یکی از موانع اصلی درجه‌ایست که ایران و ایالات متحده بتوانند به اهداف و منافع مختلف خود برسند که کمی سخت است.

به گزارش پايگاه خبري آفتاب ري به نقل از رویداد، واشنگتن‌پست طی گزارشی به قلم مکس فیشر عنوان کرد: زمانی که اوباما به دور دوم ریاست جمهوری خود در سال 2009 رسید، دولت او تحریم های شدیدی علیه ایران وضع کرد. از جمله: تحریم‌های فلج‌کننده فراتر از تحریم‌های دوران دولت بوش، تأمین حمایت‌های جهانی برای مهار اقتصاد ایران و تأکید مکرر بر استفاده از اقدامات نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران؛ اما اکنون کنگره راهی سخت‌تر را برگزیده است. برای مثال در اواخر سال 2009 کنگره قانون سختی در مجازات ایران وضع کرد. این لایحه بقدری شدید بود که مقامات رسمی نگران شدند که این لایحه امکان هرگونه تعامل دیپلماتیک با ایران را از بین ببرد. مقامات وزارت امور خارجه به کنگره نوشتند که این قانون به اندازه کافی انعطاف‌پذیر و ثمربخش نیست. در سال 2010، 366 تن از اعضای مجلس نمایندگان در نامه‌ای خطاب به باراک اوباما، از وی خواستند که تحریم‌های ایالات متحده به اندازه کافی به اقتصاد ایران خسارت وارد نکرده و خواستند هرچه زودتر تحریم‌های شدیدی علیه ایران وضع کند. اشتباه نکنید، این تلاش‌های کنگره برای اقدامات شدیدتر علیه ایران عمیقاً یک کشش دوحزبی بود. اما وضع در این هفته تغییر کرد؛ به طوری که 131 عضو مجلس نمایندگان آمریکا در نامه‌ای خطاب به اوباما از وی خواستند با توجه به انتخاب آقای حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهوری ایران، برای حل اختلافات موجود بین دو کشور با وی وارد مذاکره شود. این نامه توسط دیوید پرایس، نماینده دموکرات از کارولینای شمالی و چارلز دنت، نماینده جمهوری‌خواه از پنسیلوانیا تهیه شده است. آنها در این نامه نوشته‌اند: «ما اعتقاد داریم که خطاست اگر انتخاب آقای روحانی به معنای فرصتی برای رسیدن به یک توافق قابل اجرا و تحقق‌پذیر به آزمون گذاشته نشود.» امضاکنندگان نامه تنها 128 نفر از اکثریت نمایندگان و 17 نفر از جمهوری‌خواهان بوده‌اند؛ اما این می‌تواند یک معامله بزرگ باشد؛ زیرا نهادی که از دیرباز مخالف دیپلماسی با ایران بوده است اکنون بیشتر اعضای آن خواستار مذاکره با این کشور شده‌اند. شورای ملی آمریکاییان ایرانی تبار که در آمریکا مستقر و یک گروه طرفدار تعامل است، این مذاکره را «بی‌سابقه» دانسته‌اند. درخواست تعامل دیپلماتیک با ایران به سادگی یک سیاست با یک حوزه قوی داخلی نیست. نکته دوم تحریم‌هاست. معمولاً هر تابستان، کنگره لایحه‌ای به کاخ سفید به منظور سخت‌تر کردن تحریم‌ها می‌فرستد. صرف‌نظر از این که کاخ سفید آن را بپسندد یا خیر. اما امسال این اعضا سنت شکنی کردند. امیلی کادی در فصلنامه کنگره آمریکا نوشت که قانون تحریم‌های سالانه کنگره از قلم افتاده است و تا اوایل اکتبر مطرح نخواهد شد. همان‌طوری که کادی اشاره می‌کند: تأخیر در اعمال قانون تحریم‌ها فرصتی دیپلماتیک برای ایالات متحده در ایران ایجاد می‌کند. آقای روحانی در ماه آگوست پست خود را تحویل می‌گیرد و دور بعدی مذاکرات هسته‌ای بین‌المللی در ماه سپتامبر آغاز می‌شود. هم مقامات دولت اوباما و هم آقای روحانی از یک دیپلماسی مستقیم و توافق گسترده‌ در جهت پایان بخشیدن به خصومت‌های گذشته استقبال کرده‌اند. یکی از موانع اصلی درجه‌ایست که ایران و ایالات متحده بتوانند به اهداف و منافع مختلف خود برسند که کمی سخت است. این مصالحه تنها در سایه مذاکرات طولانی و به احتمال زیاد سازش هر دو طرف حل خواهد شد. اما یک مانع بزرگ دیگر برای صلح، سیاست‌های داخلی رایج در ایالات متحده و ایران است. هر کشور نسبت به فرهنگ سیاسی کشور دیگر بی‌اعتماد است و در گذشته سیاستمدارانی که در مقابل دشمن بسیار ضعیف عمل می‌کردند و یا کسانی که در برتری یافتن در مقابل حریف خود شکست می‌خوردند از صحنه حذف می شدند. سیاست در هر دو کشور تحت تاثیر افراد بانفوذی قرار دارد که آشکارا با هر نوع دیپلماسی مخالفت می‌کنند. (یکی از این افراد قدرتمند رهبر عالی ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای است که مخالفت‌های او باعث عدم انجام مذاکرات می‌شود. اگرچه نشانه‌هایی وجود دارد که به نظر می‌رسد او می‌تواند انعطاف‌پذیرتر باشد.) مسئله این است که دیپلماسی آمریکا در مورد ایران به همان اندازه که در هر کشور مسایل داخلی با مسایل خارجی عجین است، در آمریکا نیز چنین است. برای کسانی که به دنبال پایان بخشیدن به خصومت‌های دهه‌های گذشته به طور صلح‌آمیز و دیپلماتیک هستند، پس منعطف شدن آشکار کنگره درباره ایران یک نشانه مهم بالقوه و واقعی، ولو یک گام کوچک در جهت صلح می‌باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =