در جمهوری اسلامی ایران، روایتی ایجابی از امنیت ملی ملاك است. بدین صورت كه مردم سالاری دینی، جمهوری اسلامی و نظریه مترقی ولایت فقیه مارا به آنجا رهنمون می شود تا بنیانی مرصوص براساس رابطه "امت ـ امام" را مبنای امنیت سازی بدانیم. به گزارش پایگاه خبری آفتاب ری به نقل از  افکار دكتر اصغرافتخاری دانشیار علوم سیاسی ومعاون پژوهشی دانشگاه امام صادق(علیه السلام)است. حوزه اصلی مطالعات وی "امنیت پژوهی" است و تاكنون قریب به ۲۰عنوان كتاب وبیش از ۹۰مقاله تخصصی به قلم وی منتشر شده است. آنچه در ادامه می‌آید نگاهی به اصل پیوستگی مردم و حکومت و تاثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. جایگاه اصلی"پیوستگی مردم وحكومت" درشكل گیری گفتمان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ در رابطه با امنیت ملی، دو گفتمان اصلی را از یكدیگر می توان تمیز داد. نخست "گفتمان سلبی" كه درآن امنیت به مثابه وضعیت مبتنی بر نبود تهدید تعریف وسازمان دهی می شود. براین اساس "امنیت"پدیده ای "ساختنی" ارزیابی می گردد كه از ناحیه"قدرت سخت" شكل و قوام می یابد. درمقابل گفتمان ایجابی را داریم كه امنیت ملی را وضیت مبتنی بر ایجاد تعادل بین خواسته
."پیوستگی"در سند چشم انداز معرف بُعد ایجابی امنیت بود و نشان می دهد كه امنیت بیش ازآن كه تابعی از قدرت نظام حاكم باشد، برگرفته و متأثر از"اقبال مردم"به حكومت است.
های ملی از یك سو وكارآمدی نظام سیاسی از سوی دیگر می داند؛ به گونه ای كه درآن جامعه تولید رضایتمندی نماید. درواقع امنیت ملی یك"تولید اجتماعی" است كه با "رضایتمندی" (كه از جنس قدرت نرم است) فهم میشود. با تأمل دراین دو گفتمان مشخص میشود كه "امنیت سلبی" از ناحیه "كارگزاران قدرت" ساخته و پرداخته می شود .لذا نظریه "حكومت مسلط" از درون آن پدیدار می شود كه به بهترین وجه توسط هابز وبا عنوان "لویاتان" از آن تعبیر شده است. عمده نظام های دیكتاتوری و نطریه های هژمونیك ازاین منظر امنیت ملی را فهم می نمایند. اما در جمهوری اسلامی ایران، روایتی ایجابی از امنیت ملی ملاك است. بدین صورت كه مردم سالاری دینی، جمهوری اسلامی و نظریه مترقی ولایت فقیه مارا به آنجا رهنمون می شود تا بنیانی مرصوص براساس رابطه "امت ـ امام" را مبنای امنیت سازی بدانیم. دراین صورت است كه شاخص های ایجابی امنیت، اهمیت و اولویت می‌یابد. برای مثال در سند چشم انداز بحث"پیوستگی حكومت و مردم" مورد تأكید قرار گرفته است."پیوستگی"در سند چشم انداز معرف بُعد ایجابی امنیت بود و نشان می دهد كه امنیت بیش ازآن كه تابعی از قدرت نظام حاكم باشد، برگرفته و متأثر از"اقبال مردم"به حكومت است. لذا
در واقع رمز مقاومت و پایداری ایران در تهاجم همه جانبه رژیم بعثی، ابتنای آن به منابع نرم افزارانه و معنوی نظام اسلامی بود كه درنهایت به دفع تجاوز دشمنان منتهی شد.
پیوستگی دلالت بر سه مفهوم ایجابی در گفتمان امنیت اسلامی دارد: اول.اقبال مردم به حكومت وپذیرش آن (مقبولیت) دوم.اقدام حكومت درراستای تأمین هرچه بهتر نیازهای به حق جامعه(كارآمدی) سوم.ابتنای قدرت بر بنیادهای اصیل اسلامی كه تأیید الهی را درپی دارد(شرعیت) چنین رابطه ای بین مردم وحكومت،جامعه اسلامی را "بنیادی مرصوص"می‌سازد كه از بیشترین میزان انسجام داخلی وحمایت الهی برخوردار است. گفتمان حاکم بر امنیت ملی ایران طی سه دهه گذشته چگونه بوده وتأثیرات آن براصل"پیوستگی حكومت و مردم"چگونه بوده است؟ اولین نقطه عطف دربحث از امنیت ملی‌، انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)است. دراین مرحله ما شاهد تحول گفتمان سلبی و سكولار پهلوی به گفتمان ایجابی اسلامی هستیم. تجلی كارآمدی این گفتمان جدید را در هشت سال دفاع مقدس به خوبی می‌توان مشاهده نمود. در واقع رمز مقاومت و پایداری ایران در تهاجم همه جانبه رژیم بعثی، ابتنای آن به منابع نرم افزارانه و معنوی نظام اسلامی بود كه درنهایت به دفع تجاوز دشمنان منتهی شد. از پس از جنگ تحمیلی تازمان حاضر، بنیاد گفتمانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران همچنان ایجابی بوده و این امر مدیون مجاهدت های شهدای بزرگوار این امت بوده كه توانستند
ما مراحل فتنه برانگیزی را داشته و تجربه نموده ایم كه برخی از مخالفان و معارضان با طرح نظریه‌هایی چون نظام حكومت دوگانه؛ تلاش نموده اند بین حكومت اسلامی وجامعه جدایی اندازند. اما خوشبختانه این طرح ها مؤثر نبوده وگفتمان امنیت ملی توانسته هویت ایجابی و ایمانی خود را حفظ نماید.
میراث امام خمینی(ره) را همچنان درخشان نگاه دارند. البته ما مراحل فتنه برانگیزی را داشته و تجربه نموده ایم كه برخی از مخالفان و معارضان با طرح نظریه‌هایی چون نظام حكومت دوگانه؛ تلاش نموده اند بین حكومت اسلامی وجامعه جدایی اندازند. اما خوشبختانه این طرح ها مؤثر نبوده وگفتمان امنیت ملی توانسته هویت ایجابی و ایمانی خود را حفظ نماید. درمجموع ازحیث گفتمانی ما همچنان رویكرد ایجابی را در دستوركار داریم. اگر بخواهیم از منظری آسیب شناسانه به موضوع نگاه نماییم ،مهمترین آسیب هایی كه باید متوجه آنها بوده واز وقوعشان احتراز نماییم چیست؟ ازمنظر آسیب شناسانه،چند گزاره را می توان به شكل زیر ایراد نمود.این گزاره ها جنبه راهبردی دارد وبقای گفتمان ایجابی به آنهاست: گزاره اول.باید نسبت به اصل تعلیم وتربیت اسلامی وانقلابی اهتمام داشت. مطابق گفتمان ایجابی ،امنیت مقوله ایی مبتنی بر هنجارها ارزیابی می شود.لذا استمرار امنیت ایجابی منوط به حضور افرادی است كه نسبت به هنجار ها و اصول معتقد و عامل باشند.معنای این سخن آن است كه تربیت نسلی مؤمن و انقلابی ضامن استمرار و ارتقای امنیت ملی است.هر چه در این قسمت كم بگذاریم، آسیب پذیرتر می شویم. گزاره دوم.باید نسبت به مدیریت افکار عمومی اهتمام داشت. افکار عمومی که تجلی خواسته ها (نوع و میران آنها) در گستره ملی است را نباید موضوعی ساده ارزیابی نمود.اگر خواسته ها به شکل منطقی و رشد یابنده عرضه شوند، جامعه رو به تعالی می رود و تقویت می شود.اما اگر بنا به هر دلیلی خواسته ها تحدید،
تربیت نسلی مؤمن و انقلابی ضامن استمرار و ارتقای امنیت ملی است.هر چه در این قسمت كم بگذاریم، آسیب پذیرتر می شویم.
سرکوب و یا انحراف یابند؛ امنیت ملی آنگاه از درون سست می گردد. لذا "مدیریت افکار عمومی" که مقوله ای ایجابی و مخالف با "سرکوب افکار عمومی" است؛ اولویت می یابد. گزاره سوم.باید نسبت به افزایش کار آمدی نظام سیاسی اهتمام داشت. حکومت به تعبیر امام (ره) خدمتگزار جامعه است.حال اگر هر چه بهتر این نقش را ایفا نماید و از فساد های متعارف (انحصار طلبی، امتیاز طلبی و...) به دور باشد، می تواند سهم بیشتری از رضایت مندی را در جامعه تولید نماید. به همین خاطر است که افزایش کار آمدی شرط اساسی ارتقاء ضریب امنیتی به شمار می آید. چنان که ملاحظه می شود، آسیب های احتمالی در قالب این سه محور قابل شناسایی، پیش گیری و در نهایت مدیریت هستند. با عنایت به این که حدود ۱۳سال پیشروی جمهوری اسلامی ایران برای تحقق اهداف عالی سند چشم انداز است. در این مدت چه برنامه هایی باید مورد توجه قرار گیرد تا اهداف امنیتی سند محقق گردد؟ در بحث امنیت، ۱۳سال آینده چندان حجیت و قطعیتی ندارد. دلیل این امر آن است که برنامه های امنیتی در محور های سه گانه ی گفتمان ایجابی نه در این چهارده سال بلکه پس از آن نیز باید در دستور کار باشد.
ما باید منابعی موثق در حوزه معادلات امنیتی را شناسایی و عرضه نماییم تنها در این صورت است که "بومی نگری" در حوزه امنیت رخ داده و نیاز به نظریه اسلامی-ایرانی امنیت برای تحقق آرمانهای عالی اسلام در آینده تأمین شود.
بر این اساس حداقل سه راهبرد موثر امنیتی باید تعریف شود وسپس متناسب با امکانات و شرایط هر مقطع زمانی برای آن برنامه ریزی شود: راهبرد اول: اصلاح و تقویت تربیت امنیتی جامعه. از این منظر فرهنگ عمومی ، فرهنگ نخبگان و اصول رفتار صاحبان قدرت باید پیوسته بازنگری و اصلاح شود تا در نهایت فرهنگ امنیتی متناسب با اصول اسلامی و شرایط و مقتضیات زمانی شکل بگیرد. ما پیوسته به برنامه ریزی های فرهنگی- تربیتی در حوزه ی امنیت نیازمندیم. راهبرد دوم : اصلاح و تقویت سازمان اجرایی کشور ساختار نظام جمهوری اسلامی باید متناسب با نیازهای فزاینده جامعه، ارتقا یافته و با رفع نواقص اداری و کارکردی احتمالا پیوسته "به روز" شود. حکومت اسلامی الگویی توانمند در همه ادوار تاریخی می تواند باشد و این باید در عمل نشان داده شود. راهبرد سوم: تحلیل شناخت و فعال سازی ظرفیت های امنیتی "گفتمان اسلامی" همان زمان با مباحث کاربردی بالا لازم است اقدامات علمی لازم به عنوان زیربنای سایت های آتی نیز تعریف و اجرایی گردد به این معنا که ما بایستی مرز های نوین امنیت را تعریف و تبیین نماییم. ما باید منابعی موثق در حوزه معادلات امنیتی را شناسایی و عرضه نماییم تنها در این صورت است که "بومی نگری" در حوزه امنیت رخ داده و نیاز به نظریه اسلامی-ایرانی امنیت برای تحقق آرمانهای عالی اسلام در آینده تأمین شود. خلاصه کلام آنکه این چند سال به عنوان مقدمه ای است جهت معرفی یک گفتمان امنیت جدید برای جهان معاصر.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =