایران و جایگزین کردن اقتصاد اسلامی در ایران باشد و … شاید بتوان چند سطر فوق را دلایلی منطقی برای رای دادن مردم ایران به بنی صدر دانست و شاید اگر نسل جوان ایران هم در آن انتخابات و آن فضا به یک شخص رای می دادند ، بنی صدر را بر می گزیدند. با تعاریف فوق ، شاید اگر جوان امروز ایران قرار بود در انتخابات آن روز شرکت کند ، شعار سر می داد که “بنی صدر ، صد در صد …” رای ملت به بنی صدر از زبان حاج سعید قاسمی علی رغم اینکه دل‌نگرانیم دل‌آرام هم هستیم. به خاطر اینکه من کان لله کان الله له. اگر هر کاری را که انجام دادی حتی در انتخابات و نظرت این بود که اگر اینها بیاند دومرتبه می‌توانند و لذا رأی دادی، ولی دیدی نشد. پی به اشتباه خودت بردی، [نگران نباش]. ۱۱ میلیون رأی دادیم به بنی‌صدر. خالصانه هم رأی دادیم. چرا که ویژگی‌های زیادی داشت. سید اولاد پیغمبر بود و پدرش عالم دینی بود، خودش دکترا داشت. مؤید همه‌ی فقهای قم بود. آنچه خوبان همه داشتند او تنها داشت. بنی صدر، صد در صد. از ۱۲ میلیون ۱۱ میلیون به بنی‌صدر رأی دادیم. و شد آنچه که شد. واکنش ضد انقلاب به رای اوردن بنی صدر رسانه های ضد انقلاب که همواره بر طبل “رای ندهید” کوبیده اند ، بر خلاف همیشه انتخابات ایران را به خوبی پوشش داده و در خصوص رای اوردن بنی صدر نوشتند : رادیو آمریکا: دیروز انتخابات اولین ریاست جمهوری ایران انجام گرفت. علی رغم تحریم انتخابات از جانب پاره ای از اقلیت ها، تعداد رأی دهندگان بسیار زیاد بوده است. نامزدهای اصلی مقام ریاست جمهوری ایران عبارتند از حسن حبیبی، سخنگوی شورای انقلاب، ابوالحسن بنی صدر وزیر اقتصاد و دارایی و محمد مدنی استاندار سابق خوزستان، گزارشات واصله از نتایج اولیه انتخابات ریاست جمهوری ایران حاکیست که ابوالحسن بنی صدر شانس بیشتری در پیروزی انتخابات دارد.(منبع: کیهان ۱۳۵۸٫۱۱٫۶) رادیو “بی بی سی“: ضمن آنکه تقریبا نتیجه انتخابات مشخص شده، نگاه انظار عمومی متوجه ترکیب کابینه است که بنی صدر تشکیل خواهد داد و سیاستی که در پیش خواهد گرفت.(منبع کیهان ۱۳۵۸٫۱۱٫۷) رادیو بی بی سی: بنی صدر اینک مقام ریاست جمهوری را احراز کرده است اما اینکه وی تا چه حد از قدرت برخوردار خواهد بود، موضوعی است که هنوز مهم است و سوالی که هنوز می تواند مطرح باشد آن است که آقای بنی صدر در قبال مسائل و مشکلات سیاسی و اقتصادی چگونه موضعی اختیار خواهند کرد.(منبع: کیهان ۱۳۵۸٫۱۱٫۷) همه مطالب فوق باعث شد بنی صدر آرا ۱۱ میلیونی ملت شریف، فهیم و با بصیرت ایران را با خود همراه کند و از این آرا پاک در جهت منافع اربابانش استفاده کند. البته در همان دو سال اول ریاست جمهوری بنی صدر بود که مردم کاملا متوجه شدند که بنی صدر گزینه ای نیست که فکر می کردند. 907632_909 اسناد لانه جاسوسی و بنی صدر بر اساس آنچه که در اسناد لانه جاسوسی امده است و معصومه ابتکار در کتاب خود پیرامون مخالفت بنی صدر با انقلاب دوم به آن اشاره کرده است : یکی‌ از اسناد لانه‌‌ جاسوسی ‌درباره‌ فردی‌ بود که‌ سازمان‌ سیا از او باعنوان‌ SD LURE نام‌ می‌برد در دی‌ماه‌ ۱۳۵۸، در گاوصندوق اتاق رئیس ‌پایگاه‌ سیا در تهران‌، هفت‌ سند درباره‌‌ این‌ فرد پیدا کردیم‌، در یک‌ سند شماره‌‌ تلفن‌ او و این‌ نکته‌ که‌ برای‌ اولین‌بار با وی‌ در پاریس‌ تماس‌ گرفته‌ شده‌، ذکر شده‌ بود. با کنترل‌ این‌ شماره‌ تلفن‌، متوجه‌ شدیم‌ متعلق‌ به‌ منزل‌ جناب ‌بنی‌صدر است‌ که‌ به‌ زودی‌ به‌ ریاست‌ جمهوری‌ ایران‌ برگزیده‌ ‌شد. سند دیگراز او به‌ عنوان‌ یک‌ منبع‌ اطلاعاتی‌ و تماس‌ بالقوه‌ نام‌ می‌برد. یکی‌ از مأموران‌سازمان‌ سیا با اسم‌ واقعی‌ ورنون‌ کاسین‌، در پاریس‌ و تحت‌ پوشش‌ یک‌ تاجر به‌او نزدیک‌ شده‌ بود. SD LURE موافقت‌ کرد که‌ دوباره‌ در تهران‌ با او ملاقات‌کند. به‌ موجب‌ سومین‌ سند، نخستین‌ دیدار یک‌ ماه‌ قبل‌ از انقلاب‌ در دی‌ ماه‌۱۳۵۷، انجام‌ گرفته‌ بود و نشان‌ می‌داد که‌ بنی‌صدر می‌دانست‌ با شخصیت‌ذی‌نفوذی‌ ملاقات‌ می‌کند. با توجه‌ به‌ تجربه‌‌ سیاسی‌ وی‌ ممکن‌ نبود از اهداف‌این‌ ملاقات‌ بی‌اطلاع‌ باشد. سند دیگر که خلاصه‌ای‌ از نقاط‌ ضعف‌ و قوت ‌بنی‌صدر بود، تصریح داشت : او که‌ توطئه‌گری‌ کهنه‌کار است‌، می‌تواند در آینده‌ علیه‌ انقلاب‌ توطئه‌ کند» . جاسوسان‌ سفارت‌ آمریکا شخصیت‌ بنی‌صدر را چنین‌ توصیف کرده اند: « او مردی‌ است‌ که‌ می‌خواهد رهبری‌ کند؛ ولی‌ در واقع‌ فقط‌ حرف‌می‌زند. او خشک‌ و طفره‌رو است‌ و نفوذ مهمی‌ در رژیم‌ جدید دارد. به‌ نظرمی‌رسد که‌ وی‌ مجموعه‌ای‌ از اضداد است‌» . در اسناد لانه‌ی‌ جاسوسی‌ بنی‌صدر با اسم‌ رمز SD LURE خطاب‌ شده‌است‌.سازمان‌ سیا برای‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ بنی‌صدر، از پوشش‌ مسایل‌ اقتصادی‌ استفاده‌ کرد ومأموری‌ با اسم‌ رمز راتر فورد ـ با اسم‌ حقیقی‌ ورنون‌ کاسین‌ ـ را که‌ در مسایل‌ اقتصادی‌تبحر داشت‌ به‌ عنوان‌ یک‌ تاجر مهم‌ آمریکایی‌ به‌ وی‌ معرفی‌ نمود و بنی‌صدر درملاقات‌های‌ اولیه‌، خواستار تداوم‌ این‌ دیدارها می‌شود. این‌ اقدامات‌ یک‌ ماه‌ قبل‌ ازپیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و در پاریس‌ صورت‌ می‌گیرد. بنابر اعترافات‌ یکی‌ از گروگان‌ها به‌ نام‌ تام‌ آهرن‌ ـ رئیس‌ قرارگاه‌ سیا در تهران‌ ـ یکی‌ ازجاسوسان‌ سیا که‌ خود را نماینده‌‌ یک‌ کمپانی‌ تجاری‌ معرفی‌ کرده‌ بود، در حوالی‌     ۲۹ مرداد ۱۳۵۸، به‌ تهران‌ آمد و بین‌ ۳ تا ۵ بار با بنی‌صدر ملاقات‌ می‌کند. در آخرین‌ جلسه‌،بنی‌صدر با پیشنهاد دریافت‌ حقوق ماهیانه‌ هزار دلار، به‌ عنوان‌ مشاور اقتصادی‌ شرکت‌تجاری‌ تحت‌ پوشش‌ سیا موافقت‌ می‌کند . بنی‌صدر در اولین‌ ملاقات‌ خود بااین‌ جاسوس‌ چنین‌ می‌گوید: «درباره‌‌ توانایی‌ و قدرت‌ (امام) خمینی‌ مبالغه‌ شده‌، (امام) خمینی‌ قادر نیست‌ کشور را به‌تنهایی‌ اداره‌ کند و باید به‌ دیگران‌ تکیه‌ کند.» مأمور سیا برداشت‌ خود را درباره‌‌ این‌ گفته‌‌ بنی‌صدر چنین‌ عنوان‌ کرده‌ است‌: «این‌ نظر تا حدی‌ مطابق‌ آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ در پاریس‌ گفت‌: « من‌ به‌ (امام) خمینی‌احتیاج‌ دارم‌، اما (امام) خمینی‌ هم‌ به‌ من‌ احتیاج‌ دارد» . عباس امیر انتظام سخنگوی دولت موقت نیز از جمله کسانی بود که با افشای اسناد سفارت آمریکا و خط گیری مستقیم وی از سرویس جاسوسی ایالات متحده دستگیر و در سال های ابتدایی دولت اصلاحات از زندان آزاد شد. قطب زاده از سران دولت موقت که به علت توطئه بمب گذاری در بیت امام خمینی (ره) دستگیر و به اعدام محکوم شد نیز از کسانی است که در اسناد سفارت به طور مکرر از وی نامی به میان آمده و از او با لقب “بدذات” یاد شده است. بنی صدر تمام اختیارات کشور ، حتی فرماندهی کل قوا را داشت محسن رضایی در خصوص توان و اختیارات بنی صدر که فراتر از یک رئیس جمهور بود می گوید : رضایی درباره فرماندهی دوران دفاع مقدس در جبهه ها نیز اظهار داشت: وقتی جنگ شروع شد بنی صدر تقریبا همه اختیارات کشور را معادل صدام داشت و فرمانده کل نیروهای مسلح و رییس جمهوری بود اما از این امکانات نتوانست استفاده کند.  
Original Caption: Tehran: Iranian President Bani-Sadr in a pensive mood during his news conference where he said Iran will hand over bodies of the eight Americans killed in the abortive mission to rescue Americans held in Tehran.
Original Caption: Tehran: Iranian President Bani-Sadr in a pensive mood during his news conference where he said Iran will hand over bodies of the eight Americans killed in the abortive mission to rescue Americans held in Tehran.
۹ اقدام عجیب و خائنانه بنی صدر   ۱- اقدام مشکوک بنی‌صدر در انهدام بقایای تجهیزات حمله نظامی امریکا به طبس پس از شکست امریکا در صحرای طبس بنی‌صدر به‌طور مشکوکی دستور انهدام بقایای تجهیزات نظامی امریکا را صادر می‌کند که این امر به شهادت یکی از مسئولین سپاه به نام شهید منتظر قائم که در محل واقعه حاضر شده بود می‌گردد. پس‌ازاین واقعه کمیته‌ای مأمور بررسی این اقدام بنی‌صدر می‌گردد. بنی‌صدر این بی‌تدبیری را این‌چنین توجیه می‌کند: موقع که مسئله طبس پیش آمد [۴ اردیبهشت ۱۳۵۹] در خوزستان بودم. رئیس ستاد ارتش سرلشگر شادمهر به من تلفن کرد و گفت: اگر آمریکایی‌ها شبانه بیایند و این بالگردها و هواپیماها را [که در فرودگاه طبس جا گذاشتند] ببرند، دیگر هیچ آبرویی برای ارتش باقی نمی‌مونه. خب، من که نظامی نبودم، قاعدتاً می‌باید سخن مسئول نظامی را می‌پذیرفتم و آن پیشنهاد را پذیرفتم و گفتم، همین کار را بکنید. وقتی هواپیمایی را فرستاده بودند به طبس تا از آن بالا، ملخ‌های بالگرد را بزنند، تعدادی از پاسدارها آنجا بودند و به یکی از آن‌ها تیرخورده بود… (درس تجربه، ص ۲۹۳ و ۲۹۲) این اظهارات در حالی است که اولاً تجهیزات به‌جای مانده به نحوی منهدم شدند که به‌هیچ‌وجه امکان بهره‌برداری از اسناد به‌جای مانده در آن‌ها به دلیل وقوع انفجار امکان‌پذیر نگردید و درواقع این اقدام نظامی بسیار فراتر از هدف قرار دادن ملخ‌های بالگردهای آمریکایی بود. آیت آ… هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه در خصوص این واقعه می‌گوید: پس از شکست عملیات چند بالگرد زمین‌گیر شد و اسنادی بجا ماند. با زمین‌گیر شدن این بالگردها، بنی‌صدر که آن موقع رییس جمهوری و فرمانده کل قوا بود، دستور بمباران منطقه را صادر کرد. من مأمور شدم بررسی کنم که علت بمباران چه بوده است؟ آمریکایی‌ها که رفته بودند، چه ضرورتی برای بمباران منطقه وجود داشت؟… Abolhassan_Banisadr_presidental_election ۲-کارشکنی در تعامل با قوای سه‌گانه: در بعد اختلافات داخلی نوع تعامل ایشان با دو قوه دیگر یعنی قوه مقننه و قضائیه و حتی در ارتباط با زیرمجموعه قوه مجریه یعنی نخست‌وزیر و وزرا بسیار خصمانه است. روابط رئیس‌جمهور بعد از شکست تلاش‌های گسترده‌اش برای تشکیل یک مجلس هماهنگ با خود، همواره با نمایندگان مجلس تیره بود، تا آنجا که حتی مصوبات مجلس را برای اجرا، امضاء و ابلاغ نمی‌کرد و قوه مقننه را مجبور ساخت با تصویب طرحی، مهلت پنج‌روزه‌ای را برای رئیس‌جمهور تعیین کند. در مورد قوه قضائیه حملات به شهید بهشتی و دیگر مسئولان قضایی آن دوران ما را بی‌نیاز از پرداختن به آن می‌کند. وی حتی در جریان انتخاب شهید رجایی به نخست‌وزیری با ارسال نامه‌ای خطاب به وی و در جهت القای این مسئله که این انتخاب به او تحمیل‌شده است در صدر نامه عبارت با توجه به جریان گزینش شما را آورده بود. (چگونگی انتخاب اولین رئیس‌جمهور، کیومرث صابری، نامه مورخه ۲۹/۵/۵۹) و چند روز بعد هم برای این‌که از اعمال دولت اعلام برائت کند، در دیدار عمومی با مردم عنوان کرد: اگر دیدم که این دولت خط مرا ندارد و مردم هم از من خواستند، خوب من باید به مردم بگویم که این دولت دولت من نیست. بنابراین من ابزار کار ندارم که شما از من چیزی بخواهید. (انقلاب اسلامی، ۳/۶/۵۹) ۳- عدم درک تهدید و تشکیل جلسات شورای عالی دفاع قبل از تهاجم دشمن باید اذعان داشت که در خصوص کسب آمادگی نظامی به‌منظور دفع تجاوز احتمالی دشمن کارنامه بسیار نامطلوبی از آقای بنی‌صدر در تاریخ به ثبت رسیده است. دقیقاً به همین دلیل نیز او تاکنون به این سؤال مهم هرگز پاسخ نگفته است که علی‌رغم اعتراف به اطلاع از بی‌قرار بودن صدام برای حمله به ایران، چرا اقدام مهمی برای کسب آمادگی‌های لازم به عمل نیاورده است و اینکه چرا به‌عنوان فرمانده کل قوا حتی یک‌بار هم جلسه شورای عالی دفاع را قبل از آغاز حمله دشمن به‌منظور بررسی تهدیدات و پیدا کردن راهکارهای لازم برای مقابله با آن تشکیل نداده است؟ او در مجموعه خاطرات خود در خصوص اطلاع از تهاجم دشمن می‌گوید: به ما گزارش داده بودند که عراق دارد تدارک حمله به ایران را می‌بیند. البته بعدها مدارکی هم به دست قشون افتاد و معلوم شد که این خبر، صحیح بود. (درس تجربه، ص ۲۳۸) موقعی که آقای رجایی می‌خواست نخست‌وزیر بشود، خطر تجاوز عراق دیگر شده بود مسئله روز. در آن ایام، روشن‌شده بود که تجاوز خواهد شد و بااینکه یاسر عرفات را فرستاده بودم پیش آقای صدام حسین تا دست به این کار نزند، اما او در رؤیای پیروزی برق‌آسا و بی‌قرار حمله بود. به‌هرحال، یاسر عرفات رفت به عراق و برگشت و گفت که صدام را مثل طاووس دیده و او می‌گوید که کار ایران را چهارروزه تمام می‌کنم. بله، وضعیت این‌جوری بود. (درس تجربه، ص ۲۶۵) 153851_300 سردار غلامعلی رشید در خصوص خیانت‌های بنی‌صدر در جنگ در برنامه تلویزیونی محرمانه این‌گونه روایت می‌کند: «اگر یک رزمایش ساده انجام می‌داد در تردید دشمن تأثیر می‌گذاشت. اگر بنی‌صدر می‌گفت ۵۰ یا صد هزار بسیجی به کمک بچه‌های ارتش در ۲ شهر کرمانشاه و اهواز بروند و یک رزمایش انجام دهند تأثیرگذار بود اما این کارها را نکرد، مصاحبه کرد که جنگی رخ نمی‌دهد و مردم را آماده نکردیم و دشمن دفعتاً بعد از اتفاقات ۶ ماهه اول ۵۹ حمله می‌کند.» یکی دیگر از سرداران سپاه درباره تحریم تسلیحاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می گوید:  بچه های سپاه در جبهه با هماهنگی ارتش، مقداری سلاح و مهمات تحویل گرفتند، تا این که بنی صدر خائن متوجه این قضیه شد، او که نمی توانست وحدت سپاهی و ارتشی را تحمل کند بعد از گذشت سه ماه از شروع جنگ تحمیلی با ابلاغ دستوری به ارتش فرمان داد که حتی یک فشنگ هم به سپاه تحویل داده نشود. بهزاد نبوی پس از عزل بنی‌صدر در تحلیلی در روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص خیانت او به‌عنوان فرمانده کل قوا می‌گوید:«بنی‌صدر زمانی که فرمانده کل قوا شد، یک استراتژی خاصی را در جهت حاکمیت دادن ضدانقلاب در ارتش و کنار گذاشتن عناصر مؤمن به انقلاب پیاده کرد. چنانکه اطلاع داریم، اطلاعیه‌ای منتشر ساخت که تمام امرای بازنشسته ارتش باید به سرکار خود بازگردند که اجازه پخش مجدد آن داده نشد. درواقع او سعی داشت زمینه را برای بازگشت دستگیرشدگان ارتش هموار سازد.» (جمهوری اسلامی ۱۳/۵/۱۳۶۰) ۴- سرپوش بنی‌صدر بر اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق: در ماه‌های پایانی سال ۵۹ حضور پررنگ نیروهای سازمان مجاهدین خلق در جلسات سخنرانی آقای بنی‌صدر نشان از سرمایه‌گذاری جدی این سازمان روی نقاط ضعف ایشان و فراهم آوردن زمینه‌های رودرو قرار دادن وی با امام داشت. در حادثه ۱۴ اسفند این همکاری سازمان‌یافته تا حدودی آشکارتر شد و به میزان گسترش یافتن تأثیرگذاری سازمان بر بنی‌صدر فاصله وی با امام بیشتر می‌شد. نکته قابل‌تأمل اینکه تا قبل از این ائتلاف، سازمان مجاهدین خلق از طریق یک گروه دست‌ساخته و هدایت‌شده به حذف فیزیکی شخصیت‌های فکری نائل می‌آمد و در ظاهر هرگونه اعمال تروریستی را محکوم می‌ساخت. جالب اینکه با رسمیت یافتن پیوند آقای بنی‌صدر و این سازمان، مسئولیت اقدامات تروریستی رسماً به عهده گرفته می‌شد و آقای بنی‌صدر هم هرگز از آن تبری نمی‌جست آن‌گونه که پس از گذشت سالیان متمادی هنوز هم در آثار خود مدعی می‌شود که دکتر بهشتی به دست امام به شهادت رسیده است: من بسیار شک دارم که غیر از دستگاه خمینی، کس دیگری دفتر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کرده باشد. (درس تجربه، ص ۱۹۵) من به آن‌ها گفتم: اگرچه شما به سراغ من آمدید ولی اگر نمی‌آمدید، من سراغ شما می‌آمدم (ص ۳۶۹) 101264_119 ۵- تشدید مجموعه اقدامات خائنانه بنی‌صدر و بنی‌صدریون پس از اعلامیه جماران واقعه چهاردهم اسفند در دانشگاه تهران ازآن‌رو که نشان‌دهنده نزدیکی مخاطره‌آمیز منافقین و بنی‌صدر بود و قصد تنش‌زایی بنی‌صدر را آشکار می‌کرد، با واکنش بسیار شدید امام روبه‌رو گردید. در ابتدا امام خمینی (ره) آیت‌الله موسوی اردبیلی دادستان کل کشور را مأمور رسیدگی قضایی سریع و قاطع به این واقعه کردند که در پی آن گزارشی توسط یک هیئت قضایی تهیه و تقدیم دادستان کل کشور شد که در آن به بیش از دوازده مورد ارتکابی که دارای عناوین مجرمانه بودند تصریح‌شده و در بخش نتیجه چنین آمده بود دلایل کافی به مجرمیت بنی‌صدر، دفتر بنی‌صدر، دفتر هماهنگی و در پی آن گروهک‌های محارب که اسامی آن‌ها قبلاً ذکر گردید، گردآوری‌شده است. ۶- تشکیک در دومین انتخابات ریاست جمهوری و عدم تسلیم در برابر عزل قانونی مجلس: بنی‌صدر درحالی‌که با رأی مردم به شهید رجایی دست خود را برای رسیدن دوباره به قدرت کوتاه می‌دید با طرح موضوع تقلب در انتخابات سعی نمود تا حضور میلیونی مردم در انتخابات و شکست خود را به نحوی به ستاد انتخابات وزارت کشور نسبت دهد و از طرفی فرار خود را از کشور به‌منظور سازمان‌دهی ضدانقلاب توجیه نماید. او در این خصوص این‌گونه می‌گوید: وقتی انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد، در وزارت کشور که مسئولیت اجرای انتخابات را به عهده داشت، چند تن دوستان ما که آنجا بودند و رژیم هم نمی‌دانست، به ما خبر دادند، در سراسر کشور فقط دو میلیون و هفت‌صد هزار نفر در انتخابات شرکت کردند.ز آمدن.. بعد ا این گزارش، گفتم، بسیار خوب و حالا مردم مرا همچنان رئیس‌جمهور می‌شناسند، یعنی به من رأی اعتماد دادند و تأیید کردند رأی قبلی‌شان را و تکذیب کردند کودتا را. حال، ما وظیفه‌داریم برویم درصحنه اصلی و روابط پنهانی آن‌ها را که به اتکای به آن روابط، دسته به کودتا زدند تا جنگ را ادامه بدهند، فاش کنیم. به این دلیل بود که با خروج از ایران، موافقت کردم. درحالی‌که، در آغاز هیچ قصدی برای خروج از ایران نداشتم. (درس تجربه، ص ۳۴۷) Banisadr_beheshti ۷- تشکیل شورای ملی مقاومت در جهت براندازی انقلاب: پس از استقرار رجوی و بنی‌صدر در پاریس، سلسله مصاحبه‌های طرفین، جهت معرفی شورا، شروع شد در تاریخ هفتم مهرماه ۱۳۶۰، برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران توسط شورای ملی مقاومت اعلام شد. این برنامه را بنی‌صدر به‌عنوان رییس‌جمهور و رجوی به‌عنوان مسئول شورای ملی مقاومت امضا کردند. در ۲۰ اسفندماه ۶۲،‌ ابوالحسن بنی‌صدر که حضور سازمان مجاهدین خلق در عراق را به ضرر جایگاه و اعتبار خود می‌دید، طی نامه‌ای به مسعود رجوی اعلام جدایی کرد. (مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، صص ۱۶۴-۱۳۹) ۸- تدارک دیدار طارق عزیز با مسعود رجوی در محل اقامت بنی‌صدر در فرانسه: این ملاقات ننگین که در خانه بنی‌صدر و با حضور همزمان وی در منزل صورت می‌گیرد به لحاظ سیاسی فراتر از موافقت رئیس‌جمهور یک تشکیلات خودساخته با ملاقات نخست‌وزیر خود یعنی مسعود رجوی معنی پیدا می‌کند. بر اساس قراردادی که بین آقای بنی‌صدر و مسعود رجوی منعقدشده بود کلیه اقدامات این تشکیلات ائتلافی می‌بایست به امضای رئیس‌جمهور تشکیلات می‌رسید: اینکه چه جوری بیاید اینجا و راجع به ملاقات، در کجا باشد بالاخره گفتم: اگر من بخواهم موافقت کنم، فقط به یک ترتیب می‌شود موافقت کرد و آن ترتیب هم این است که یک فاتح، یک شکست‌خورده را می‌پذیرد. این‌ها متجاوزند و در تجاوزشان هم شکست‌خورده‌اند وگرنه به سراغ ما به اینجا نمی‌آمدند… ملاقات شما (رجوی) با او، حداکثر نیم ساعت بیشتر طول نکشد. گفت: بسیار خوب. (درس تجربه، ص ۳۸۰) 48252_8594 ۹- وارد نمودن اتهامات بی‌اساس به مسئولین نظام و زیر سؤال بردن مشروعیت نظام پس از جنگ از دیگر اقدامات او علیه جمهوری اسلامی، حضور در دادگاه فرانسه برای رسیدگی به اتهام فردی به نام رضا مشهدی در رابطه با ترور سیروس الهی بود. وی در این دادگاه به‌عنوان شاهد، اتهاماتی را علیه سران جمهوری اسلامی وارد کرد. اما روند برگزاری جلسه چندان به مذاق او خوش نیامد و رأی دادگاه مطابق با برداشت و تفسیر او نبود. به همین خاطر وی مسئولین قضایی فرانسه را متهم به سهل‌انگاری کرد. او از این رهگذر اتهامات گوناگونی را علیه متولیان جمهوری اسلامی عنوان کرده است. وی در ماجرای میکونوس نیز با ایجاد فضای روانی و ایجاد شاهدان قلابی قصد ضربه به‌نظام اسلامی را داشت که موفق نشد. در پایان این نوشتار نیز نصیحت‌های امام به بنی‌صدر جهت آگاهی بیشتر خوانندگان با فضای حاکم بر آن دوران تقدیم می‌شود: «…اگر شما آن نصیحتی را که آن روز من با حال بیماری در بیمارستان به شما کردم گوش کرده بودید، امروز این‌طور نبود و من نمی‌خواستم باشد؛ آن روز من (در) یکی از حرف‌ها، که اساس همه گرفتاری‌های بشر است، تنبه دادم که حب الدنیا رأس کل خطیئه تمام خطاهایی که از ماها صادر می‌شود روی این حب نفس و جاه و مال و منال است؛ اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته بودید، این‌طور نمی‌شد…» (صحیفه امام جلد ۱۴ – صفحه ۴۹۳) سرانجام کار/ عزل بنی‏صدر از ریاست جمهوری با حکم امام خمینی Bani_Sadr_1958 پس از مدت‏ها اختلاف بین مسؤولان انقلابی نظام اسلامی و بنی‏صدر، رییس جمهور خائن و طرفداران او، همچنین سوء مدیریت در جنگ و نیز موضع‏گیری علیه اهداف نظام اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰، پس از مشورت با مسؤولان عالی رتبه نظام، وی را از فرماندهی کل قوا، که به نیابت از ولی فقیه در اختیار او بود، بر کنار نمودند. این عمل حضرت امام، واکنش منفی بنی‏صدر را برانگیخت و به جای آن که در صدد اصلاح خود و پایان دادن به کارشکنی‏ها و مخالفت‏های خود باشد، به حکم امام بی‏اعتنایی نمود که این امر بر نمایندگان انقلابی مجلس شورای اسلامی گران آمد. از این‏رو در ۲۴ خرداد، درخواست طرح عدم کفایت سیاسی او را در مجلس عنوان نمودند. در این میان هر چند برخی نمایندگانِ هوادار بنی‏صدر و طرفداران او در خارج از مجلس، بر عدم طرح این مسأله در مجلس تلاش کردند ولی در نهایت، نمایندگان پیرو امام خمینی و نظام اسلامی در مجلس شورای اسلامی در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ رأی به عدم کفایت سیاسی بنی‏صدر داده و این حکم را به حضرت امام ارسال داشتند. فردای آن روز در اول تیرماه، حضرت امام خمینی(ره)، طی پیامی این مهره دست‏نشانده اجانب را از ریاست جمهوری عزل کردند. ایشان در آن پیام فرمودند: “پس از رای اکثریت قاطع نمایندگان مجلس به عدم کفایت سیاسی بنی‏صدر، ایشان را از ریاست جمهوری عزل نمودم.” بنی‏صدر که از بازداشت و محاکمه خود هراسان بود، پس از پنج هفته اختفاء، با لباس و آرایش زنانه و با هماهنگی عوامل مزدور خویش و با ربودن یک هواپیمای متعلق به جمهوری اسلامی ایران، با کوله‏باری از خیانت به ملت، در ۷ مرداد ۱۳۶۰ از ایران به فرانسه گریخت و در آنجا عملیات ضد نظام را با همکاری منافقین ادامه داد. انتهای پیام/م

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 2 =