استاد محمد شریف زاهدی از علمای اهل سنت که به مذهب شیعه گرویده است اظهار داشت: وهابیت به نام مشترکات، دام بزرگی را برای اهل سنت گسترانیده و در جهت جذب آنها تلاش می کند.

به گزارش سرویس فرهنگی آفتاب ری، استاد محمد شریف زاهدی، از علما اهل سنت که شیعه شده است در گفت و گو با ره به ری این هفته به موضوع "علی (ع) از منظر مشاهیر اهل سنت" اشاره کرده است.

وی ابتدا پاسخ شبهه برخی از اهل سنت که مدعی هستند، چیزی به نام وهابیت وجود ندارد را پاسخ گفته است.

در ادامه متن کامل سخنان حجت الاسلام محمد شریف زاهدی را مشاهده می کنید:

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظیم

خدا را سپاس گذاریم که یک بار دیگر در خدمت شما محققین مکتب اسلام و قرآن هستیم.

ان شالله بتوانیم مطالب ارزشمندی را خدمت عزیزان ارائه کنیم.

با توجه به بحثی که هفته گذشته داشتیم، جا دارد نکته دیگری را به این موضوع اضافه کنم: شاید بعضی از عزیزان اهل سنت بگویند: وهابیت فرقه ای از ما اهل سنت است و شما شیعیان چرا درباره آن بحث می کنید.

وهابیت اختلافات بسیار زیادی با خود اهل سنت دارد. متعجب هستم که چرا بعضی از بزرگواران اهل سنت در دفاع از وهابیت تلاش می کنند و به نوعی مدافع وهابیت و سلفیت شده اند؟

بنده خود قبلا سنی بوده ام، سنی حنفی هم بوده ام(می دانید که حنفی ها، سنی هایی هستند که خود را از همه اهل سنت به حق نزدیک تر می دانند)

ابوحنیفه اولین کسی بود که در دوران امام صادق (ع) و هارون الرشید در بغداد، مدعی شدند و اولین مذهب را تشکیل داده اند.

در حال حاضر هم با بیش از 500 میلیون نفر، بیشترین جمعیت مسلمین را تشکیل می دهند. آنها خود را حق می دانند و از خیلی از شافعی ها و مالکی ها و حنبلی ها بالاتر می دانند.

وهابیت در این بین، پیرو احمد بن حنبل است و کتاب های زیادی را بر علیه ابوحنیفه نوشته است و معتقد است که احمد بن حنبل فقیر ترین فقیران و ضعیف ترین ضعفا در بحث روایت حدیث می باشد.

سوالی که اینجا مطرح است این است که: آیا تا به حال دیده شده که  وهابیت از ابوحنیفه(که رهبر بزرگترین اجتماع مسلمین جهان است) دفاع کرده باشد؟

متاسفانه امروز وهابیت علما اهل سنت را هم جذب کرده است . امیدواریم خداوند وهابیت و علما را هدایت کند و هم بسیاری از اهل سنت را که گاهی ندانسته از آنها دفاع می کنند.

بنده به صورت برادرانه به شما بزرگواران توصیه می کنم از وهابیت بپرهیزید تفاوتی بین خودتان و وهابیت قائل شوید.

وهابیت به نام مشترکات، دام بزرگی را برای اهل سنت گسترانیده و در جهت جذب آنها تلاش می کند.

امام علی(ع) از منظر مشاهیر اهل سنت

موضوع بحث امروز ما، بحث امام علی(ع) از منظر اهل سنت است.

کتابی هست با عنوان "خلفای راشدین در آینه نظم و نثر ادب فارسی"  برخی از علما اهل سنت در تایید این کتاب و نویسنده آن مطالب بسیاری را بیان کرده اند. این کتاب نوشته محمد اکرم حسین بر از محققان اهل سنت سراوان سیستان و بلوچستان است که در سال 88 به چاپ دوم رسیده است.

آنچه که در این کتاب  آمده، نگاهی است به زندگی خلفا، ابوبکر، عمر، عثمان و علی(ع) و من با توجه به ان که تحقیقات زیادی در خصوص علی(ع) در کتب اهل سنت داشته ام، قصد دارم به نکاتی از این کتاب اشاره کنم.

برخی از علما و بزرگان اهل سنت سیستان و بلوچستان از جمله شیخ الحدیث سید محمد یوسف حسین پور، مدیر حوزه علمیه گشت این کتاب را تایید کرده و انتهای ان خطاب به نویسنده کتاب نوشته است: در این راستا زحمات ارزنده ای متحمل شدید و موجب بیداری نسل جوان شدید و... (در تاریخ 4/1/81)

همچنین جناب اقای سید عبدالکریم حسین پور از اساتید حوزه علمیه گشت سراوان که از شعرا اهل سنت هستند این کتاب را تایید کرده اند.(در تاریخ 1/1/81)

این دو بزرگوار در میان اهل سنت سیستان و بلوچستان  از منظر علمی جایگاه ویژه ای دارند.

در صفحه 28 این کتاب شعری از شیخ فرید الدین عطار نیشابوری به چشم می خورد (که در منطق و طیر هم آمده است) در واقع این شعر برگرفته از احادیث و روایاتی است که رسول خدا در مورد  علی(ع) بیان داشته است.

خواجه    ى   حق   پیشواى   راستین

کوه   حلم  و  باب  علم  و  قطب  دین

ساقى      کوثر،      امام      رهنماى

ابن       عم     مصطفا،     شیرخداى

مرتضاى     مجتبا،     جفت     بتول

خواجه    ى   معصوم،   داماد  رسول

در        بیان       رهنمونى       آمده

صاحب      اسرار      سلونى(1) آمده

اینجا عطار نیشابوری این روایت که "پیامبر فرمودند: علی (ع) هم کوی علم و هم باب علم است"  را به حالت شعر در اورده است.

مقتدا   بی  شک  به  استحقاق  اوست

مفتى    مطلق   على  الاطلاق  اوست

چون  على  از  غیبهاى  حق  یکیست

عقل   را  در  بینش  او  کى  شکیست

از  دم  عیسى  کسى  گر  زنده خاست

او   بدم   دست   بریده   کرد   راست

این شاعر اهل سنت در بیت فوق اشاره دارد به آن روایت که دست بریده ای با معجزه علی (ع) به حالت اول بازگشت ( کامل این روایت در انتهای همین متن آمده است)

گشته    اندر  کعبه  آن  صاحب  قبول

بت   شکن   بر   پشتى  دوش  رسول

در   ضمیرش   بود   مکنونات  غیب

زان   برآوردى   ید   بیضا   ز  جیب

گر     ید    بیضا    نبودیش    آشکار

کى    گرفتى    ذوالفقار    آنجا   قرار

شمشیر ذولفقار افتخار بزرگیست که برای علی(ع) در نظر گرفته شده بود و دمار از روزگار کفار، مشرکین و دشمنان اسلام در اورد. شمشیری که فقط پنجه های علی(ع) توانست ان را نگاه دارد.

هنگامی که تازه به مذهب شیعه هدایت شده بودم و قصد تحقیق در مورد مظلومیت علی(ع) را داشتم به این دو بیت شعر برخوردم که:

گاه  در  جوش  آمدى  از  کار  خویش

گه  فرو  گفتى  به  چه  اسرار خویش

در    همه   آفاق   هم   دم  می  نیافت

در درون می گشت و محرم می نیافت

این دو بیت را که دیدم از مظلومیت علی(ع) متعجب شدم که چرا در زمانی که همه صحابه و بزرگان و مدعیانی که می گفتند پرچم اسلام به دست انهاست !! یک شخصی مثل علی(ع) مظلوم مانده بود.

چرا طبق گفته این شاعر اهل سنت و گفته روضه خوان های شیعه و علما ، علی(ع) اسرار خود را به چاه می گفت؟بزرگان اهل سنت باید جویا باشند و به این سوالات پاسخ گویند.

عطار نیشابوری اشعار دیگری هم در خصوص علی(ع) دارد و خوب است که اشاره داشته باشم به سنایی غزنوی که از شعرای معروف است و در دیوان ابوالمجد اشعاری را در مورد علی (ع) بیان کرده است.

در صفحه 39 همین کتاب امده است:

زمشرق تا به مغرب گر امام است

امیرالمومنین حیدر تمام است

یکی از بحث هایی که با چند نفر از دوستان و عالمان اهل سنت داشتیم همین بود ، من این کتاب را نشان دادم و گفتم : شما که در حوزه درس خوانده اید، این بیت جناب آقای غزنوی را برای من ترجمه و تفسیر و معنی کنید:

همین شعر که : زمشرق تا به مغرب گر امام است

امیرالمومنین حیدر تمام است

آقایان واقعا تعجب کردند، مثل این که اولین بار بود که این شعر را می دیدند و اولین بار بود که این کتاب به چشمشان می خورد. با این که این کتاب متعلق به اهل سنت است.

من توصیه می کنم به مولوی ها حتما کتاب های جدید خود را تهیه کرده و خوب مطالعه کنند،

این عزیزان که سوال از انها پرسیده بودم، در پاسخ به این بیت گفتند: خوب، معلوم است(از منظر جناب غزنوی)، مفهوم ان این است که از مشرق تا مغرب اگر امامی باشد علی (ع) است.

وقتی شعر را معنی کردم پرسیدم: ابوبکر و عمر عثمان ، داخل مشرق و مغرب بوده اند یا خارج از آن؟

پاسخ دادند: معلوم است همه صحابه، بلکه مسلمانان، بلکه همه بشیریت داخل مشرق و مغرب اند.

گفتم: بر اساس شعری که نقل شده: تمام انچه که در مشرق و مغرب است دارای امام است.

علی (ع) امام ابوبکر و عمر و عثمان و همه کسانی که در مشرق و مغرب اند (به اقرار غزنوی) است.

گفتند : وافعا خیلی تکان دهنده است ، باید برویم و تحقیق کنیم ، که شخصیت علی(ع) چه شخصیتیست که از منظر این شاعر از مشرق تا مغرب همه را در بر می گیرید.

بعد از این ماجرا بود که در تماس تلفنی این ماجرا را تایید کردند ، اما حالا چرا این موضوع را علنی مطرح نمی کنند و نمی پذیرند ولایت و امامت علی(ع) را ، این موضوعیست که اتمام حجت شده و خود عزیزان باید پاسخگو باشند.

خطبه نماز جمعه شافعی ها

شافعی ها در خطبه دوم عربی نماز جمعه، صلواتی می فرستند بر پیامبر، صحابه و علی (ع)  و در خصوص علی(ع) می گویند: اللهم صل علی، امام المشارق و المغارب، اسدالله الغالب، علی ابن ابی طالب.

خیلی جالبه، بنده خودم در نماز جمعه اهل سنت در زاهدان بودم، که اما جمعه وقتی به نام علی (ع) می رسید، با شور این صلوات را می فرستاد. این شعر سنایی غزنوی هم در تایید همین خطبه است. آن عالم شافعی هم، همین را در خطبه نماز جمعه می خواند.

سوالی من از محققین شیعه و سنی این است که آیا امام علی (ع) مورد تایید صحابه قرار گرفت ؟آیا اهل سنت به خصوص شافعی ها که در خطبه ها صلوات بر علی(ع) می فرستند  و خودشان به امامت علی(ع) اعتراف می کنند ، امامت علی (ع) را بعد از پیامبر قبول دارند ؟ یا اینها فقط در حد حرف است؟ این سوالی است که نیاز به جواب بنده ندارد ، خود دوستان تلاش کنند تا به جواب برسند.

چند حدیث دیگر هم هست که غزنوی به حالت شعر در اورده که:

پیغمبر گفت : ای نور دو دیده

ز یک نوریم هر دو آفریده

این هم به روایت مشهوری اشاره دارد و وقتی این روایت را برای یکی از مولوی های منطقه سرباز بیان کردم: تعجب کردند و گفتند: همچین چیزی نداریم، زمانی که گفتم در کتاب خلفای راشدین صفحه 40 آمده است تعجب کردند.

علی چون با بیامبر باشند ز یک نور

یکی باشند هر دو دویی دور

این مطلب مهمیست که وقتی پیامبر و علی (ع) از یک نور باشند! ما باید پس از پیامبر اطاعت از علی بکنیم یا از دیگران.

چنان در شهر دانش باب آمد

که جنت را به حق دواب امد

در زبان عرب دواب به معنی گشاینده باب های بهشت است و از منظر غزنوی ، علی(ع) گشاینده باب های بهشت است.

چنان مطلق شد اودر فقر وفاقه

که زرّ و نقره دادش سه طلاقه

ا گرچه سیم و زر با حرمت آمد ولی گوسالهٔ این امّت آمد

یعنی سیم زر از منظر او مانند گوساله است.

کجا گوساله هرگز رنجه گردد

که با شیری چنین هم پنجه گردد

یعنی علی(ع) زاهد مطلق بودند و برای دنیا ارزشی قائل نبودند و آن را به آب بینی بزغاله تشبیه می کردند.

من وقت عزیزان را بیش از این نمی گیرم، ان شالله در برنامه های بعد مطالب دیگری را پیرامون موضوع شیعه و سنی بیان خواهیم کرد.

-----------------

مرد سياهى نزد أمير المؤمنين آمد و اقرار كرد كه دزدى كرده است. حضرت سه بار از او سؤال كردند، در هر بار اعتراف كرد و گفت: اى أمير المؤمنين مرا تزكيه و طاهر كن، حدّ بر من جارى كن من دزدى كرده ام. حضرت امر فرمودند و دست او را بريدند. آن مرد سياه به راه افتاد و رفت.

در راه ابن كَوّا او را ...ديد و گفت: كه دست تو را بريده است؟ گفت: لَيْثُ الحِجازِ، وَ كَبْشُ العِراقِ، وَ مُصادِمُ الابطالِ، المُنتَقِمُ مِنَ الجُهَالِ، كريمُ الاصلِ، شريفُ الفصْلِ، مُحِلُّ الحَرَمينِ، وَارِثُ المَشعَرَينِ، أبو السِّبْطَينَ، وَ آخر الوصِيّن من آل يس، المُؤيَّدُ بِجَبرائيل، المنصُورُ بِميكائِيلُ، الحَبْلُ المَتينُ، المَحْفُوظُ بِجُنْدِ السَّماءِ أجمَعِينَ، ذَاكَ وَ اللهِ أميرالُمؤمِنِينَ عَلَى رَغْمِ الرّاغمين

مرد سياه گفت شير حجاز، و قوچ عراق، و زمين زننده شجاعان روزگار، و انتقام گيرنده از جاهلان، آنكه ريشه اش اصيل و بزرگوار است، و پيوندش شريف است، مُحلّ دو حرم، و وارث دو مشعر، پدر دو سبط رسول خدا، اوّل سابقين، و آخر وصيّين از آل رسول الله، آنكه جبرائيل تأييدش كند و ميكائيل ياريش كند، ريسمان متّصل و محكم خدا، محفوظ به لشكرهاى آسمان، اوست سوگند به خدا امام مؤمنان و أمير آنها على رغم دشمنان.

ابن كوّا به او گفت: على دست تو را بريده و تو اينگونه او را تمجيد مى كنى؟ مرد سياه گفت: سوگند به خدا كه اگر مرا قطعه قطعه كند آناً فآناً محبّت او در دل من افزون شود.

ابن كوّا نزد أمير المؤمنين عليه السّلام آمد و داستان برخورد و ملاقاتش را با مرد سياه بيان كرد. حضرت فرمود: اى ابن كوّا دوستان و محبّين ما افرادى هستند كه اگر آنها را تكّه تكّه كنيم دوستى و محبّت آنها به ما زياد گردد، و دشمنان ما كسانى هستند كه اگر روغ و عسل در كام آنها بريزيم دشمنى و بغض آنها زياد شود. و سپس به حضرت امام حسن عليه السّلام فرمودند: برو و آن عموى سياه خود را بياور.

حضرت امام حسن آن مرد سياه را نزد أمير المؤمنين عليه السّلام حاضر نمود. حضرت دست بريده سياه را برداشته و به محلّ بريدگى گذاردند و رداى خود را بر روى آن كشيدند و به كلمات آهسته دعائى خواندند. آن مرد سياه برخاست و چنان دستش به حال اوّليه برگشته كه در ركاب پدرم أمير المؤمنين عليه السّلام جنگ مى نمود تا آنكه در واقعه نهروان شهيد شد.

برای دانلود فایل صوتی کم حجم سخنان  استاد زاهدی .....>>>اینجا<<

انتهای پیام/م

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =