خانواده شهید علی آهنگر منتظر خبر سلامتی یا شهادت ایشان بودند تا اینکه در سال ۱۳۷۱ همزمان با روز اعزام آن شهید در سال ۱۳۶۱ پیکر مطهرش توسط کمیته جستجوی مفقودین در منطقه سومار شناسایی و به زادگاهش منتقل شد و در جوار سایر شهدای روستا به خاک سپرده شد.

به گزارش سرویس فرهنگی آفتاب ری، به نقل از دیمه نیوز؛ شهادت مهر تایید خدای رحیم بر پرونده بندگان خاص خود است؛ شهادت ضلعی از مختصات انسان کامل است. عشق به شهادت خبر از خیلی چیز ها می دهد؛ عشق به شهادت خبر از رابطه ای عمیق با مبدا عالم می دهد، آنگاه که دور افتاده ای از اصل، روزگار وصل خویش را می جوید. عشق به شهادت نسیمی است که از گلستان محبت و دلدادگی حضرت اباعبد الله(ع) می وزد و بویش گرمای این محبت را در دل عشاق شعله ور تر می کند. شهید علی آهنگر در ششم تیرماه سال ۱۳۴۲ در خانواده ای مذهبی و کشاورز در روستای “سله بن” واقع در بخش “ارجمند” شهرستان فیروزکوه دیده به جهان گشود. وی دوران کودکی و نوجوانی را در روستا به سر کرد و سپس برای ادامه تحصیل به همراه برادر بزرگترش به فیروزکوه عزیمت کرد. در همین اثنا و در حالی که ۱۲ سال بیشتر نداشت غم بی مادری بر دلش نشست و برای همیشه بهترین مونس و یار و یاور خود را از دست داد. از دست دادن مادری مهربان، دلسوز و پرمحبت داغ سنگین و مصیبت بزرگی بود که او را حتی از ادامه تحصیل باز داشت، لذا به ناچار به روستا برگشت و به کسب و کار مشغول شد؛ پس از مدتی برای یافتن کار راهی تهران شد و به کار خیاطی مشغول گردید. با شروع انقلاب اسلامی با آنکه در سن نوجوانی بود همانند آحاد مردم در تظاهرات و راهپیمایی ها علیه استبداد پهلوی شرکت می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته های محلی انقلاب اسلامی در سطح روستا در حفاظت و تامین امنیت روستا اهتمام داشت. وی روزها به کسب و کار و شب ها به پاسداری و نگهبانی مشغول بود. با فرمان حضرت امام خمینی(ره) و شکل گیری جهاد سازندگی شهید علی آهنگر به خیل جهادگران پیوست و به یاری کشاورزان منطقه شتافت. وی پس از چند سال فعالیت در جهاد سازندگی به محض تشکیل بسیج محلی به عضویت پایگاه مقاومت بسیج روستا در آمد. با شروع جنگ تحمیلی آن بزرگوار رزمندگی و حضور در صحنه های نبرد را افتخاری بزرگ برای خود برمی شمرد و مثل هر جوان ایرانی سعی در مشارکت در دفاع مقدس داشت تا بتواند مانع تعرض دشمنان به خاک میهن اسلامی شود. شهید علی آهنگر با شور و اشتیاقی که هر روز در وجودش بیشتر می شد جزو نخستین جوانان محل بود که در سال ۱۳۶۱ به صف شیرمردان جبهه های حق شتافت. وی به عنوان یک رزمنده آر. پی. جی زن در عملیات “مسلم بن عقیل” شرکت کرد. آن شهید با زخمی که از ناحیه کتف در مرحله نخست عملیات برداشته بود، با درمان سرپایی مجدداً اسلحه به دست گرفت و به دل دشمنان حمله برد. در این حمله متهورانه شهید بزرگوار به همراه تعدادی از رزمندگان اسلام به محاصره دشمن در آمدند و پس از اسارت، از سوی این نابکاران تاریخ به فوز شهادت نائل شد و پیکر پاک و مطهرش در منطقه به جا ماند؛ به همین دلیل به مدت ۱۰ سال مفقود الاثر اعلام شد. در طی این مدت خانواده شهید منتظر خبر سلامتی یا شهادت ایشان بودند تا اینکه در سال ۱۳۷۱ همزمان با روز اعزام آن شهید در سال ۱۳۶۱ پیکر مطهرش توسط کمیته جستجوی مفقودین در منطقه سومار شناسایی و به زادگاهش منتقل شد و در جوار سایر شهدای روستا به خاک سپرده شد. * بخشی از وصیتنامه شهید خوشحالم، خوشحالم که دوباره جریان کربلا تکرار می شود. در هر کربلا حسینی وجود دارد، حسین زمان ما هم خمینی است. وقتی که ندای “هل من ناصر ینصرنی” را فریاد می زند آیا باید جواب فرزند پیغمبر را نداد؟! آیا می شود جواب رد به او داد؟ نه به والله نه برادران! به خدا قسم او را یاری کنید که خدا را یاری کرده اید. ای مسلمانان، ای پویندگان راه خدا! مانند کوفیان این حسین زمان را تنها نگذارید که در پیشگاه خدا مسؤولید. انتهای پیام/م

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 7 =