پایگاه خبری آفتاب ری

عوامل ریزش رای:

مواضع و عملکرد متفاوت شهردار تهران در فتنه 88 باعث شد تا نگاه گروهی از جوانان و دانشجویان انقلابی به وی تغییر نماید. فارغ از اینکه آیا این تفاوت به معنی سکوت وی در فتنه و عملکرد غیر انقلابی است یا نه، باید به این نکته توجه نمود که قالیباف در نطق های اخیر بر همین زمینه تمرکز نموده و سعی دارد گزارشی از فعالیت های شخصی و نهادی خود را تبیین کند. این مسئله می تواند حمایت اصول گرایان تحول خواه را از وی بیشتر کند، این در حالی است که اختلافات تحول خواهان و علی لاریجانی رو به افزایش است.

با این حال قالیباف برای گسترده نمودن سبد آرای خود باید متمرکز بر برائت از فتنه، ولایت مداری و پاکسازی حامیان و اطرافیان گام بردارد و تا زمانی که نتواند افکار عمومی را در این زمینه اقناع نماید حمایت های احتمالی فعالان سیاسی و مسئولان، قشر نخبگان علمی و سیاسی به خصوص دانشگاهیان از وی کامل نخواهد بود.

 قضاوتنهایی:

آنچه حامیان فرمانده سابق نیروی انتظامی را به رای آوری امیدوار می گرداند کارنامه عمرانی شهرداری تهران در دوران تصدی وی است، کارنامه ای که کمتر بر سر کار آمدی آن مخالفتی صورت می گیرد، خصوصا آنکه رسانه ملی نیز تحریم اخبار مربوط به شهرداری تهران را از دستور کار خود خارج نموده است.

ج) محسن رضایی

فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای چهارمین بارخود رابه رای میگذارد.

عامل جذب رای

محسن رضایی برگ برنده خود را ارائه برنامه قابل دفاع اقتصادی می داند از همین رو کم تر کسی است که رضایی را با دغدغه های اقتصادی همراه نداد

عوامل ریزش رای:

1- علیرغم آنکه دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام رویکرد اقتصادی را برای خود بر می گزیند، اذهان عمومی هنوز وی را صرفا یک کارشناس امور دفاعی و نظامی می دانند. شاید وجود نام "آقا محسن" در حجم زیادی از خاطرات دفاع مقدس باعث می شود تا این تصور هیچگاه از بین نرود. البته جامعه اسلامی، نظامی بودن را عیب نمی داند چرا که بسیاری از شخصیت های بزرگ تاریخ انقلاب و اسلام کارنامه فعالیت نظامی را به همراه داشته اند. آنچه موجب کاهش رای رضایی شده است باور مردم به حصر تخصص وی در امور نظامی است، شاهد این مدعا را می توان در قضاوت های متفاوت بین دو شخصیت نظامی وارد شده در سیاست یعنی قالیباف و رضایی مشاهده نمود.

2-محسن رضایی بعدازخروج ازسپاه درمنسبی قرارگرفته است که چندویژگی دارد:  نخست آنکه به دورازجنجال های سیاسی متعارفاست،لذا نام ایشان درتحلیلهای روزمره مردم کمترازدیگران وجوددارد وهمین امر موجب عدم توجه ودرنتیجه عدم اقبال عمومی به رضایی می شود. اثر دیگری که بر این دور بودن از جنجال های سیاسی مترتب است نا مفهوم بودن برخی مواضع است، به همین سبب دیده می شود که برخی، وی را در خدمت افراد تأثیرگذار دیگر می دانند. هر چند که اطرافیانش وی را از هرگونه تبعیت از مسئولین دیگر جدا می دانند.

    ودوم آنکه نمیتوان کارنامه ای بامولفه های تعیین رئیس جمهور برای وی ارائه داد. برهمین اساس آن عده ایکه مهمترین علت انتخاب راکارآمدی میدانند نیزپرونده کاری اورادربیست ساله اخیرتهی ارزیابی میکنند. البته اقدام جدیدرضایی برای انتخاب تیم کارشناسی در حوزه های مختلف می تواند تا حدی این مشکل را کاهش دهد چرا که کارنامه اطرافیان او محل رجوع افکار عمومی است.

د- تحول خواهان

تحول خواهان را باید قشر جوان اصول گرا دانست، البته جبهه پایداری نیز از همین خصلت برخودار است اما علت اصلی شکل گیری هویت مجزای این گروه از دیگر اصول گرایان رویکرد جوانانه و تحول نگری در منش اصول گرایی است. ریشه اصلی شکل گیری این جریان در آباد گران ایران اسلامی است، عنوانی که برای بازگرداندن قدرت به اصول گرایان با چهره های جدید انتخاب شد، هرچند که این عنوان بعد از انتخابات مجلس هفتم عملا کنار گذاشته شد و فعالیت ها تحت عنوان دیگری قرار گرفت اما افراد اصلی آن را امروزه همچنان در کنار یکدیگر می بینیم: توکلی، حداد، زاکانی و ... از سرشناس ترین آنان به حساب می آیند.

عامل جذب رای:

تحول خواهان با آنکه با گفتمان انقلابی و ولایی خود را معرفی نمودند و برخی اقدامات دیگر گروه های اصول گرا را انقلابی نمی دانستند سعی نمودند تا تعامل مثبت خود را با همه جریان های اصول گرایی حفظ نمایند، البته این تعامل کم کم و با پیدایش نظرات متفاوت در میان برخی چهره های جدید اصول گرایان جای خود را به بعضی اختلافات داد، با این حال همچنان رویکرد تعاملی در این گروه مشهود است. همین منش را باید علت اصلی حضور محوری تحول خواهان در جبهه متحد اصول گرایان دانست.

در واقع عوامل جذب رای این دسته از اصول گرایان اینگونه است:

1-   محوریت وتاکید زیاد این گروه بر  گفتمان انقلابی و اقبال به این محوریت از جانب جوانان حزب اللهی و انقلابی:

در دوران اصلاحات سردمدار منش انقلابی گروهی بودند که بعدها به نام راست سنتی معرفی شدند، اما با مرور زمان پسند انقلابیون به ادبیات انقلابی تغییر نمود، تا جایی که حتی انقلابی ترین افراد دیروز هدف شدیدترین حملات امروز این بدنه اجتماعی قرار گرفت. حملاتی که نه تمام آنها مورد تایید و معقول است و نه همه آن پوچ و بی اساس. از همین رو با نزدیک شدن اصلاحات به اواخر عمر خود اشخاص جدیدی رهبری جریان حزب اللهی کشور را در دست گرفتند، این افراد که به آنان تحول خواه گفته می شود البته قرابت زیادی به محورهای اصلی راست سنتی یعنی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند، با این حال نوع جدید ادبیات ایشان اقبال عمومی را به همراه داشت، این اقبال اکنون و با توجه به مشکلاتی که بر سر گفتمان سه تیر آمد کم رنگ تر شده است ولی همچنان ادامه دارد. دقت در موضع گیری های قشر جوان حامیان جبهه پایداری در مجلس نهم به خوبی نشان میدهد که این اقبال همچنان ادامه دارد.

2- تلاش برای عدم حاشیه سازی:

تحول خواهان بیان می کنند که تلاششان برآن است تا بدون جنجال آفرینی کار کنند. البته رویارویی برخی از چهره های جریان مورد بحث با دولت باعث شده تا این ادعا مورد خدشه و انتقاد قرار گیرد.

3-  استفاده ازچهره های جوان و جدید:

تحول خواهان تا کنون تمایل خود را به نامزدها اینگونه بیان نموده اند: ابتدا جلیلی، بعد حداد و در نهایت هم لنکرانی. چنین اعلام موضوعی به خوبی نشان دهنده تمایل این جریان بر استفاده از اشخاصی است که سابقه حضور موثر و در رده بالا بیش از یک دهه ندارند.

با این حال امکان نزدیکی تحول خواهان به سنتی ها و وحدت کاندیدای آنان را نیز نباید دور از ذهن دانست.

عامل ریزش رای:

1- اختلاف بادولت نهم و دهم:

تحول خواهان در موارد بسیاری با نظر دولت همراه نبوده اند.

مواضع احمد توکلی نسبت به تصمیمات اقتصادی دولت، مخالفت های حداد با برخی اقدامات حاشیه ساز دولت، مخالفت های زاکانی، فدایی در مقابل رفتار های دولت، همه از مواردی است که مدعای ما را اثبات می کند.

فارغ از اینکه آیا چنین تقابل هایی نقطه سیاهی در کارنامه کاری است یا آنکه نقطه افتخار پایبندی بر سر گفتمان انقلابی است باید توجه داشت که محبوبیت نسبی دولت در میان قشر جوان انقلابی که زمانی اصلی ترین حامیان تحول خواهان بودند سبب شد تا مساعی این جریان برای جلوگیری از تصمیمات نا بجای دولتی به لجاجت و خود خواهی تفسیر شود که البته ریزش رای شدیدی را نیز به همراه داشته است. ریزشی که خود را در انتخابات مجلس نهم به خوبی نشان داد.

2- بروز اختلاف نظر احتمالی بر سر نامزدهای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری

هماهنگونه که بیان شد بسیاری از تحول خواهان، در صورت حضور جلیلی و حداد این دو نفر را بر دیگران ترجیح خواهند داد، اما گرایش های اخیر برخی از اشخاص سرشناس این جریان به قالیباف و حمایت از ایشان نشان گر بروز اختلاف است، البته باید به دو نکته توجه نمود : نخست آنکه رویه عملکرد تحول خواهان نشان داده است که اگر اجماعی در اصول گرایان شکل گیرد از کاندیدای مد نظر خود دست کشیده و پایبند به وحدت خواهند ماند (ماجرای مجلس نهم و انتخابات 84 به خوبی بیان گر این ماجراست.) نا گفته نماند که جریان تحول خواهان در تعیین مصداق وحدت نیز موثر است. دوم آنکه علی رغم همه اختلافات موجود میان تحول خواهان تا کنون شاهد انشقاق و یا علنی شدن اختلاف ها نبوده ایم، همین را می توان نشانی از انسجام درونی این جریان دانست.

ساحا اصفهانی

قسمت اول

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 6 =