تحول بنیادین آموزش و پرورش، قربانی سرمایه‌داری پلتفرمی!

بخشنامه شاخص‌های سنجش سطح آموزشی ـ پرورشی مدارس غیردولتی، نکات قابل تأملی دارد که در فضای سیاست‌زده نزدیک انتخابات و بی‌اطلاعی خبرگزاری‌ها و رسانه‌های اجتماعی، از آن غفلت شده است.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، اخیراً بخشنامه ای توسط سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی، به مدیران کل آموزش و پرورش استان ها ابلاغ گردیده، که در آن شاخص های سنجش سطح آموزشی و پرورشی مدارس غیر دولتی( سنجش کیفیت) تعیین شده است و بناست مبنای رتبه بندی مدارس غیر دولتی قرار گیرد، و به تبع، میزان شهریه مدارس غیر دولتی نیز بر اساس آن تعیین گردد.

تعیین شاخص برای ارزیابی، توسط سازمان ها امری بدیع نیست و همیشه ساختار ها برای کنترل، نظارت و ارزیابی بخش های پایین دستی خود از این ابزار ها استفاده می کنند. البته این مسأله در ایران از حالت تعادل خارج شده و تکثر و تراکم قوانین و بخش نامه ها ی ابلاغی از سوی آموزش و پرورش منجر به کلافگی و بعضا سردرگمی مدارس و معلمان شده و اجازه خلاقیت و نقش آفرینی جدی را از آن ها گرفته است.

آنچه نگارنده را بر این داشت تا یادداشتی پیرامون این بخشنامه بنویسد این است که این بخشنامه نکات قابل تأملی دارد که در فضای #سیاست_زده نزدیک انتخابات و بی اطلاعی خبرگزاری ها و رسانه های اجتماعی از آن غفلت شده است. این اقدام ریل گذاری غلطی را در مسیر تصمیم گیری آموزشی کشور رقم خواهد زد و گویا ترین تعبیر برای توصیف آن #آینده_فروشی فرزندان این سرزمین به پای منافع بنگاه های سرمایه داری آموزشی خواهد بود.

 تکثر و تراکم قوانین و بخش نامه ها ی ابلاغی از سوی آموزش و پرورش منجر به کلافگی و بعضا سردرگمی مدارس و معلمان شده و اجازه خلاقیت و نقش آفرینی جدی را از آن ها گرفته است.

این بخشنامه شامل سه بند است؛ دو بند اصلی راجع به آموزش و ارتقای نیروی انسانی مدارس و یک بند فرعی راجع به سرانه فضای آموزشی است؛ که در ادامه سعی خواهد شد ضمن معرفی بخش های اصلی به آسیب های وارده از طریق آن ها و طرح کلی که در پی این قانون وقوانین مشابه وجود دارد،پرداخته شود.

الف- اجرای طرح مدارس شیشه ای / ثبت نام در طرح مدرسه الکترونیک

در این بخش از مدارس خواسته می شود از "اپلیکیشن سام " که یک پلتفرم آموزشی است و برای مدارس غیر دولتی طرحی شده است، استفاده کنند و در صورت عضو شدن در این سامانه و مشارکت در تمامی بخش های مربوط به معلم،اولیا و مدیر می توانند از یک سوم امتیاز( 5 نمره از 15 نمره) را بدست آورند.

تجربه استفاده از پلتفرم های انحصاری در دو سال اخیر، که آموزش زیر سایه کرونا بوده، بیانگر این مطلب است که این رویکرد چندان مطلوب نبوده و حدود اختیارات مدارس را محدود کرده و تعداد زیاد استفاده کنندگان از یک سامانه خاص، باعث افت کیفیت آن شده است. از طرفی قرار داد با این پلت فرم ها معمولا پشت درهای بسته و با رانت عده ای ذینفع، رقم می خورد. چنان که در قصه اپلیکیشن شاد شاهد این ماجرا هستیم. علی رغم دعوت وزارتخانه به مشارکت پلتفرمهای بومی در فرآیند تصمیم گیری و اجرا، نهایتا به شکل غیر منتظره ای، به عقد قرار داد با استارت آپ توسکا منتهی شد، که از شرکت های اقماری زیر مجموعه همراه اول است وپیش از این نیز به سوپر اپ روبیکا که او نیز متعلق به همراه اول است واگذار شده بود؛ منتهی این بار به جای روبیکا با برند شاد!

 گرچه توسط مسؤلان وزارت آموزش و پرورش ادعا می شود همراه اول این نرم افزار را به آن ها هبه کرده است! اما کیست که نداند هر شرکتی گرچه ممکن است نسخه پایه نرم افزار خود را رایگان در اختیار کاربران قرار دهد، ولی برای پشتیبانی و توسعه نرم افزار خود قطعا از مشترکین خود هزینه دریافت می کند. در آموزش و پرورش با توجه به حجم بالای 10 میلیون کاربر و گستردگی دامنه فعالیت شاد، این هزینه بسیار هنگفت خواهد بود و در شرایط جدید نفع آن برای شرکت پشتیبان شادخواهد بود، نه سایر استارت آپ های نوپا و با انگیزه ای که می توانند در فضای انحصاری و غیر رقابتی قد علم کنند و رشد یابند.

در این بخش از مدارس خواسته می شود از "اپلیکیشن سام " که یک پلتفرم آموزشی است و برای مدارس غیر دولتی طرحی شده است، استفاده کنند.

تحول بنیادین آموزش و پرورش، قربانی سرمایه‌داری پلتفرمی!

این منطق حکمرانی تمرکز گرا و رانتی در اداره آموزش و پرورش ایران، که از سال 1343 ذیل پروژه مدرنیزاسیون امریکایی و انقلاب آموزشی پهلوی دوم کلید خورده است، همیشه با این توجیه همراه بوده که اگر همه چیز تحت کنترل و نظارت دولت نباشد و از انحصار نهاد های رسمی خارج شود، ممکن است انحرافات جدی در جامعه پردازی، پیش آید و در دوگانه ساختگی دولت تصدی گر خیر خواه _ تنظیم گر بی ضابطه، همیشه تصدی گری را ترجیح داده ایم. این هیولای خودساخته، سالهاست مثل اختاپوس جلوی هر گونه خلاقیت و نقش آفرینی کنشگران تحول خواه تعلیم و تربیت را گرفته است. این رویکرد مدیریتی برای سرپوش گذاشتن بر منطق ضعیف حکمرانی غالبا شعار مشارکت مردم در امر تربیت را نیز سرمی دهد منتهی این ادعاهای توخالی همیشه "به نام مردم"  و "به کام سرمایه دار" تمام شده است. 

#حکمرانی_نئولیبرال با ادعای آزاد گذاشتن فضا برای نقش آفرینی نهاد های کوچک و ایده های خرد نظمی پیچیده را در خدمت منافع بازار، ایجاد کرده است. در این شرایط اگر ادعا صادقانه بوده و فضا رقابتی باشد، سرمایه بین عده ای معدود که امکان دسترسی به امتیازات ویژه و موقعیت های خاص را دارند خواهد چرخید، و اگر شرکت های نوپا امکان حضور داشته باشند و در این فضای نابرابر دوام بیاورند، بعد از مدتی تبدیل به غول های چند ملیتی خواهند شد که اجازه نقش آفرینی به کوچک تر ها را نخواهند داد، و با سرمایه بیشتر و خدمات بهتر امکان ایجاد رقابت منصفانه را از رقبای تازه کار خود می گیرند.

نئو لیبرالیسم از پس بحران های دهه 1980 و در پی انقلاب اطلاعات و توسعه شبکه های اجتماعی، برای باز تولید و ترمیم خود، #بازی_پلتفرم ها را راه انداخته اما از بازگو کردن این واقعیت همیشه پرهیز دارد که در زیست جهان استارت آپی تعداد معدودی از این شرکت ها به موفقیت و سود آوری می رسند و بیش از 80 درصد آن ها  ورشکست شده و از گردونه رقابت حذف می شوند.

وقتی نمیدانیم از مدرسه داری و تربیت فرزندانمان چه می خواهیم از دست دادن امکان های تربیتی برایمان چندان سخت نخواهد بود.

فارغ از این بحث ها مگر در آموزش و پرورش ایران ما به یک جمع بندی مشخص نسبت به "جهانی سازی" و "مجازی سازی آموزش" و نسبت آن با امر تربیت در مدرسه رسیده ایم که تنها شاخص ارزیابی کیفی مدارسمان را به نوع و کیفیت استفاده از "پلت فرم های آموزش مجازی" سپرده ایم؟!

در وصف سیاست گذاری روزمره و باری بهرجهت وزارت آموزش و پرورش، همین بس که هنوز نتوانسته ایم تحلیل مشخصی نسبت به ضرورت حضور دانش آموزان در مدرسه برای کسب مهارت های اجتماعی، ارتباطات عاطفی و پرورش و تربیت آن ها دست یابیم؛ در حالی که در بسیاری از کشور های اروپایی و امریکای شمالی که آرمان شهر بسیاری از شبه روشنفکران #غرب_زده ماست از اردیبهشت 99 یعنی دو ماه بعد از شیوع کرونا حتی در سخت ترین شرایط مدارس را به هر قیمتی که شده با وضع پروتکل هایی دایر نگه داشته اند.

وقتی نمیدانیم از مدرسه داری و تربیت فرزندانمان چه می خواهیم از دست دادن امکان های تربیتی برایمان چندان سخت نخواهد بود و منتظر افاضات سازمان بهداشت جهانی! و فرمایشات ستاد ملی کرونا خواهیم نشست!

تربیت نیروی انسانی در کلیشه موسسات کنکوری

در بند ب این بخش نامه اجرای بسته تحولی بالندگی نیروی انسانی مطرح شده است که 5 امتیاز از این 15 امتیاز برای ارزیابی کیفیت مدارس را به خود اختصاص داده است.

مطابق مفاد این بخش در صورتی که در مدارس غیر دولتی 0 تا 20 کارکنان به مدت 120 ساعت در سال، در دوره ضمن خدمت شرکت کنند 1 امتیاز خواهند گرفت و به ازای هر 20 درصد شرکت بیشتر، یک امتیاز اضافه خواهد شد.

نکته ی جالب اینکه مؤسسات آموزشی برگزار کننده این دوره ها نیز از قبل مشخص شده اند و ناگفته پیداست چه مؤسساتی هستند! مؤسسات آموزشی کنکوری و وابسته به پلتفرم های آموزشی انحصاری پیش گفته، که در سرفصل های ازپیش تعیین شده به ارتقای نیروی انسانی مدارس کمک خواهند کرد تا در امر تخدیر آموزشی و رقابت جانکاه کنکوری باز هم تربیت را فدای امر آموزش آن هم از جنس کنکوری اش کنند و تنها نقطه های روشن امید به تحول بنیادین را در آموزش و پرورش ایران به سمت خاموشی ببرند.

کاش برای فرزندان این سرزمین پیش از یونسکو، OECD و سرمایه داران غیر دلسوز، دردمندان و اندیشمندان تربیتی خودمان تصمیم می گرفتند.

پذیرش این بند از جانب مدارس غیر انتفاعی از جهاتی شبیه پذیرش سند توسعه پایدار 2030 است؛ به این معنا که مؤسس مدرسه غیردولتی هیچ ایده و طرح آموزشی و تربیتی برای ارتقای نیروی انسانی خود ندارد و نمی تواند نیاز های بومی خود را تأمین کند و باید بیرون از ساختار خود، در یک ساختار مافیایی، نیروی انسانی خود را تربیت کند.

دقت در تعداد ساعت های ضمن خدمت نکات جالب تری را نمایان خواهد کرد. 120 ساعت ضمن خدمت برای یک سال تحصیلی!

با احتساب چهارماه تعطیلی مدارس در طول سال تحصیلی، این امر چنین دلالتی خواهد داشت که معلمان باید هر هفته 4 ساعت را در این دوره ها شرکت کنند. این یعنی نصف یک روز پنج شنبه!

لابد این مؤسسات به تعداد نفراتی که در این دوره ها شرکت کنند، برای مدارس پورسانت ها و خدمات ویژه هم در نظر خواهند گرفت کما اینکه همیشه در نظر گرفته اند!

تعداد شرکت کننده های بیشترمساویست با امتیاز بیشتر در ارزیابی کیفی وزارت خانه؛ امتیاز بیشتر مساویست با رتبه بالاتر در بین مدارس غیر دولتی؛ رتبه بالاتر یعنی شهریه بیشتر و همه اینها یعنی جیبی پرتر برای سرمایه داران بنگاه های آموزشی!!!

بیچاره فرزندان بی پناه و معلمان کارمند شده ی سرزمینم که دراین سودای سرمایه داری تنها چیزی که مهم نیست، استعدادها، خلاقیت ها، آرزوها، دردمندی ها و رؤیاهای تغییر و در یک کلام «آینده به تاراج رفته شان» است.

تربیت کجاست؟
 مگر قرار نبود بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، تربیت محور برنامه درسی مدرسه باشد؟ آیا در این ساختار جایی برای ارزیابی پرورش و امور تربیتی وجود دارد؟

تحول بنیادین آموزش و پرورش، قربانی سرمایه‌داری پلتفرمی!

مگر قرار نبود در مدارس غیر انتفاعی نفع مادی محور قرار نگیرد و تربیت فرزندان این کشور که مهم ترین امر یک جامعه است دستمایه سوداگری عده ای سرمایه دار قرار نگیرد؟

مگر قرار نبود برای پیشرفت تحصیلی و آموزشی کشور طرحی بومی در اندازیم تا در دام ساختار های جهانی نیفتیم و فرزندان ما را، به عنوان پیاده نظام سلطه به استخدام نگیرند؟

لابد چند صباح دیگر باید منتظر این باشیم که با سایر ساختار های جهانی و نظام ارزشیابی بین المللی چون (PISA) بیایند و توانمندی نوجوانان ما را در حل مشکلات جنسی به چالش بکشند و برای ما نسخه جدید توسعه یافتگی بپیچند؟

واقعا به کدامین سو در حرکتیم ؟!!

کاش برای فرزندان این سرزمین پیش از یونسکو، OECD و سرمایه داران غیر دلسوز، دردمندان و اندیشمندان تربیتی خودمان تصمیم می گرفتند...

منبع: فارس 

انتهای پیام/

کد خبر 669844

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

تبلیغات

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =