به گزارش سرویس بین الملل رویداد، درخصوص خبر " توافقاتی بین مقامات ایران و آمریکا درخصوص مذاکرات بی واسطه درباره برنامه هسته ای ایران" که طی ساعات اخیر به دلیل حساسیت موضوع، تبدیل به بمب خبری در رسانه های انگلیسی زبان شده و ساعاتی بعد این خبر توسط مقامات کاخ سفید تکذیب شده است، خبرنگار بین الملل رویداد گفتگویی را با حسن عابدینی کارشناس ارشد مسائل سیاسی و رسانه ای انجام داده است که در ادامه مشروح آنرا می خوانیم: - آیا خبر منتشر شده از سوی کاخ سفید مبنی بر وجود چنین توافقاتی(مذاکره) می تواند براساس واقعیت باشد یا انگیزه های دیگری در این رابطه وجود دارد؟ - سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران همواره دارای یک پارادوکس بوده است. زیرا از یک طرف گروهی در امریکا هستند که تلاش می کنند با ایجاد ارتباط با ایران منافع خود را تامین کنند و گروهی دیگر تلاش می کنند از طریق فشارهای دیپلماتیک و نظامی به منافع خود برسند. اما در هر دو صورت و هر دو گروه به یک چیز اعتقاد دارند و آن هم براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است. یک گروه معتقد هستند از طریق درگیری دیپلماسی و فشاراقتصادی و گروهی دیگر از طریق فشار نظامی می خواهند به این مهم برسند.   اما اینکه ته ذهن هر دو گروه "براندازی نظام جمهوری اسلامی است" هیچ تردیدی وجود ندارد. اگر الان هم گروهی درصدد هستند که با نشان دادن چراغ سبز به گونه ای زمینه را برای برقراری ارتباط با ایران فراهم کنند، چند دیدگاه وجود دارد 1- از بین بردن ابهت نظام جمهوری اسلامی ایران که به مدد موج بیداری اسلامی در منطقه که افکار عمومی پی به آن برده اند را بشکنند. 2- ایران را با مسایل مربوط به دیپلماسی مهار کنند و 3- ایران برای آمریکایی ها به مانند یک سیاه چال است که ساماندهی اطلاعات و شیوه تصمیم گیری مشخص در آن وجود ندارد بنابراین اگر ارتباط با ایران شکل بگیرد، کانال جمع آوری اطلاعات تشکیل شده است. آنها معتقدند ارتباط با ایران می تواند منجر به رابطه مستقیم با مردم ایران باشد و نهایتا پیاده کردن خواسته های آمریکایی. اما به هر دلیل ممکن این خبر تکذیب شده است و نباید تحلیلی را بر روی مشتی اظهارات تکذیب شده صورت داد. - - آینده آمریکا را با توجه به بحران اقتصادی این کشور و نرخ بالای فقر و بیکاری چطور پیش بینی می کنید؟ سیاست های اشتباه جورج بوش و نومحافظه کاران سبب شد که بحران اقتصادی بسیار گسترده دامن گیر دولت آمریکا شود. بحران اقتصادی کشور آمریکا سبب شده که به سایر کشورها نیز تسری پیدا کند و علت آن نیز جنگ هایی است که در دوران جورج بوش یکی پس از دیگری رخ داد. جنگ یکی از علت های اصلی بروز بحران اقتصادی در آمریکا است. آمارهای رسمی نشان می دهد که سه تریلیون یعنی سه هزار میلیارد دلار هزینه صرف جنگ های خانمان سوزآمریکا در عراق و افغانستان شده که مالیات دهندگان آمریکا پول آن را پرداخت کرده اند و این جنگ ها هیچ دستاوردی را برای دولت و مردم آمریکا نداشته است. همین امر باعث شد که چهارسال پیش مردم آمریکا از نومحافظه کاران روی برگرداندند زیرا مردم مسبب مشکلات اقتصلادی خود را نومحافظه کاران جنگ طلب می دانستند و امروزه هم مشکلات اقتصادی آمریکا هیچ تفاوتی نکرده که بلکه بیشتر هم شده است.   بنابراین من فکر می کنم که موضوعات اقتصادی که گریبان گیر ابر اقتصاد دنیا یعنی اقتصاد آمریکا شده است همچنان در اولویت سیاست های اوباما است. هم آمار ها نشان می هد و هم نهادهای ارزیابی و اعتبار سنجی دولتی بر این باور هستند که امیدی به بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا در کوتاه مدت وجود ندارد. در واقع باید چندسالی را به انتظار بنشینیم و ببینیم که اقتصاد آمریکا چه سمت و سویی را پیش خواهد گرفت. شاهد آن هستیم که رامنی و اوباما با وجود فقر و بیکاری در آمریکا، میلیاردها دلار را خرج تبلیغات انتخاباتی کرده اند. آیا این پول ها از جیب مردم این کشور هزینه می شود یا از جیب خود دو نامزد انتخاباتی؟ در هر حال باید بگوییم که دنیای سرمایه داری دنیای مهندسی اذهان و افکار عمومی است. این مهندسی افکار عمومی از طریق رسانه ها و تبلیغات شکل می گیرد و روسای جمهور آمریکا و مستاجران کاخ سفید وام دار کسانی هستند که بیشترین سود را در این رابطه می برند. آنها شرکت های بزرگ و ابرسرمایه داران آمریکایی هستند. بنابراین می توانیم بگوییم که هزینه ها به صورت غیر مستقیم از پول مردم است چراکه سرمایه داران هم سرمایه خود را از پول مردم به دست آورده اند. اما به صورت مستقیم شرکت های بزرگ است که هزینه های تبلیغات رامنی و اوباما را پرداخت می کنند. شانس کدامیک از نامزدهای انتخاباتی را در پیروزی بیشتر می بینید اوباما یا رامنی. باتوجه به سیاست های ضد خاورمیانه ای رامنی، درصورت برنده شدن وی، وضعیت ایران چگونه خواهد بود؟ تا کنون نظر سنجی ها نشان می دهد که اوباما پیشتاز است. تازه ترین نظرسنجی ها در بنیادهای اطلاعاتی آمریکا می گوید: اگر همین امروز انتخاباتی برگزار شود اوباما شانس بیشتری دارد. به اعتقاد من چنانچه معجزه ای رخ دهد و رامنی پیروز شود، در مورد ایران فشارها بیشتر از این نخواهد شد. سیاست های تند رامنی سبب کناره گیری دیگر سیاستمداران حتی اعضای اتحادیه اروپا خواهد شد چراکه سبب برهم خوردن اجماع جهانی می شود. به اعتقاد من میزان فشار به جمهوری اسلامی بیش از اینکه تابه حال بوده است نخواهد شد. شاید شعارها تند تر شود اما در عمل به علت تندروی های رامنی همه از وی کناره گیری خواهند کرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 16 =