کمپین دعوت از مهندس مشایی برای انتخابات ریاست جمهوری . . .  یا کمپین صدور مجوز برای التهابات انتخاباتی ؟؟؟؟
این بار حرکتی نمایان تر از گذشته در شبکه های اجتماعی از سوی جریان انحرافی قابل تامل و تفکر است که واقعا چگونه . . . ؟
چگونه این جریان تمام انحرافی به خود اجازه مطرح کردن مسائل انتخابات و حضور خود را آن هم به طور خاص پس از دستور اکید رهبری مبنی بر این که اکنون برای اظهار نظر ها در مورد انتخابات زود است و کشور نباید ذهن و حرکتش معطوف به انتخابات از هم اکنون باشد ؟؟
جریان انحرافی قطعه‏ای از پازل براندازی!
با آشکار شدن نفوذ جریان انحرافی در دولت دهم و حرکت شتاب‌دار آن در جهت فاصله‌گیری با اصول انقلاب اسلامی‌‌، گمانه‌های قبلی مبنی بر قرابت در هدف‌گذاری و حرکت روشمند در این مسیر با جریان اصلاحات را تقویت کرد و آشکار شد که این جریان نیز همانند جریان اصلاحات، نسبت مستقیمی با پروژه‌ی مهار داخلی جمهوری اسلامی ایران دارد…
ماهیت جریان انحرافی
آشکار شدن نفوذ جریان انحرافی در دولت دهم و حرکت شتاب‌دار آن در جهت فاصله‌گیری با اصول انقلاب اسلامی‌‌، گمانه های قبلی مبنی بر قرابت در هدف‌گذاری و حرکت روش مند در این مسیر با جریان اصلاحات را تقویت کرد. وجود قراین بسیاری در هم‌پوشانی راهبردهای این دو جریان باعث می‌گردد تا بتوان اذعان داشت جریان انحراف نیز همانند جریان اصلاحات، نسبت مستقیمی با پروژه‌ی مهار داخلی جمهوری اسلامی ایران دارد و در خوش بینانه‌ترین حالت، پیام های مخابره شده توسط عناصر جریان انحرافی به ضد انقلاب، موجب شده است تا برای پیاده سازی برنامه ها و راهبردهای بر زمین مانده و یا به ظاهر شکست خورده در ایران، انتخاب شوند.
واکاوی ابتدایی عملکرد جریان انحراف، شکافی عمیق را با رویکردهای اعلامی دولت در حوزه های گوناگون به نمایش می گذارد. مواردی هم‌چون: «ولایت مداری، مبارزه با استکبار، مبارزه با رانت خواری، مفاسد اقتصادی و…» که دال های[۲] گفتمانی دولت را تشکیل داده اند به وضوح با عملکرد حلقه‌ی انحرافی نفوذ کرده در دولت، در تعارض هستند. عمق شکاف گفتمانی دولت نهم و دهم با آن‌چه در ویترین جریان انحراف به نمایش گذارده شده است، نوعی «این همانی» را با جریان اصلاحات تداعی می‌کند. برخی از ویژگی های این جریان را که با گفتمان اصلاحات هم پوشانی دارد، می توان چنین بر شمرد:
۱٫ طرح حاکمیت دوگانه؛
۲٫ مولوی و ارشادی دانستن فرمان‌های رهبری و احکام حکومتی؛
۳٫ ارایه‌ی تقسیم‌بندی حکومتی و غیرحکومتی، از فرامین مقام معظم رهبری؛
۴٫ تلاش برای نوعی اجتهاد و تفسیر به رأی از نظرات صریح مقام معظم رهبری در موارد مختلف (مانند این‌که شرکت‌کنندگان در انتخابات، منتقدین نظام بودند)؛
۵٫ تلاش برای تضعیف و تخریب چهره‌ی ستون های حمایتی نظام (هم‌چون روحانیت، بسیج، سپاه، نهادهای امنیتی و…)؛
۶٫ تلاش برای امتیازگیری از نظام (اجرای تئوری چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین)؛
۷٫ اجرای سیاست‌های متفاوت در سیاست خارجی و تلاش برای کنترل این سطح از تصمیم‌گیری‌های نظام؛
۸٫ رویکرد منفعلانه در قبال تحولات منطقه و مسأله‌ی بیداری اسلامی؛
۹٫ تخریب چهره‌ی نهادهای مرتبط با رهبری؛
۱۰٫ ترویج تئوری توطئه برضد دولت.
نکته‌ی حایز اهمیت در اثبات تئوری همسانی جریان انحراف و جریان اصلاحات، سکوت معنادار در برابر فتنه‌ی ۸۸ و عدم محکومیت جدی آنان است. این جریان با گذشت دو سال از آشوب های پس از انتخابات در مورد سران فتنه موضع‏گیری شفافی نداشته و حتی پس از غائله‌ی ۲۵ بهمن ۸۹ و ترسیم جبهه‌ی انقلاب-ضدانقلاب که باعث شکسته شدن سکوت بسیاری از چهره‌های سیاسی شد نیز به سکوت خود ادامه داد. اتخاذ موضع سکوت جریان انحراف در قبال مسأله‌ی فتنه، وجوه مختلفی را در حوزه‌ی تحلیلی در بر می گیرد:
* فرض اول این‎که، جریان انحراف قصد دارد با جدا کردن حساب دولت از نظام، به جذب بدنه‎ی فتنه و تداوم راه اصلاحات بپردازد.
* فرض دوم این که، جریان انحراف اساساً با پیش فرض اجرای عملیاتی تئوری براندازی و با هدایت از خارج نظام، به بدنه‌ی دولت نفوذ کرده است و از این رو نمی تواند برضد جریان فتنه موضع‌گیری نماید.
* سومین مفروض آن است که جریان انحرافی میان حالت اول و دوم عمل می کند.
چرا که بر اساس اسناد و گزارش‏های منتشر شده از مؤسسه‌ها و لابی‌های طراح براندازی در ایران، هیچ یک از تحلیل‏گران به وجود گروه یا افرادی در ایران که در مقابله با نظام و به ویژه رهبری بر آنان تکیه کنند، امید نداشته اند و حتی این موضوع را آشکارا ابراز می کردند؛ اما جریان انحرافی با اتخاذ شیوه ی سکوت در برابر ضد انقلاب (تأیید تلویحی برای جذب) و نشان دادن خود به عنوان «دیگری» نظام، امیدها را افزایش داده و توانسته است به جلب نظر تئوریسین های معاند نظام –برای تکیه بر این جریان – مبادرت ورزد و‌‌‎‎‏‎‌‌‌‌از حمایت فزآینده و در عین حال پنهانی این مؤسسه‌ها و لابی‎های متبوعشان، بهره‎مند گردد اگرچه رخدادهای اخیر حوزه‎ی سیاسی و ناکامی جریان انحراف از پیش‎برد اهداف طراحی شده، یأس مفرطی را به حامیان خارجی منتقل کرده است؛ با این حال، در شرایط کنونی فرض سوم از اعتبار بیش‌تری برخوردار است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =