اشاره

فرار از بندگی خدای سبحان از مسائل مهمی است که بشریت از آغاز آفرینش با آن دست به گریبان بوده است.این مشکل در قرن های اخیر به شیوه های تازه های سامان گرفته و از شکل سنتی به صورت مکتب های گوناگون همانند (لیبرالیسم ) و (سکولاریسم ) ظهور یافته است.هم اینک دامنه موج دین گریزی به شرق از جمله به کشور ایران نیز رسیده است .امروزه ، دین گریزی به ویژه در میان بعضی دین داران و فرزندان آناننکته ای تاسف زا است که نمی توان آن را نادیده گرفت.

عوامل دین گریزی:

انسان دارای دو بعد فردی و جمعی است.بعد فردی انسان در علم روانشناسی و بعد جمعی زندگی وی در جامعه شناسی مورد بررسی قرار می گیرد .بر اساس آیات قرآن ، دین گریزی به اشکال گوناگون در میان همه ملت ها وجود داشته و پدیده ای نو ظهور و مختص قرن های اخیر نیست دین گریزی یک پدیده اجتماعی است که می بایست به همه ابعاد آن توجه داشت در بروز چنین پدیده ای عوامل بسیاری دخالت دارند که می توان با نگرش جامعه شناختی ، آن ها را از قرآن به دست آورد و تحلیل خاص قرآن را در این زمینه شناخت.

شخصیت انسان در اجتماع شکل می گیرد و ارزش ها ، گرایش ها ، عقاید ، عادت ها و رفتار ، تشکیل دهنده شخصیت او هستند ، جامعه شناسان از عوامل تاثیر گذار  در تکوین شخصیت به عوامل موثر در اجتماعی شدن انسان نام برده اند که عبارتند از : خانواده ، مدرسه ، هم سالان رسانه های جمعی ، مسجد ، تماس با دوستان و همکاران ، گروه های مرجع ، گروه های همدرد ، صمیمی و... با بررسی آیات سوره هود روشن می شود که معمولا سه گروه در بروز پدیده دین گریزی در جامعه نقش مهمی دارند:

الف ) خانواده

خانواده شامل طیف وسیعی از نزدیکان نسبی (پدر ، مادر ، برادر ، خواهر، پدربزرگ ، مادر بزرگ ، عمه ، عمو، خاله، دایی و..) و سببی ( همسر ، نزدیکان و اقوام همسر و..) می شود در میان اعضای خانواده ، پدر و مادر چون ارتباط زیادتری با فرزند دارند، نقش بیش تری نیز در شکل گیری شخصیت او ایفا می کنند ، به همین دلیل ، اولین عامل زمینه ساز گریز از دین ، رفتار و منش پدر و مادر است .این مطلب را می توان با استفاده از برخی آیات و روایات به دست آورد:هنگامی که نوح (ع) از قوم خود نا امید شد،به درگاه خدای سبحان عرضه داشت:رب لا تذر علی الارض من الکافرین دیارا) پروردگارا هیچ کس از کافران را بر روی زمین مگذار ) نوح – 26)

در آیه بعد ، یکی از دلایل درخواست نابودی کفار را چنین بیان می فرماید : ( ولا یلدو افاجرا کفارا –جز پلیدکار نا سپاس نزاید) نوح 27این آیه تایید کننده این نکته است که در دین گریزی فرزند، پدر و مادر نقش اساسی دارند و پایه و اساس این مساله حتی به پیش از تولد کودک باز می گرددبه عبارت دیگر ، پدر و مادر ممکن است به جایی برسد که همانند.مردمان قوم نوح ، فرزندانی که از آنان پدید می آید ، همه انسانهایی پلید و بی دین باشند.

در این باره (گمراهی فرزند ) روایتی نیز از رسول اکرم (ص) آمده است (کل مولود یولد علی علی الفطره فابواه یهودانه او یمجسانه – هر انسانی که به دنیا می آید ، در ذاتش به خداپرستی گرایش دارد ، امام پدر و مادرش او را از خالق دور کرده ، باعث انحراف وی از دین می شوند.

اگر آیه و روایت مزبور را در کنار آیه 15 سوره لقمان بگذاریم ، این نظر تایید می شود که گفتار و رفتار پدر و مادر مشرک ، تاثیری به سزا در دین گریزی فرزندان دارد.گاه ممکن است والدین پارا از این فراتر گذاشته ، انسان را به کفر ورزی و شرک فرا بخوانند. چنانکه خدای سبحان می فرماید (و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما – اگر پدر و مادرت اصرار دارند که تو چیزی را که به آن علم نداری و یا حقیقت آن را نمی شناسی همتای من بگیری ، اطاعتشان مکن و برای من شریکی مگیر (لقمان 15 )

گروه های صمیمی :

با نگاهی گذرا به سرگذشت پر فراز و نشیب قوم بنی اسرائیل ، نقش گروه های صمیمی در دین ستیزی انسان بیش از پیش آشکار می شود . برای نمونه در قرآن کریم می خوانیم ( و لقد ارسلنا موسی بایاتنا و سلطان مبین الی فرعون و ملائه فاتبعواامر فرعون و ماامر فرعون برشید . خدای سبحان موسی (ع) را به سوی فرعون و سران قوم او فرستاد ولی سران و بزرگان که همه از دوستان صمیمی و اطرافیان او بودند ، از فرمان فرعون پیروی کردند.(هود 96-97)

با دقت در سیاق آیه می فهمی قرار گرفتن لفظ ((فرعون )) در کنار لفظ ((ملأ)) بیانگر وجود هماهنگی و شبهات فکری و روحی و رفتاری بین این دو است ، چرا که همگو نی های روحی و فکری و رفتاری عامل اساسی در دوستی هاست .

به دلیل آنکه آیه مذکور ، دو لفظ فرعون و ملا را در کنار هم و با اشاره  به هم سویی آنان آورده است ، چه بسا بتوان گفت که میان فرعون و سران و اطرافیان وی ، افزون بر رابطه کارگزاری و مسئولیت اجرایی درباره ، رابطه دوستی نیز برقرار بوده است .این ارتباط دوستانه سبب شده تا همه آنان موضع گیری یکسانی در برابر موسی (ع) داشته باشند . به نظر می رسد که طمع اطرافیان فرعون به منزلت و ثروت او از یک سو ، و نیاز فرعون به اطرافیان برای حفظ حکومت از سوی دیگر ، این ارتباط دوستانه را پایدار تر کرد و منجر به تصمیم مشترک آنان در برابر فرستاده خدا شد.

در این باره ، می توان به روایتی از امام صادق (ع) تمسک جست که : المرء علی دین خلیله . به همین دلیل است که گاهی یک فرد فاسق در مدت کوتاهی گروه بسیاری را از دین بی زار می کند.در تایید این نکته می توان به برخی از آیات دیگر که بیانگر شکوه و شکایات اهل دوزخ از دوستان و اطرافیان خود است . اشاره کرد : یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا یا ویلنا لیتنی لم اتخذ فلا نا خلیلا لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جاعنی . فرقان 28-27

این آیه با صراحت تمام به نقش دوستان و اطرافیان فاسد در گمراهی و دین گریزی اشاره دارد.

ج) صاحبان زر ، زور و تزویر (ملأ )

سران حکومت ها ، صاحب منصبان ، اشراف ، بزرگان و صاحبان قدرت های شیطانی ، سومین گروهی هستند که بیشترین نقش را در ایجاد زمینه دین گریزی داشته اند .گروه های مذکور ، که در فرهنگ قرآنی (ملأ) نامیده شده اند. گاه همراه با صفت استکبار در آیات مطرح شده اند .

فرعون که سرآمد زرمداران و زور مندان زمان خود بود ، برای دور کردن مردم از دین الهی و در نتیجه ، حفظ قدرت خود از هیچ کاری دریغ نمی ورزید . قرآن در این باره می فرماید: ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفه منهم یذنبح ابنا ئهم و یستحیی نسائهم – قصص آیه 4

توده مردم ، که از قدرت های دنیایی بی بهره هستند و اکثریت جامعه را تشکیل می دهند ، معمولا تحت تاثیر حرکت های سیاسی و اجتماعی قرار دارند . از دیگر سو ، کسانی تاثیر گذاری بیش تری بر این طبقه دارند که مقام و منزلت ویژه ای در جامعه داشته باشند. حق یا باطل بودن موقعیت این افراد ، معمولا تاثیر زیادی بر تصمیم گیری بیش تر مردم ندارد.بلکه مهم آن است که طبقه تاثیر گذار تا چه اندازه از مقام و منزلت اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی برخوردار باشند، زیرا هر اندازه مقام و منزلت بالاتر باشد ، توان و میزان تاثیر گذاری بیش تر خواهد بود.به همین دلیل ، اگر طبقه تاثیر گذار ، مصلح باشد و در راه حق گام بردارد ، مردم را به سوی حق هدایت می کند و اگر همانند فرعون مفسد باشد ، گاهی با توسل به زور و قلدری ، مردم را به سوی باطل می برد و گاهی هم همانند معاویه ، مردم را با نیرنگ و فریب از حق و دین الهی گریزان می کند .

کسانی که به هر دلیل در راس هرم جامعه قرار می گیرند در حقیقت الگوی مردم  در تمام زوایای زندگی می شوند گفتار و رفتار آنان چگونه زیستن را برای مردم تعریف می کند و تفکر و اندیشه آنان جهت گیری اعتقادات و شناخت مردم را مشخص می کند . این افراد به قدری در شکل گیری شخصیت مردم موثر هستند که حتی نحوه سخن گفتن آنان و واژه هایی که به کار می برند ، در گفتار روزمره مردم نقش می آفرینند . این چیزی است که امروزه ما در جامعه خود نیز شاهد آن هستیم و چندان نیازی به اثبات ندارد زمانی که سردمداران تا این اندازه در روحیات و شکل دهی شخصیت مردم نقش آفرینند ، تاثیر آنان در دین داری مردم نیز انکار ناپذیر است . چه گویاست این کلام حکیمانه که ((الناس علی دین ملوکهم )) رهبران جامعه به هر دینی معتقد باشند، مردم نیز از آنان پیروی می کنند . حضرت امیر المومنین علی (ع) در این باره  می فرماید ( الناس یامر ائهم اشبه منهم بابائهم . مردم آن اندازه که از رهبران و حاکمان خود اطاعت می کنند از هیچ کس دیگری پیروی نمی کنند . بدین روی ، گفتار و رفتار مردم بیش تر شبیه حاکمانشان است تا پدرانشان .))آیه دیگری که به همین نقش اشاره می کند آیه ای است که در آن گمراهان ، خود به تاثیر ملا  در گمراه سازیشان اشاره می کنند.((ربنا انا اطعنا سادتنا وکبر ئنا فاضلونا السبیلا . احزاب 67))

اگر چه ابتدای آیه بر تمایلات روحی انسان های عادی مبنی بر پیروی و الگو برداری ار روسا و بزرگان و حاکمان جامعه دلالت دارد، ولی آخر آیه بیانگر نقش موثر سران و بزرگان بر مردم است . زیرا کسانی که در جامعه منزلت اجتماعی ویژه ای دارند ، بهتر می توانند در دیگران تاثیر بگذارند.

در میان سردمداران و بزرگان قوم ، ممکن است گروهی باشند که از قدرت های مادی برخوردار نباشند، ولی با نفوذ فکری و علمی خود بر دل های مردم ، در جهت دهی گرایش ها و انگیزه های ایشان تاثیر بگذارند . این عده همان عالمان و اندیشمندان جامعه هستند.

دانش اگر با تهذیب و  پیرایش انسان از هواهای نفسانی همراه نگردد ، خود حجابی خواهد  شد که نه تنها صاحب علم ، بلکه جامعه را هم به فساد می کشاند و موجب بی دینی مردم می شود .در طول تاریخ ، دانشمندان فاسد همواره مانع بزرگی در برابر انبیاء (ع) و دعوت کنندگان به راه حق بوده اند گاه کسی هم چون (سامری ) بنی اسرائیل را از دین منحرف می کند چنانکه حتی تلاش حضرت هارون (ع) سودی نمی بخشد . زمانی هم (بلعم باعورا ) موجب گمراهی افراد بسیاری از مردم می شود . گاهی نیز اندیشمندان اهل کتاب با کتمان حقیقت ، مردم را از ایمان به رسالت رسول اکرم (ص)  باز می دارند. زمان دیگر افرادی همانند ((شرحبیل )) یا ((شریح قاضی )) مردم را به نفع حکومت بنی امیه بسیج می کند . امروز هم روشن فکر مآبان غرب گرا و دگراندیشان سکولار و انسانگرا با بهره گیری از ایسم ها و واژه های فریبنده . جوانپسند جامعه را به فساد عقیده و اندیشه می کشانند . همواره بیشترین روشن فکر نمایان ابزار دست ظالمان و مستکبران بو ده اند و حاکمان مستبد و کفر پیشه به وسیله این گروه مردم را به بی دینی تشویق کرده اند.

این گروه برای رسیدن به منافع و لذت های زود گذر دنیایی با تحریف واقعیات دین و تحریک احساسات و عواطف ، بسیاری از مردم را از شناخت حقایق باز داشته اند و گاه چنان فضایی بر ضد دین و دین داری ایجاد میکنند که مردم ، شجاعت شنیدن سخن عالمان ربانی را به خود راه نمی دهند چه رسد به پیروی از آنان کافی است به حوادث اخیر ایران به ویژه رخداد های صدر مشروطه بنگریم تا تاثیر عمیق این گروه ها را بر گسترش تفکر ضد دینی در ایران بیابیم .

این گروه به اصطلاح روشن فکر هم چون چراغی در دست قدرت های شیطانی هستند که با علم و هنر خود  توانستند ارزش ها را ضد ارزش و هنجار ها را نا هنجار جلوه دهند و بهتر   گزیده تر به یغما سرمایه های معنوی مردم بپردازد .

 خلاصه آنکه گروه ملا از سویی به خاطر انگیزه ها و گرایش های درونی و روانشناختی ، از دین گریزان هستند  و از دیگر سوء برای رسیدن به آرمان و آرزو های دنیایی خود ، زمینه دین گریزی جامعه را سبب می شوند.

« ابراهیم اصفهانی »

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =