خط پایان دولت «تدبیر» با ۷۱۵ هزار بیکار بیشتر

نگاهی به آمارهای بیکاری و گزارش‌های رسمی مرکز آمار ایران درباره وضعیت اشتغال و بازار کار کشور نشان می‌دهد که دولت یازدهم در فاصله تابستان ۹۲ تا امروز که در واپسین روزهای فعالیت خود قرار دارد، نتوانسته آنچنان که باید در زمینه حل بحران بیکاری جوانان گام بردارد.

به گزارش تهران نیوز ، دکتر حسن روحانی؛ رئیس جمهور هفته گذشته در نشست خبری خود با نمایندگان رسانه‌های داخلی و خارجی با تاکید بر اینکه بیکاری در دوره فعالیت دولت متبوع وی افزایش یافته است گفت: ایجاد اشتغال خالص در سال ۸۶ تا ۹۱ خیلی کم و زیر ۱۰‌هزار نفر بود،‌ ما می‌خواستیم اشتغال خالص را به رقم قابل قبولی برسانیم. همچنین در سال‌های ۸۶ تا ۹۱ تعداد کسانی که به سن کار رسیده‌اند و متقاضی اشتغال بودند خیلی زیاد بود و باید کار وسیعی برای ایجاد اشتغال انجام می‌شد. وی افزود: منشأ آمار ما در مورد ایجاد اشتغال مرکز آمار ایران است و مدل مرکز آمار هم با مدل دوران دولت قبل فرقی ندارد. ما رئیس مرکز آمار و رئیس خزانه را از دولت گذشته تغییر نداده‌ایم. در تابستان سال قبل ۷۰۰ هزار اشتغال خالص ایجاد شد،‌ اما در کل سال این رقم ۶۳۰ هزار است. البته ممکن است برخی شغل‌هایی که ایجاد شده پایدار نباشد. اشتغال خالص هم به این معنا نیست که کسی که امروز شاغل است تا پایان عمر شاغل باشد. من به استان‌ها که سفر می‌کنم آمار ایجاد اشتغال را می‌پرسم که مثلاً در خراسان رضوی این آمار ۱۲۱ هزار نفر است که وقتی آمار همه استان‌ها را کنار هم می‌گذاریم به همین رقم حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار شغل می‌رسیم. روحانی با بیان اینکه درست است که در این ایام بیکاری هم بیشتر شده است، تصریح کرد: ما ۲‌میلیون و ۷۰۰ هزار بیکار داشتیم که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر هم به آن اضافه شده است، ‌زیرا حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر تقاضای جدید کار داشته‌اند که فقط ۶۰۰ هزار نفر آنها توانسته‌اند کار پیدا کنند. ما تلاش داریم امسال بالای ۷۰۰ هزار شغل خالص ایجاد کنیم که البته درست کردن شغل پایدار هم کار ساده‌ای نیست. در این دوران هم بیکاری بیشتر شده و هم اشتغال خالص خیلی بوده است، ‌ولی باید کار خیلی بیشتری انجام شود تا بتوانیم به تاکیدات رهبری در زمینه ایجاد اشتغال دست پیدا کنیم که البته هم مردم، ‌نهادها و قوای دیگر باید به کمک ما بیایند. کارشناسان می گویند واقعیت بیکاری و آنچه باعث زمینگیر کردن صدها هزار جوان تحصیل‌کرده دانشگاهی شده با آنچه در نمودارها و آمارها گفته می‌شود متفاوت است و اساساً بیکاری فعلی در اقتصاد ایران بسیار بزرگتر از آن است که در تبلیغات‌های انتخاباتی و نطق‌ها و بر اساس آمارهای مراکز مختلف کشور مطرح می‌شوند. خانواده‌ها می گویند میلیون‌ها تومان از درآمدهای خود را خرج تحصیل فرزندانشان کرده‌اند به امید اینکه آنها بتوانند صاحب شغل بهتری در آینده شوند اما امروز نه تنها چنین نشده، بلکه بخش قابل توجهی از فارغ التحصیلان دانشگاهی در پشت درهای بسته بازار کار مانده و با وجود اینکه بسیاری حتی حاضر به انجام مشاغل ساده و کوچک نیز هستند، اما موفق به یافتن شغل نمی‌شوند. متاسفانه با وجود اینکه دولت یازدهم اشتغالزایی را به عنوان یکی از وعده‌های کلیدی خود مطرح کرده بود اما در طول دوره فعالیت این دولت نیز مسوولان از بایدها در این بخش سخن گفتند و کارها را به آینده موکول کردند. روندی که امروز در اقتصاد ایران وجود دارد عین هدررفت و تلف کردن پتانسیل عظیم نیروی انسانی جوان و آماده به کار است. برخی می گویند درس بخوانید تا بیکار شوید، اما سؤال این است که آیا واقعاً نمی‌توان برای خروج بیکاری جوانان از بحران کاری کرد؟‌ تا چه زمانی باید وضع به همین منوال باشد و دولت‌ها فقط از بایدها در این بخش سخن بگویند؟ چه کسی می‌تواند به وضعیت عجیب جذب دانشجو در دانشگاه‌ها پایان دهد؟ مسوولیت اینکه اغلب جوانان فارغ التحصیل دانشگاه‌ها توان انجام کار در فضای واقعی را ندارند با کیست؟ چرا همه وزارتخانه‌ها و حتی دولت‌ها از پذیرش مسوولیت در قبال اشتغال و بیکاری شانه خالی می‌کنند؟ اگر قرار است بیکاری با پول بانک‌ها حل شود، کدام دولتی می‌تواند یکبار برای همیشه با اختصاص پول به این گرفتاری پایان دهد. حتی اگر مشکل با تغییر سیستم‌های آموزشی و توقف روند فعلی جذب دانشجو حل می‌شود، کدام دستگاه را باید مسوول و پاسخگو دانست؟ دیگر حرف زدن از بایدها در این بخش کافی است. اینکه مقامات دولتی بنشینند و بگویند بیکاری از گذشته تلنبار شده و جمعیت متقاضی کار نیز افزایش یافته و به همین دلیل نرخ بیکاری افزایش یافته است، برای جامعه قابل پذیرش نیست. آیا غیر از این است که امروز نمایندگان دولت و مجلس که به هر جا بروند بسیاری از آنها تنها تقاضای شغل دارند؟ آیا این اوج بحران بیکاری نیست؟ چه زمانی باید به این وضع پایان داده شود؟ آمارها حاکی از آن است که در سال ۹۲ که دولت یازدهم  اداره امور را در دست گرفت نرخ بیکاری پایان سال ۱۰٫۴ درصد و تعداد بیکاران نیز ۲ میلیون و ۴۸۸‌هزار نفر بوده است. از این تعداد یک میلیون و ۶۱۳ هزار نفر زیر ۳۰ سال سن داشتند و به عبارتی مهم‌ترین گروه سنی جوینده شغل و عموماً تحصیل‌کرده‌ها بودند. همچنین در سال ۹۲ تعداد بیکاران مرد کشور یک میلیون و ۷۱۳ هزار نفر و تعداد بیکاران زن نیز ۷۷۴ هزارنفر بود. در عین حال، مجموع شاغلان و بیکاران (فعالان اقتصادی) نیز ۲۳ میلیون و ۸۳۴ هزار نفر بوده است. حال در پایان سال ۹۵ و چند ماه مانده به پایان کار دولت فعلی، تعداد بیکاران به ۳ میلیون و ۲۰۳‌هزار نفر رسیده و نرخ بیکاری نیز ۱۲٫۴ درصد است. هرچند تعداد جمعیت فعال کشور نیز به ۲۵ میلیون و ۷۹۱ هزار نفر رسیده ولی تعداد بیکاران مرد کشور نیز ۲ میلیون و ۱۹۱ هزارنفر و تعداد زنان بیکار نیز یک میلیون نفر شده است. بنابران چند نکته اساسی در وضعیت نامناسب بازار کار کشور مشاهده می‌شود. اولاً اینکه بیکاری زنان برای اولین بار میلیونی شده و تنها در دوره فعالیت دولت یازدهم بر تعداد زنان بیکار کشور ۲۳۷ هزار نفر افزوده شد. از آن سو بر تعداد مردان بیکار نیز ۴۷۸ هزار نفر افزوده شده است. وقتی دولت اولین ماه‌های فعالیت خود در سال ۹۲ را پشت سر می‌گذاشت نرخ بیکاری جوانان بحرانی (۲۴ درصد) یعنی ۲ برابر نرخ بیکاری کل (۱۰٫۴ درصد) بود، اما امروز این بحران نه تنها کاهش نیافته، بلکه تشدید شده و نرخ بیکاری جوانان به ۲۹٫۲ درصد رسیده، در حالی که نرخ بیکاری کل ۱۲٫۴ درصد است. مشخص نیست واقعاً ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار بیکار مطلق کشور ( آمارهای غیررسمی تا ۵ میلیون نفر) که تاکنون حتی موفق به یک ساعت اشتغال هم نشده‌اند، تا چه زمانی باید منتظر کار بمانند. اینکه حدود نیمی از این جمعیت بیکار فارغ التحصیل دانشگاه‌ها باشند یعنی اینکه امروز دانشگاه‌ها به کارخانه چاپ مدرک تبدیل شده و آموزش‌ها کارایی چندانی در بازار واقعی کار ندارند. منبع: صبح نو انتهای متن/ش

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =