سریال‌ها از واقعیت‌های جامعه فاصله نگیرند/ آثاری با موضوعات تکراری

تعدادی از نویسندگان و منتقدان آثار سینمایی و تلویزیونی با نگاهی به سریال‌هایی که به تازگی روی آنتن رفته‌اند تاکید کردند هنوز این آثار با موضوعات مبتلابه جامعه در سراسر کشور فاصله دارند.

به گزارش تهران نیوز ، دور تازه سریال‌سازی‌های تلویزیون در دوره ریاست جدید سازمان صداوسیما شروع شده و خروجی این تلاش‌ها چندی است که روی آنتن رفته ولی همچون گذشته یک سوال همیشگی درباره این سریال ها این است که با وجود انواع شبکه های ماهواره ای و سریال هایی که هر روز در این شبکه ها به نمایش درمی آیند چه کسانی می‌توانند مخاطب آثار رسانه ملی باشند و اساسا این سریال ها چقدر با در نظر گرفتن دغدغه های مخاطب ساخته می شوند. شاید موضوع این سریال ها آنچنان که همیشه در طرح های مصوبه ادعا می شود پرداختن به اصلی ترین دغدغه ها و مسایل مخاطب جامعه امروز باشد اما معمولا نحوه پرداخت به گونه ای است که مخاطب آنچنان که باید و شاید جذب آثار نمی شود تا بتواند پیام مورد نظر سازندگان را دریافت کرده و در زندگی فردی و اجتماعی خود به کار گیرد. در این گزارش با منتقدان و روزنامه نگاران درباره دو سریال درام تلویزیون که یکی با نام «هشت و نیم دقیقه» به کارگردانی شهرام شاه حسینی به تازگی روی آنتن رفت و دیگری با نام «ماه و پلنگ» به کارگردانی احمد امینی که هنوز هم در حال پخش است، گفتگو کردیم و آنها با اشاره به دغدغه های مورد نظر این سریال ها از نحوه پرداخت و فرم در آنها یاد کردند که چقدر می تواند در دیده شدن یا نشدن اثر موثر باشد. هر دو این سریال‌ها قرار بود با نام های دیگری از تلویزیون پخش شوند که در یکی «ملکا» و در دیگری «یکتا» شخصیت های اصلی محور این نام ها بودند. تم اصلی سریال ها نیز بر انتقام می چرخد و از این حیث در سریال اخیر تلویزیون شباهت های زیادی با هم دارند. در این گزارش با مازیار معاونی، کیوان کثیریان، رضا درستکار، طهماسب صلح جو و محمد جلیلوند گفتگو شده است. مازیار معاونی پزشک و منتقد سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار مهر درباره دو سریال درام اخیر تلویزیون با نام های «هشت و نیم دقیقه» که پیش از این در شبکه ۲ پخش شد و «ماه و پلنگ» که در شبکه دو روی آنتن است و نزدیکی مضامین این سریال ها به اتفاقات جامعه امروز به خبرنگار مهر گفت: هر دو این سریال ها با یک محور کلی به انتقام پرداخته اند. من جامعه شناس نیستم و به آمار افزایش و یا کاهش میزان انتقام در قیاس با دهه های گذشته دسترسی ندارم اما با نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها می توان آماری از خشونت های نوین در جوامع بشری را به شکل های مختلف دید که انتقام برنامه ریزی شده هم یکی از آنهاست و طبیعتا مثل بسیاری از مضامین دیگر اجتماعی بازتاب هایی در مدیوم های نمایشی دارند که این دو مجموعه هم نمونه ای از آنهاست. وی ادامه داد: مضامینی این چنینی هر چند منفی هستند و پرداختن به آنها می تواند حسی منفی و تلخ به بینندگان تلویزیونی منتقل کند اما باید به این مقوله از دیدگاه های دیگری هم نگاه کرد؛ یکی آنکه با رفتن سراغ چنین موضوعاتی رسانه ملی به یکی از جنبه های رسالت ذاتی خود یعنی عقب نماندن از نبض تپنده اتفاقات اجتماعی عمل می کند و نکته دیگر هم تاثیر عمیق و ماندگاری است که مدیوم نمایش در مقایسه با دیگر روش های پرداختن به چنین دستمایه هایی دارد. در واقع هرگز نمی توان پیام غیر مستقیمی را که از تماشای شخصیت های مرتبط با موضوع انتقام و سرنوشت تصمیمات درست و غلط آنها حاصل می شود با نتایجی که از مطالعه آثار مکتوب و یا پرداختن از طریق برنامه های گفتگومحور و آموزشی مستقیم به دست می آید مقایسه کرد. اکنون ۲ سریال در یک بازه زمانی نزدیک به هم و احتمالا به طور تصادفی به موضوع انتقام گرفتن پرداخته است درحالیکه از منظر رسانه ای باید نوعی تعادل و بالانس در پرداختن به دستمایه های نمایشی حفظ شود چراکه یکی از آسیب های پرداختن بیش از حد به موضوعات این است که مخاطب را از پیام های مورد نظر دلزده و گریزان می کنداین منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به پخش این دو سریال با فاصله ای نزدیک به هم یادآور شد: نکته دیگری را که باید در نظر گرفت این است که اکنون ۲ سریال در یک بازه زمانی نزدیک به هم و احتمالا به طور تصادفی به موضوع انتقام گرفتن پرداخته است درحالیکه از منظر رسانه ای باید نوعی تعادل و بالانس در پرداختن به دستمایه های نمایشی حفظ شود چراکه یکی از آسیب های پرداختن بیش از حد به موضوعات این است که مخاطب را از پیام های مورد نظر دلزده و گریزان می کند. معاونی با اشاره به پخش سریال های مشابه به طور همزمان عنوان کرد: شبکه های تلویزیونی زیر نظر یک پرچم واحد به نام صداوسیما فعالیت دارند و اگر قرار است «هشت و نیم دقیقه» با مضمون انتقام روی آنتن برود قطعا شبکه سه نباید بلافاصله چنین مضمونی را به تصویر بکشد ولو اینکه تم داستانی و شیوه های انتقام گیری در این دو مجموعه به کل متفاوت باشد. این مساله باید در تمام گونه های دیگر نمایشی هم رعایت شود، مثلا مهران غفوریان بعد از سال ها سریالی را به تولید رسانده است که فارغ از کیفیت آن، فضایی طنز دارد و همزمان با این سریال پخش سریال طنز دیگری با نام «شهرک جیم» نیز از آنتن رسانه ملی آغاز شده است که باز هم به همان نبود برنامه ریزی درست در حوزه نمایشی تلویزیون برمی گردد. این منتقد و روزنامه نگار با اشاره به سریال «معمای شاه» که هر شب پخش می شود، اظهار کرد: مشکل ما این است که طرح ها و فیلمنامه های موفق در تلویزیون کم داریم. ما آثار تاریخی به کارگردانی حسن فتحی داشتیم که خاطره آنها از یاد نمی رود. سریالی مثل «کیف انگلیسی» به کارگردانی سیدضیاء الدین دری سال ۷۸ ساخته شد و این شب ها دوباره از شبکه آی فیلم پخش می شود که این سریال ها هنوز  دیدنی و درخشان هستند چون ما به ازاهای امروزی درست و دقیقی دارند. وی در پایان سخنانش به سریال خارجی «خانه پوشالی» که این شب ها از شبکه نمایش پخش می شود و در مقایسه با یک سریال ایرانی بهتر می تواند اهداف مورد نظر را محقق کند، بیان کرد: گروه های فیلم و سریال و مدیران سازمان باید سریال های روز دنیا را ببینند و با جریان های سریال سازی آشنا شوند. این مساله باعث خواهد شد که کیفیت آثار هم بالا تر برود و کمتر شاهد این باشیم که کارگردانان ما به دلیل مسایل مدیریتی دچار افت کیفیت شوند، مثل آنچه که چندی پیش توسط احمد امینی درباره ممیزی های دفتر پخش شبکه سه اعلام شد. ممیزی یکی از دلایل عمده ای است که منتقدان نبود سریال های بکر، واقعی و قابل باور را به آن نسبت می دهند؛ ممیزی هایی که بخش اصلی و ضربه زننده آنها به محتوا و مضمون فیلمنامه ها برمی گردد. ممیزی های تلویزیون بعد از ۳۰ سال همچنان تغییری نکرده درحالیکه شکل و سبک زندگی جامعه امروزی متفاوت شده استکیوان کثیریان دیگر منتقد و فعال مطبوعاتی درباره سریال های اخیر تلویزیون و اینکه چندی است هیچ سریالی را دنبال نکرده است به خبرنگار مهر گفت: سریال های تلویزیونی اگر به دغدغه های واقعی و روز جامعه بپردازند کمک زیادی به دیده شدن و حل آنها می کنند اما فکر نمی کنم تلویزیون اساسا قصدی بر انجام چنین کاری داشته باشد. وی با اشاره به ممیزی های سازمان صداوسیما اشاره کرد: ممیزی های تلویزیون بعد از ۳۰ سال همچنان تغییری نکرده است درحالیکه شکل و سبک زندگی جامعه امروزی متفاوت شده است. کثیریان با بیان اینکه تلویزیون در سریال ها همچنان به مسایلی می پردازد که چندان دغدغه مردم نیست، اظهار کرد: آمار طلاق در جامعه امروز افزایش پیدا کرده است و تلویزیون به عوامل این مساله از مشکلات اقتصادی گرفته تا خیانت ها و دیگر مسایل بی توجه است. این منتقد با اشاره به غیرقابل باور بودن داستان ها، شخصیت ها و گریم ها در تلویزیون تصریح کرد: تلویزیون اگر بخواهد به یک زن کارتن خواب یا معتاد بپردازد آن را به شیوه خود نشان می‌دهد و در این شیوه شما اصلا آن زن را به عنوان یک کارتن خواب باور نمی کنید. آیا یک معتاد کارتن خواب مثل یک پزشک و یا فرد تحصیلکرده حرف می زند؟ معضلات اجتماعی در مجموعه های نمایشی تلویزیون تخیلی است و این رسانه می خواهد بگوید همه چیز گل و بلبل است. عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی با اشاره به نامه ای که چند روز پیش احمد امینی کارگردان سریال «ماه و پلنگ» به نگارش درآورد، اظهار کرد: چندی پیش احمد امینی هم از این ممیزی ها در ساخت سریال سخن گفت و اینکه می خواهد از ادامه ساخت سریالش انصراف دهد. در نتیجه از دست دادن این افراد، برنامه سازان و کارگردانانی وارد کار می شوند که نه توانمند هستند و نه آثارشان از کیفیت لازم برخوردار است و نکته مورد توجه این است که مردم همین موضوعات و مسایل را که در تلویزیون ممیزی می شود در سینما می بینند و با آنها مواجه می شوند و بعد به این ترتیب به نوعی تناقض می رسند. کثیریان با اشاره به اینکه چند سال است کارهای تلویزیونی را دنبال نمی کند، بیان کرد: گاهی صحنه هایی از یک سریال را می بینم اما دیگر ادامه آن مرا جذب نمی کند. من در تلویزیون بیشتر برنامه هایی مانند «نود» را می بینم چون سریال ها توهین به درک مخاطب هستند. جا انداختن یک سبک زندگی که با قرایت خشک، دستوری و قالبی که با اخلاق و عرف جامعه ما ارتباط ندارد، باعث می شود مخاطب آن را پس بزندرضا درستکار دیگر منتقد و روزنامه نگار مساله اصلی سریال های تلویزیونی را «جا انداختن یک سبک زندگی یا پیام» دانست و در این زمینه به مهر گفت: تلویزیون به دنبال ایجاد نوعی سبک زندگی است و می خواهد برای مخاطب الگوسازی کند و اینها نوعی بیگانگی را برای مخاطب نسبت به این رسانه بوجود می آورد. وی اضافه کرد: جا انداختن یک سبک زندگی که با قرائت خشک، دستوری و قالبی که با اخلاق و عرف جامعه ما ارتباط ندارد، باعث می شود مخاطب آن را پس بزند. مردم ما در یک جامعه مسلمان زندگی می کنند ولی تصویری که مدیران و سریال سازان از این سبک زندگی به آنها ارایه می کنند، برایشان بیگانه است و این بیگانگی باعث می شود که سریال ها در مردم نفوذ نکند. این مستندساز با اشاره به موانع در حوزه فیلمنامه نویسی عنوان کرد: تلویزیون موانعی را می تراشد و به دلیل این موانعی که سر راه فیلمنامه نویسان وجود دارد بین شخصیت هایی که در مجموعه ها خلق می شود با طبقات و صنف های واقعی جامعه که این شخصیت ها نماینده آنها هستند فاصله زیادی وجود دارد. وی با اشاره به اینکه سریال های اخیر تلویزیون او را جذب نکرده است که بخواهد آنها را دنبال کند، اظهار کرد: این سریال ها دغدغه مردم نیستند، مسایل مردم چیز دیگری است و تلویزیون مسایل کاذب را می تراشد و به دنبال سوژه هایی می رود که کمترین اصطکاک را داشته باشد. این منتقد سینما و تلویزیون در پایان سخنانش به تصنعی بودن ساختار مجموعه های نمایشی تلویزیونی اشاره و بیان کرد: جهان نمایی از طریق قصه باید ابتدا قابل باور باشد اما در این مجموعه ها، پوشش، روابط، محیط کار و منزل، شخصیت ها و... تصنعی و ساختگی است و آدم ها جعلی هستند و بعد با چنین ساختاری قرار است سریال ها نکته ای جا بیندازند که جامعه پذیرای آن نیست چون از سفارش بدش می آید. این مجموعه ها با چنین پرداخت و خط قرمزهایی نمی توانند نکته ای را انتقال دهند و به همین دلیل دیده هم نمی شوند. وقتی سریال نمی تواند تماشاگر را علاقه مند کند که در ساعت مشخصی پای تلویزیون بنشیند هر فکر و اندیشه ای هم داشته باشد و هرچقدر ارزشمند باشد از دست رفته استطهماسب صلح جو دیگر منتقد نیز اولین نکته لازم برای هر سریال در جذب مخاطب را نوع اجرا و تکنیک آن می داند و در نظرش سریال های اخیر نتوانستند با پرداخت فعلی خود مخاطب را جذب کنند. وی با اشاره به دغدغه هایی که این سریال ها دنبال کردند، عنوان کرد: وقتی سریال نمی تواند تماشاگر را علاقمند کند که در ساعت مشخصی پای تلویزیون بنشیند هر فکر و اندیشه ای هم داشته باشد و هرچقدر ارزشمند باشد از دست رفته است. وی ادامه داد: سریال ها باید ریتم درستی داشته باشند نه اینکه وقتی یک قسمت از سریال را در ۵۰ دقیقه می بینید به نظر بیاید ۵ دقیقه هم حرف برای گفتن ندارد. صلح جو با اشاره به اینکه سریال های اخیر تلویزیون از فرم مناسبی برخوردار نبوده اند، اظهار کرد: من چند وقتی است که سریالی را دنبال نکرده ام چون فرم مناسبی در سریال ها ندیدم. ریتم، شخصیت پردازی، تعلیق و دیگر جزییاتی که مربوط به فرم یک سریال است اگر به خوبی پرداخت شده باشد کنجکاوی را در تماشاگر ایجاد می کند و در غیر این صورت مخاطب نمی تواند آنها را دنبال کند. شخصیت محسن و ملکا به دهه ۹۰ تعلق ندارد و این شخصیت ها برای مخاطب غریبه هستندمحمد جلیلوند منتقد و روزنامه نگار که هر دو سریال «ماه و پلنگ» و «هشت و نیم دقیقه» را تماشا کرده است درباره دغدغه هایی که این سریال ها به آنها پرداختند و نسبتشان با مسایل مورد نیاز جامعه به خبرنگار مهر گفت: انتقام تم اصلی سریال «هشت و نیم دقیقه» بود و اتفاقا موضوع محوری درستی بود چراکه بسیاری از تنش های موجود در جامعه به دلیل نبود بخشش است. وی ادامه داد: ما پیش از این هم سریال هایی با این محور داشته ایم که «زیر تیغ» بهترین نمونه آنهاست. «هشت و نیم دقیقه» هم نسبتا موفق بود و مخاطب را با خود همراه می کرد اگرچه که پایان بندی مناسبی نداشت. جلیلوند با اشاره به نحوه پرداخت موضوعات در سریال ها برای جذب مخاطب اظهار کرد: موضوعات و محورهای این سریال ها منحصر به زمان و یا مکان خاصی نیست و تنها نوع پرداخت است که آنها را متمایز می کند. به طور مثال سریال «ماه و پلنگ» هم با همین محورها جلو می رود اما نمی تواند موفق باشد چون از الگوهای قدیمی استفاده می کند و یا قهرمان و ضدقهرمان ندارد. این روزنامه نگار با اشاره به شخصیت های جوان تر این سریال توضیح داد: نوع علاقه و شخصیت محسن و ملکا به دهه ۹۰ تعلق ندارد و این شخصیت ها برای مخاطب غریبه هستند. حتی جنس شوخی هایی که در این سریال می بینیم بیشتر به دهه ۷۰ اختصاص دارد. وی در پایان سخنانش بیان کرد: انتظار ما از احمد امینی بیشتر بود. با این حال این سریال ها هم تا حدی می توانند مخاطبی را که پای آنها می نشیند به فکر فرو برند حتی اگر این تامل عمیق نبوده و سطحی و گذرا باشد. بیشترین مشکلی که در نقدهای این کارشناسان به چشم می خورد نبود جذابیت های لازم در سریال ها برای جلب نظر مخاطب و حتی گاه برای نشاندن وی پای قاب جادویی است. فقدان این جذابیت ها به دلیل ممیزی ها، سفارشی سازی، نبود فیلمنامه های درست و منسجم، به تصویر کشیدن شخصیت های غیرواقعی و... در سریال هاست. شاید اگر مدیران در نظر بگیرند که مخاطب امروز با انواع سریال های ماهواره ای و آثار روز آمریکایی و اروپایی رو به روست از وسواس های بی دلیل نظارتی کمتر کرده و بر وسواس های کیفیتی بیفزایند. توجه به کیفیت آثار اگرچه در وهله اول مسلما نیازمند اختصاص یافتن بودجه های بیشتر به تولیدات تلویزیونی است ولی با این حال شاید بتوان با کمی اختصاص زمان بیشتر به سازندگان و کمتر کردن دایره خط قرمزهای موضوعی به این مساله کمک کرد. انتهای متن/ش

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =