سبک زندگى، نشانگر تفسیر ما از زندگى است

مقام معظم رهبری، در خصوص، سبک زندگی ایرانی و اسلامی می‌فرمایند: «رفتار اجتماعى و سبک زندگى، نشانگر تفسیر ما از زندگى است؛ باید در یابیم هدف زندگى چیست؟ هر هدفى که ما براى زندگى معین کنیم، به طور طبیعى، متناسب با خود زندگی، یک سبک زندگى به ما پیشنهاد می‌شود.»

به گزارش تهران نیوز ، به نقل از زنان خبر؛ در الوهیت و زندگی الهی هر زیستنی را نمی توان نام زندگی بر آن گذارد، چرا که باید برخی ملزومات مانند خداشناسی و توحید در آن موجود و برخی موانع همچون دلبستگی و معصیت در آن نباشد  تا  نام زندگی برازنده آن باشد بر اساس سبک زندگی دینی، اگر دنیای مادی  ارزشی دارد، از آن حیث است که می‌تواند ابزاری باشد برای نیل به سعادت اخروی و زندگی واقعی وگرنه به سبب زوال‌پذیری و و توأم بودن آن با سختی‌ها و رنجها ارزش واقعی ندارد و جز بازیچه­ای موقت برای کسانی که از خدا غافل شده‌اند نیست. آموزه های آسمانی دین اسلام، همواره هویت و شخصیت انسان را در مرکز توجه خود قرار داده و با آماده سازی انسان از طریق تعریف معنای نهاییزندگی و با القای حس تعلق به آن در قبال اجتماع مذهبی، به گونه چشم گیری در تعریف افراد از هویت فرهنگی خویش ایفای نقش می نماید. مقام معظم رهبری، در خصوص، سبک زندگی ایرانی و اسلامی می‌فرمایند: «رفتار اجتماعى و سبک زندگى، نشانگر تفسیر ما از زندگى است؛ باید در یابیم هدف زندگى چیست؟ هر هدفى که ما براى زندگى معین کنیم، به طور طبیعى، متناسب با خود زندگی، یک سبک زندگى به ما پیشنهاد می‌شود.» به نوعی می توان گفت اگر از دید روانشناسی سبک و روش زندگی را تحلیل کنیم، روش زندگی هر فرد بسته به تواناییش در محیط زندگیش دارد که یکی از مهمترین مسئله در سبک زندگی بهداشت و سلامت فرد در جامعه است که این به معنای انتخاب بهترین شیوه‌ی بهبود جنبه‌های بهداشتی در زندگی است که بسیار کم به این مسئله پرداخته شده است بیماری هایی که در حال پیشرفت و ازدیاد است به خاطر نبودن سبک درست زندگی وارد دنیای بشری شده است که عموما مقاربتی و نبود اعتقادات دینی و مذهبی در افراد رخنه کرده است در عصری به سر می بریم که با بی توجهی به اصول اخلاق و مبانی خانواده مشکلات و معضلات بسیاری گریبانگیر خانواده شده است که این مسئله به ویژه در کشورهای توسعه یافته، رابطه‌ی میان سبک زندگی افراد و بیماری‌های گوناگون توجه بسیاری را به خود جلب کرده‌است، در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، بسیاری از توجهات به نقش سبک زندگی در ایجاد بیماری‌های مختلف معطوف شده‌است وبسیاری از توجهات به نقش سبک زندگی در ایجاد بیماری‌های مختلف معطوف شده‌است گرچه مشکلاتی مانند این بیماری ها و عادات غذایی و سیگارکشیدن پیرامون بشر امروزی وجود دارد، اما اسلام و سبک زندگی اسلامی به خوبی تبیین شده و می‌تواند در ارائه‌ی بحثی روشن‌تر از آنچه امروز درباره‌ی سبک زندگی وجود دارد، مشارکت گسترده داشته‌باشد. در کشورهای اسلامی، به خوبی قابل پیش بینی است که در آینده‌ی نزدیک سبک زندگی افراد دارای معانی و مفاهیم بزرگتر و مهمتری خواهد‌بود. در نتیجه، علاوه‌بر‌این، اسلام نه تنها در رهایی تنش‌های ذهنی مشارکت دارد، بلکه راه بهتر و شاد زیستن را نیز به مسلمانان نشان می‌دهد. البته قابل ذکر است که سبک زندگی در مذاهب مختلف در کشورها به صورت گوناگون مورد بررسی است که تاکنون مشاهده شده است مقالات منتشر شده در این زمینه نشانگر درجه ی پیشرفت کشور های اسلامی است و باوجودی که سبک زندگی ریشه در رفتارهای فرد و جامعه دارد، با آموخته های مذهبی نیز بسیار مرتبط است. در قرآن، آیات فراوانی، در زمینه‌ی سبک زندگی، وجود دارد. بنابراین چنین استنباط می شود اسلام دینی است که سبک زندگی نوین و والایی را ارائه می‌نماید. در اینجا باید گفت؛ زندگی پیرامون مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها و الگوهای واکنشی افراد که مربوط به ابعاد هنجاری و مفهوم زندگی اجتماعی باشد، اطلاق می شود. دور از ذهن نیست که بر اساس چنین رویکردی، سبک زندگی علاوه بر این که دلالت بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و واکنش های اشخاص در هر جامعه دارد و بیانگر اغراض، نیات و تفاسیر فرد در جریان زندگی است که این خود نشان دهنده کم و کیف نظام باورها و ارزش های افراد نیز خواهد بود در حالی که چنین برداشتی از مفهوم سبک زندگی، علاوه بر این که پشتیبانی جدیدترین دیدگاه های مطرح در این عرصه را به همراه دارد دارای این قابلیت نیز هست تا مفهوم سبک زندگی را بر اساس نیازهای جامعه اسلامی بومی سازی کند. در دوره طاغوت تلاش‌ها در جهت ترویج فرهنگ و آداب غربی و غربی شدن شیوه و سبک زندگی ایرانیان بود اما با پیروزی انقلاب اسلامی گرچه روش غربی‌سازی متوقف شد، اما دشمنان اسلام و انقلاب آرام ننشستند و تهاجم فرهنگی را به اشکال مختلف وارد فرهنگ ما نمودند که تجمل گرایی، مصرف زدگی و فردگرایی کمترین مظاهر آن به حساب می آید و بد نیست بدانیم از گزینه روش زندگی برای توصیف شرایط حیات انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تفکرها، شیوه‌های رفتار، ارزش و سلایق در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در اکثر  مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در این نوع سبک با هم مشترک می‌شوند. وظیفه ما در سبک زندگی ایرانی و اسلامی این است که هوشیار باشیم اجازه یکه تازی در عرصه فرهنگ و ایجاد فرهنگ بیگانه در منش زندگی خود را به احدی ندهیم همانگونه که مقام معظم رهبری لزوم بیداری در برابر تهاجمات دشمن را چنین تفسیر می‌‌‌‌‌‌کنند: «به قول امیرالمؤمنین (ع)، من نام لم ینم عنه؛ اگر شما در سنگر خوابت برد، معنایش این نیست که دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است. تو خوابت برده؛ سعى کن خودت را بیدار کنى. ما باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگى در تهدید است؛ کمااینکه اصل فرهنگ ملى و اسلامى ما در تهدید دشمنان است.» تهاجم فرهنگی دشمن بر زنگی اسلامی چنان نرم و به آرامی صورت گرفته که شاهد این هستیم اصول و مبانی غربی وارد زندگیمان شده است بدون اینکه متوجه ورود این تهاجمات باشیم بعضا با نا آگاهی در پی این تهاجمات روان شده و عرصه را برای ورود تفکر بیگانگان باز می گذاریم و یکی از پدیده هایی که وارد فرهنگ ما شده است تجمل گرایی و چشم و همچشمی است و فراوان شدند انسان هایی که در زندگی گرفتار چشم و هم چشمی شده و به هر طریقی قصد به رخ کشیدن خود را دارند که این موضوع از نظر اسلام و سبک زندگی اسلامی منسوخ است با انگیزه های گوناگونی این کار را انجام می دهند.در کمال تاسف برخی احساس می کنند که اگر ریخت و پاش های آن چنانی نداشته باشند، از نظر مردم حقیر و پست هستند. تجمل ستیزی و ساده زیستی در عالم دینی و در اخلاق اسلامی جایگاه رفیع و ممتاز دارد،وقتی از ساده زیستی می گوییم باید بیندیشیم که چرا ساده زیستی از یاد رفته است و موانع آن چیست و چگونه می توانیم به آن بازگردیم بدون این تذکر ضروری اگر در مورد هر رفتار ممدوح و پسندیده ای غلو شود چه بسا که کار به اشتباه های بزرگ بیانجامد. اسراف، ریخت و پاش بی مورد، خرج کردن های بی برنامه، چشم و هم چشمی ها، تجمل گرایی و اگر نگوییم یک بیماری روحی و روانی است، به طور قطع یک بیماری اجتماعی است که از یک سو معنویّت را در خانواده ها می خشکاند و از سوی دیگر، می تواند به یک معضل برای جامعه تبدیل شود، به ویژه زمانی که به عنوان فرهنگی معقول و هنجاری اجتماعی مورد پذیرش قرار بگیرد در حالی که احادیث و روایات و آیات بسیاری در مذمت اسراف و چشم و همچمی داریم، در آیه بیست و نه سوره مبارکه اعراف آمده است: «بخورید و بیاشامید، ولی از حد نگذرانید. به درستی که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی‌دارد». بعد از بحث اسراف و تبذیر به مسئلهو عفت می رسیم که متاسفانه در جامعه در برخی موارد رو به افول است در حالی که ما معتقدیم باید انقلاب ما به انقلاب جهانی حضرت ولیعصر عجل الله متصل گردد پس این میسر نیست جز با رعایت موازین شرعی ابتدا در خانواده و بعد در جامعه که احیاگر حجب و حیا و پاکدامنی باید باشد. و باید همت را بر این بگذاریم که به سمت و سوی زندگی ایرانی و اسلامی پیش برویم نه در جهت زندگی غربی که سراسر پوچی و گناه آلود است. بک زندگی غربی، ظاهر و پوسته جهان متجدد ومدرن و اروپایی است. آیا می خواهیم ظاهر و پوسته را بی توجه به باطن و هسته آن تغییر دهیم؟ یا آن را به جای باطن بگذاریم؟ و می پنداریم که با تغییر ظاهر، آن هم سطحی ترین تغییرها، می توان به جنگ باطن رفت و بر آن غلبه پیدا کرد؟ رفتارهای فرهنگی، برخاسته از باورها و عقاید و ذهنیت هائی است که منشأ و مصدر آن رفتارها ونمادها هستند. اگر بخواهیم به صورت گسترده تری به نوع زندگی اسلامی اشاره داشته باشیم باید به نوع پوشش زن ایرانی و مسلمان نیز نگاهی عمیق داشته باشیمو حجاب، تا حدود زیادی به عرف بستگی دارد و عرف می‌تواند بسیاری از حدود آن را تعیین کند. چه بسا بسیاری از مصادیق نیز ممکن است در عرفِ جامعه‌ای مباح و یا در عرف جامعه‌ای حرام اعلام شود. البته همه این‌ها در چارچوب مبانی و تعاریف اصلی سبک زندگی بوده و سرپیچی از آن‌ها معنی ندارد. ما به دور از فرهنگ غرب باید نوع پوشش و سطح عفاف خود را تعیین نماییم زیرا بر همگان وضح و مبرهن است که فرهنگ غرب عریان پذیر بوده و لجام گسیخته است در حالی که ما در عرف اسلامی نوع و مقدار پوشش و حجاب را در چارچوب سبک زندگی اسلامی داریم که به صورت شفاف و واضح تعریف شده است. در سبک زندگیِ اسلامی، حدود پوشش مشخص است و تمرد از آن چه عرفی باشد چه نباشد، جائز نیست و در فرهنگ اسلامی و ایرانی حدود حجاب برای مردان و زنان، به نوعی تعریف شده است که میزان آرایش و آراستگیِ صورت همچون مدل مو و محاسن برای مردان، نوع و رنگ لباس و مواردی از این دست هستند که می‌توانند چهره‌ی یک شهر را زیبا یا زشت نمایند و به جهانیان فرهنگ بومی ما را بشناساند. سبک زندگی ایرانیان از حدود چندین دههو تمدن بومی به معنای عام آن، دچار تغییرات عمیقی شد که در این میان نمی توان از نقش خانواده ها چشم پوشی کرد. کودک درون خانواده شکل گرفته و به جامعه هدایت می شود و اعضای خانواده از آن جهت که اولین افرادی هستند که کودک با آنها مواجهه می شود و مدت زمان طولانی تری با کودک و نوجوان ارتباط دارند و همچنین تاثیر پذیری و الگو گیری فرزندان از اعضای خانواده، نقش مهمتری بر تربیت فرزندان دارند که واضح است کود‌ک متأثر از تمام انگیزه‌های خانواد‌گی است و از رفتارهای اعضای خانواده و محیط خانوادگی تأثیر می‌پذیرد‌.اعضای خانواده به خصوص والد‌ین به عنوان الگوهای اصلی زند‌گی،ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی و ارزش های اعتقادی خود‌ را به کودک منتقل می‌کنند‌. به همین دلیل است که امیر مومنان حضرت علی (ع) می فرمایند:« قلب نوجوان، همچون زمینی خالی است، هر بذری که در آن افکنده شود، می پذیرد.» و به همین دلیل نگاه دین به کانون خانواده یک نگاه تکمیلی است که در آن زن ، مرد و فرزند رشد و تعالی می یابند پس در می یابیم خانواده اولین کانون مؤثر در تکوین و رشد شخصیت فرزندان می‌باشد که می تواند آنان را به چرایی و چگونگی زندگی سالم راهنمایی و هدایت کند. باید با توجه به نیاز جامعه به شناخت علمی خانواده هم در سطح بنیادین و هم کاربردی و همچنین نیاز کل کشور به کارآمد ساختن خانواده در امر ازدواج، روابط زناشویی، فرزندپروری و تحکیم و ارتقاء ساختار و کارکرد خانواده و کاهش آسیب ها و مشکلات زناشویی،به تربیت نسلی شکوفا و دارای خصائل ایرانی و اسلامی پرداخت تا دیگر خانواده از هم گسیخته و به دور از فضائل انسانی در جامعه وجود نداشته باشد و با همتی عالی بتوانیم ایرانی اسلامی و در شان شیعه به جهان ارئه دهیم چرا که دشمنان در ابتدا کانون خانواده را نشانه گرفته اند چون می دانند اگر بنیاد خانواده سست و به دور از احکام اسلام شکل بگیرد آنها به تمام خواسته های خود که نابودی فرهنگ اصیل ایرانی است خواهند رسید. از طرفی در مراکز علمی و آموزشی تدریس جامعه‌محور می‌تواند موجب افزایش مهارت‌های زندگی در بین جوانان شود و مطالعات بین رشته ای در مراکز آموزشی بیشتر شود در حالی که ما به عنوان بعد دینی ، مطالعات بین‌رشته‌ای را تأکید می‌کنیم که یک بعد آن مطالعه قرآنی وجود داشته باشد، اما متاسفانه روانشناسان غربی بسیار زودتر از ما ایرانیان ، نیاز به مطالعه بین‌رشته‌ای را تشخیص دادند، بنابراین باید بدانیم پرداختن به مطالعه بین‌رشته‌ای ضرورت دارد و ما باید مطالعات خود را بر اساس قرآن و دین شروع کنیم و به مطالعه بین‌رشته‌ای قرآن و علوم روز روی آوریم تا بتوانیم زندگی خانواده بر اساس سبک ایرانی و اسلامی را ترویج دهیم تا نسلی سالم به آیندگان تحویل دهیم. انتهای متن/*

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 5 =