دیدار پرسنل سپاه فیروزکوه با خانواده های اولین شهدای دوران پیروزی انقلاب و دفاع مقدس

به مناسب ایام الله دهه فجر پایوران ناحیه مقاومت بسیج فیروزکوه به دیدار خانواده شهدای شهرستان فیروزکوه رفتند.

به گزارش تهران نیوز ، به نقل از پایگاه خبری دیمه نیوز، پایوران سپاه پاسداران ناحیه مقاومت بسیج فیروزکوه به مناسبت ایام الله دهه فجر به دیدار و دلجویی از خانواده های اولین شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در شهرستان فیروزکوه رفتند. شهید الله قلی قدمی اولین و تنها شهید دوران پیروزی انقلاب اسلامی در شهرستان فیروزکوه تاریخ شهادت ۲۲ بهمن ۵۷ در این دیدار برادر شهید قدمی چنین می گوید:در اواخر دوره پهلوی،سال ۵۷ شهید دوران سربازی را سپری می کرد، آن زمانی که حکومت نظامی بود و ارتش و ژاندارمری مردم را سرکوب میکردند سروان یوسف زاده برخلاف رژیم وقت به سربازان خود گفته بود که به مردم و معترضان شلیک نکنند، ایشان یکی از انقلابی های سرسخت بودند. وی ادامه داد: وقتی برادرم شهید شدم من کسالت داشتم، وی در ۲۱ بهمن ۵۷ به ضرب گلوله ای از سوی نظامیان پهلوی با تفنگ ژسه از داخل بالگرد در خیابان نو تهران مجروح شد. برادر شهید بیان کرد: شهید پیشه خیاطی داشت و تمام دوخت و دوز خود را حتی در کودکی خودش انجام می داد. IMAG1185 شیهد ملاجعفری اولین شهید دفاع مقدس شهرستان فیروزکوه- تاریخ شهادت: ۱۷/۷/۵۹ - محل شهادت: سر پل ذهاب مادر شهید در این دیدار می گوید: روز تدفین شهید در شهر به این بزرگی یک روحانی برای خواندن نماز بر پیکر شهید پیدا نمی شد، آن روز تا جلوی بانک ملی تشیع جنازه ادامه یافت که یک روحانی آمد و گفت من با پدر شهید کار دارم، این روحانی یک عمامه مشکی بر سر و یک انگشتری عقیق نسبتاً بزرگ بر دست داشت، این روحانی را کسی در شهرستان نمی شناخت. فرمانده سپاه وقت این روحانی را پیش پدر شهید برد و گفت هر کاری در ارتباط با تدفین شهید دارید این روحانی انجام می دهد، زمان دفن شهید دایی شهید اجازه نمیداد من شهید را ببینم چون می گفت با توجه به جراهت بسیار زیاد شهید ممکن است حال مادر شهید وخیم تر شود، روحانی که در آن جا حاضر بود روایت کرد مادر حضرت علی اکبر (ع) با آن همه تیر و زخم و جراهت به بالای سر فرزندش رفت، مادران استقامت وصبر دارند اجازه دهید مادر شهید فرزندش را ببیند. وی گفت: پس از تدفین پدر شهید به برادرم می گوید برو از آن روحانی تشکر کن و هدیه ای به او بده، وقتی خواستیم از آن روحانی تشکر کنیم هر چه جست و جو کردند او را نیافتند، پیش فرمانده سپاه وقت رفتیم و از او پرسیدیم روحانی که معرفی کردید کجا هستنند، فرمانده سپاه وقت در جواب گفت نمیدانم، من این روحانی را نیاوردم و گمان کردم دایی شهید وی را آورده است. بعدها فهمیدیم که احتمالاً این آقای روحانی از عالم غیب آماده است، خودش آمد و خودش هم رفت. این روحانی سنی حدود ۴۰ سال داشته است و زمانی که چهره وی را دیدم، آرامش خاصی در من شکل گرفت و شهید شدن فرزندم را از یاد بردم. انتهای متن/*

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =