به گزارش سرویس فرهنگی رویداد، تعدادی از این دلایل به شرح زیر می باشد: _ همواره برچسب های زده شده بر بازیگران هویتی مخالف از آنها تعریف می کند. این برچسب ها اغلب توسط خود بازیگران و به واسطه حضور در فیلم هایی خاص و هدفمند شکل می گیرد که مخالفت خود را همواره با ظاهری نامتعارف از سوی بازیگران به مخاطب معرفی می کند. _ سهم بازیگران در فرهنگ هر کشور مربوط به سطح فرهنگ عمومی است و اغلب بر اثر برخورد با زندگی تک تک افراد جامعه، فرهنگ عامه را تحت تأثیر خود قرار می دهد. از این روی موقعیت یک بازیگر در جریان تحرکات زندگی فردی و اجتماعی وی، همواره بر زندگی عمومی مردم اثرگذار بوده و نحوه سیاستگذاری در این حوزه، در الگوی فرهنگ عمومی کشور امری قابل تأمل است. _ کاریزمای حاکم بر شخصیت تعدادی از بازیگران زن و مرد سینمای ایران، اغلب این شخصیت ها را افرادی دست نیافتنی و متفاوت معرفی می کند. این تفاوت و خاص بودن بیش از هر چیزی خود را در مردمی نبودن آن ها معرفی می کند. از آنجا که هر چیر دست نیافتنی توجه بیشتری را به خود جلب می کند، این گروه از بازیگران اغلب با استفاده از تصاویری خاص، الگویی را در اختیار مخاطبان قرار می دهند که مانند نحوه برخوردشان با عموم جامعه خاص و متفاوت به نظر می رسد. بسته به زمینه اجتماعی موجود در جامعه معرفت فرهنگی متفاوتی در این باره حاصل می شود. یا این قبیل بازیگران مورد تردید قرار می گیرند و از نگاه مخاطبان حذف می شوند یا با تقلید از سبک رفتارشان، مورد توجه و تأیید واقع می شوند. شناخت زمینه های اجتماعی موجود برای بازیگران در شرایط حاضر یکی از ضروری ترین نیازهای شناختی برای آن ها می باشد، از این روی که بسیاری از اقدامات آنها چنین معرفتی را تولید می کند که در تقابل با معرفت فرهنگی عموم جامعه قرار گرفته اند. _ گافمن از جمله نویسندگانی است که در گوشه ای از آثار خود با تبیین صحنه نمایش به توصیف کنشگران می پردازد. وی در نوشته های خود به این موضوع اشاره می کند که جلوی صحنه و پشت صحنه دو مقوله متفاوت از رفتار را برای کنشگران فراهم می سازد اما شرایطی موجب می شود که کنشگران نقش واحدی را در هر دو زمینه ایفا کنند تا در ذهن طرف مقابل، تصویری واحد از خود القا کنند. ارائه تصویری واحد به اندازه ای دارای اهمیت است که گفته می شود رسانه های فرانسه به مانکن های این کشور توصیه کرده اند که بدون آرایش و ملزومات لازم در مجامع عمومی حاضر نشوند تا تصویر ذهنی مخاطب از آن ها تغییر نکند. این در حالی است که بازیگران ایرانی با ظاهر نامتعارف خود در مجامع عمومی اغلب این پیام را به مخاطب القا می کنند که "فردی متفاوت ازجامعه خویش هستند." از این روست که سالهاست قشر مذهبی جامعه با پدیده ای چون سینما خداحافظی کرده اند. علاوه بر این یکی از عوامل کاهش سطح اعتماد مردم به سینما مربوط به نقش و ظاهر دوگانه بازیگران آن است. اینکه امروز سالن های سینمای کشور خالی از تماشاچی است نشانی از در نظر نگرفتن حقوق مخاطبان به عنوان بخش مهمی از اثر تولید شده است.تعدادی از بازیگران زن سینمای ایران به گونه ای ظاهر آرایی می کنند که خود را از اجتماع ایران دور دانسته و به فرهنگ جهانی پورنو نزدیک می شوند. ظاهرسازی های نامتعارف در مناسبت های گوناگون دلیلی بر این مدعاست. البته مدیریت و سیاستگذاری در این حوزه هم در برگیرنده ضعف های متعددی است. اینکه تولیدکنندگان و بازیگران به عنوان نمایندگان فرهنگی ایران در مجامع بین المللی با ظاهری متفاوت از اجتماع ایران حضور می یابند، نشانی از ضعف توان مدیریتی موجود در این حوزه است. شعار "من مخالفم پس هستم" در طول این سال ها همواره به عنوان یک تزشبه روشنفکری در میان جریان هایی خاص تداوم یافته که ظاهر مخالف گونه برخی بازیگران، بخشی از این شعار را در برمی گیرد. در واقع بخشی از مخالفان نظام ارزشی موجود در لایه های پنهان زندگی فردی و اجتماعی خود، گروهی از بازیگران هستند. در شرایط حاضر فرهنگ سهم مهمی در پیشبرد اهداف هر کشور مخصوصا انقلاب فرهنگی ایران ایفا می کند. با این وجود در ایران کمترین نقش و تأثیر مثبت به آن سپرده شده است. بارها گفته شده که انتظار می رود دیدگاه های کلان فرهنگی سیاست هایی را سرمشق خود قرار دهد که در مسیر پیشرفت این جریان حرکت کند نه آنکه بازگشتی دوباره به عصر جاهلیت مدرن را تجربه کند. سینمای گیشه در ایران با رنگ و لعاب بازیگران زن در جلوی صحنه و پشت صحنه، جریانی از عصر جاهلیت مدرن را به تصویر می کشد. این در حالی است که تاکنون دغدغه مدیران فرهنگی جامعه پیرامون حفظ شئون زن مسلمان تنها با مجموعه ای از اقدامات سخت افزاری پاسخ داده شده است. "درخانه اگر کس است یک حرف بس است"

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =