وزیر دولت یازدهم از کدام فتنه گر حمایت کرد!؟/ شاه کلید فتنه در حادثه قرچک چه کسی است

جریان فتنه که سالهاست یادی از آنها نمی شود در این روزها، همزمان با روی کار آمدن اعتدالیون شروع به فعالیت با چراغ خاموش کرده است و در این میان شاید بتوان گفت که حضور موسوی لاری در قرچک و بوجود آمدن حواشی تشکیل جلسه اصلاح‎طلبان ورامین در یک چلوکبابی این چراغ را روشن کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی تهران نیوز، جریان فتنه‌ی۷۸ درحقیقت توسط استکبار جهانی برنامه ریزی و عناصر اصلاح‌طلبانی همچون موسوی لاری و ...تنها عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی و ابزار رسیدن به اهداف و مقصود استکبارنقش ایفا کردند. از این پس نباید انتظار داشت که دشمنان خارجی بر پیروزی بر مسلمانان امید داشته باشند بلکه عامل شکست و هزیمت را باید در عوامل داخلی دشمن و گرگان در لباس میش دانست. دو مقطع در تاریخ انقلاب برجسته است که متأسفانه ظهور و حدوث آن اتفاقات، حاصل بی بصیرتی خواص و قرار گرفتن آنها در جبهه باطل و روی گردانی از حق و حقیقت می باشد. یکی فتنه ۷۸ و آن حوادث تأثر برانگیزش و دیگری فتنه ۸۸ و آن وقایع تأسف برانگیزش می باشد، که در این دو فتنه عظیم و از پیش طراحی شده ردپای پرجسته ی بسیاری از خواص مشهود و محسوس است. * موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات کیست؟ لذا ما در این نوشتار به بررسی و بازخوانی نقش محوری و کلیدی آقای موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات و عضو مجمع روحانیون مبارز در این دو فتنه تمام عیار جهت تنویر افکار عمومی خواهیم پرداخت. یکی از ثمره های دوم خرداد، عرض اندام روزنامه های زنجیره ای وابسته به جریان اصلاحات بود که متأسفانه این روزنامه ها محل تلاقی و اجتماع بسیاری از حوادث و اتفاقات در آن مقطع زمانی شدند. به صورت برجسته می توان به اقدام خارج از چارچوب و ساختارشکنانه روزنامه سلام (به مدیر مسئولی موسوی خوئینی ها) در انتشار یکی از اسناد سری وزارت اطلاعات اشاره کرد که موجب توقیف این روزنامه گردید و این توقیف نه تنها برای عده ای ناخوشایند نبود بلکه مطلع و مقطعی مناسب برای رسیدن و کانالیزه کردن خواسته های هنجارشکنانه عده ای معلوم الحال نیز گردید و موجب به راه اندازی فتنه ای از پیش طراحی شده و دارای پشتوانه شد و عده ای فرصت طلب و معاند اعتراض خود را به توقیف روزنامه سلام با تحصن و حضور در کوی دانشگاه تهران شروع کردند. سپس این اعتراض تبدیل به اغتشاش و آشوب شد و به خیابان های اطرف دانشگاه نیز تسری پیدا کرد. در این موقعیت زمانی آقای موسوی لاری وزیر وقت کشور که بالطبع یک مسئول امنیتی کشور نیز بودند به عنوان یکی از متولیان تأمین امنیت عمومی و داخلی کشور بنا به وظایف ساختاری و تشکیلاتی که برایشان تعریف شده بود، می بایست از تمامی ابزارها و پتانسیل های انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی موجود و در دسترس برای جمع کردن این اغتشاشات و هدایت کردن این آشوب ها در مسیر امنیت و آرامش اقدام می کردند. اما شنیدنی ها و خواندنی ها، روایتی دیگر از اقدامات و اظهارات آقای موسوی لاری به عنوان وزیر وقت کشور وجود دارد. در نگاه اول آقای موسوی لاری صبح ۱۹ تیر ۷۸ شورای تأمین استان تهران را تشکیل می دهند و در آن جلسه همدردی و هم نوایی خود را با اغتشاشگران ابراز می نمایند و به نیروی انتظامی دستور می دهند که تا ظهر آن روز تمام نیروهای انتظامی و امنیتی، از کوی دانشگاه خارج شوند، در حالیکه کاملاً بدیهی و روشن است که آقای موسوی لاری به عنوان مسئول تأمین امنیت عمومی و داخلی کشور می بایست تمامی تلاش و اهتمام خود را برای رفع و حل این غائله به کار می گرفت و با آن اختیارات و ابزارهایی که قانونگذار در اختیار او به عنوان رییس شورای امنیت کشور قرار داده بود، ساز و کارهای امنیتی و انتظامی لازم را جهت برچیدن این آشوب و اغتشاش تعبیه و طراحی می کرد ولی متأسفانه آقای موسوی لاری و همفکران ایشان به جای آنکه آب سردی را بر آن آتش افروخته شده بریزند، به اذعان سردار فرهاد نظری، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران، آقای موسوی لاری در ۱۸ تیر ۷۸ به نیروهای انتظامی مستقر در کوی دانشگاه دستور دادند که هیچ برخوردی با اغتشاشگران صورت نگیرد که به گفته ی کارشناسان، این دستور خود دلیلی بر تشدید اوضاع و وسیع تر شدن دامنه اغتشاشات شد. تأسف بارتر اینکه آقای موسوی لاری به همراه عده ای از همفکران و هم صنفان خود نظیر معین، تاج زاده، نوری و اصغرزاده به کوی دانشگاه رفتند و با اظهارات تحریک آمیز و جهت دار خود، بنزین بر آتش اغتشاش و آشوب ریختند و دامنه ظهوری و حدوثی آن را گسترده تر کردند و اینگونه در سایه بی توجهی و اقدامات آقای موسوی لاری و هم صنفانشان، اراذل و اوباش نقابدار آزادانه به تخریب اموال عمومی، ضرب و شتم مردم و خلع سلاح برخی مأموران انتظامی اقدام کردند و از طرفی دیگر مصطفی تاج زاده که در واقع معاون سیاسی مجموعه تحت مدیریت آقای موسوی لاری بود، با اظهارات و اقدامات نامطلوب، تحریک آمیز و غیرمنطقی خود، در هدایت اغتشاشات کوی دانشگاه نقش اساسی و بی بدیلی را ایفا کرد، به گونه ای که وی مدام بین وزارت کشور و کوی دانشگاه در حال رفت و آمد بودند و با آن سخنرانی های تحریک آمیز، سرعت و شیب این آشوب ها را تندتر کرد، به گونه ای که خیلی ها معتقد بودند که حوادث کوی دانشگاه از درون وزارت کشور هدایت و کانالیزه می شد. آری مردم عزیز! اینگونه سکاندار آن روزهای ساختمان آجری رنگ میدان فاطمی و همفکرانش، نقش بی بدیل و کلیدی را در فتنه ۷۸ ایفا کردند و این طور فتنه ۷۸ و حوادث کوی دانشگاه، در ویترین عملکردهای نامطلوب آقای موسوی لاری ثبت شد. در آن مقطع زمانی که فتنه ۸۸ اتفاق افتاد، آقای موسوی لاری هم عضو مجمع روحانیون مبارز (با آن سابقه ی نامطلوب این مجمع) بودند و هم به عنوان یک فعال سیاسی به بیان دیدگاه ها و نظرات مخرّب و فرسایشی خود می پرداختند. همان گونه که می دانیم متأسفانه مجمع روحانیون مبارز که آقای موسوی لاری نیز از اعضای فعال و تصمیم گیر در آن بودند، با آن اقدامات و رفتارهای بسیار غیرمعقول و ناخوشایند خود، در واقع بنزین بر آتش شعله ور شده ی فتنه ریختند و اعضای آن از جمله آقای موسوی لاری به صورت آشکار و بعضاً تلویحی و ضمنی با بکار بردن کلیدواژه ی تقلب، بر طبل اغتشاشات کوبیدند و با صدور بیانیه هایی مردم را برای شرکت در اعتراضات خیابانی دعوت کردند. به گونه ای که آقای موسوی لاری و رفقای مجمعی او، در اتاق فکر مجمع روحانیون مبارز، تمام تلاش و دقت خود را برای زیر سوال بردن مشروعیت و صحت انتخابات ۸۸ با آن ابزارهای تعریف شده ای که داشتند، به کار بستند و اینگونه آقای موسوی لاری و دوستانشان، ردپایی بزرگ و برجسته در این حوادث، از خود به جا گذاشتند و امروز نیز که قریب به پنج سال از آن فتنه تمام عیار می گذرد، باز هم این آقایان به انحاء و انواع مختلف ارادت و حمایت خود را از سران فتنه نشان می دهند و در راه حمایت از آنان و مقبول و مشروع جلوه دادن این اقدامات تأسف بار و ضد امنیتی، از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. آقای موسوی لاری به عنوان یک فعال سیاسی چه در زمان فتنه و چه بعد از آن تا به امروز، از هر تریبون و محفلی به عنوان وسیله ای برای تبرئه سران فتنه استفاده می کند و یکی از کسانی که در اتاق فکر فتنه بوده است، می گوید که آقای موسوی لاری در یکی از بیانیه های بعد از انتخابات که از سوی ستاد موسوی صادر شد، تأکید داشت که اینگونه نوشته شود که« ای ملت ایران! به انتخابات مخدوش و دولت برآمده از آن صحه نگذاریم» و یا اینکه موسوی لاری در موقعیتی دیگر می گوید که ما باید از سپاه، بسیج و شورای نگهبان که به وظایف قانونی خود عمل نکرده اند، شکایت کنیم و این همان زنده نگه داشتن فضای فعلی است. در آن زمان وی به همراه محتشمی پور، نامه ای به شورای نگهبان نوشتند و در آن با زیر سوال بردن مشروعیت انتخابات، پیشنهادهای غیر منطقی و غیراصولی را به شورای نگهبان دادند که تا آن موقع در تقویم و سابقه انتخاباتی نظام جمهوری اسلامی ایران چنین پیشنهاداتی وجود نداشت. آقای موسوی لاری اکنون نیز هیچ اظهار نظر شفاف و صریحی در مورد فتنه ۸۸ و محکوم کردن آن اقدامات نامطلوب، انجام نداده اند و همواره در مقابل سوال خبرنگاران و اصحاب رسانه در خصوص فتنه ۸۸ و آن حماسه ی ماندگار ۹ دی ۸۸ مردم عزیزمان، سکوت را بر صحبت ترجیح داده اند. حتی موسوی لاری در همین چند وقت قبل در مورد رأی اعتماد مجلس به وزیر علوم اینگونه گفتند که «نمایندگان مجلس باید به سوابق علمی و مدیریتی ایشان توجه کنند و از پرداختن به برخی مسائل حاشیه ای (فتنه ۸۸) خودداری کنند!». آقای موسوی لاری به عنوان عضو کمیته صیانت از آراء به طور مکرر و متناوب به انحاء مختلف، سلامت انتخابات را زیر سوال بردند و اگر موشکافی کنیم خواهیم دید که همین زیر سوال بردن های خارج از چارچوب، غیر منطقی و ساختارشکنانه، ریل گذار ظهور و حدوث چنین فتنه ای عظیم شد و آن خسارات جبران ناپذیر را به نظام و مردم وارد کرد. از مفهوم مخالف این اظهار نظرها و بعضاً سکوت های این مرد اصلاحات می توان اینگونه استنباط و استنتاج کرد که اصولاً موسوی لاری نه تنها فتنه ۸۸ را محکوم نمی کنند بلکه بر آن اغتشاشات مهر تأییدی هم می زنند و اساساً به لفظ فتنه اعتقادی ندارند بلکه آن را یک حرکت اعتراض آمیز و در چارچوب می دانند! و باید اینگونه گفت سید عبدالواحد موسوی لاری در این امتحان بزرگ به عنوان یکی از خواص جامعه کارنامه مردودی را از خود به جا گذاشتند. انتهای پیام/*

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 7 =