حالت تاریک
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن تهران نیوز | tehrannews هستید؟
پهلوی؛ دیکتاتوری با کارنامه‌ای خونین
یادداشت؛

پهلوی؛ دیکتاتوری با کارنامه‌ای خونین

رضا میرپنج با کودتای انگلیسی بر تخت سلطنت تکیه زد؛ کودتایی که به‌روشنی نشان می‌داد حکومت او فاقد هرگونه پشتوانه مردمی است و رأی ملت نقشی در به قدرت رسیدنش نداشته است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران نیوز»، پریسا کسائی فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: رضا میرپنج در سال‌های ابتدایی حکومتش تلاش کرد با اقداماتی به‌ظاهر اصلاح‌طلبانه و دلسوزانه، اعتماد بخشی از مردم و نخبگان را جلب کند. اما این اقدامات بیش از آن‌که ریشه‌ای و واقعی باشند، نمایشی و تاکتیکی بودند.

حکومت پهلوی در ذات خود یک نظام کاملاً موروثی و دیکتاتوری بود. مجلسی که در آن شکل‌گرفته بود، کارکردی تشریفاتی داشت و انتخابات صرفاً نمایشی برای مشروعیت‌بخشی به قدرت شاه محسوب می‌شد. مردم در ساختار سیاسی پهلوی هیچ نقش مؤثری در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور نداشتند و همین حذف کامل اراده عمومی، زمینه نارضایتی گسترده و اعتراض‌های پی‌درپی را فراهم کرد.

ساواک؛ ماشین سرکوب مخالفان

هرگونه اعتراض مردمی با شدیدترین روش‌ها سرکوب می‌شد. ساواک به‌عنوان یکی از خشن‌ترین دستگاه‌های امنیتی تاریخ معاصر ایران، با ابزارهایی چون شکنجه، زندان، تبعید و اعدام، هر صدای مخالفی را خاموش می‌کرد. در چنین شرایطی، ایران عملاً به یک پادگان امنیتی تبدیل شده بود؛ کشوری که در آن کوچک‌ترین موضع‌گیری سیاسی جرم محسوب می‌شد و شهروندان حتی از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم بودند.

با وجود فضای شدید سرکوب، مردم در طول سالیان متمادی بارها علیه ساختار استبدادی پهلوی قیام کردند و هزینه‌های سنگینی نیز پرداختند. اما رژیم پهلوی به‌جای اصلاح، مسیر خشونت و انسداد سیاسی را ادامه داد و شکاف میان مردم و حکومت هر روز عمیق‌تر شد.

رضاشاه با کودتا و حمایت مستقیم قدرت‌های خارجی، حکومت را از احمدشاه قاجار گرفت و یک نظام غصبی را پایه‌گذاری کرد؛ نظامی که بیش از آنکه متکی بر مردم باشد، وابسته به بیگانگان بود و عملاً بستر غارت منابع کشور را برای آنان فراهم کرد. استقلال سیاسی ایران در این دوره بیش از آنکه واقعی باشد، ظاهری و شعاری بود.

درآمد نفتی بالا، بدون رشد واقعی

با وجود درآمدهای عظیم نفتی، بخش بزرگی از جامعه در فقر زندگی می‌کرد. در مقابل، دربار و طبقه نزدیک به قدرت در رفاهی افسانه‌ای غرق بودند. شکاف طبقاتی عمیق، فساد ساختاری، رانت‌خواری و وابستگی صنعتی، اقتصاد ایران را به اقتصادی شکننده و وابسته به غرب تبدیل کرده بود؛ اقتصادی که بدون نفت و بدون حمایت آمریکا، توان ایستادن روی پای خود را نداشت.

عدالت اقتصادی عملاً به تهران محدود می‌شد؛ شهری پر از زندگی‌های تجملی، بیمارستان‌های مجهز بدون پزشکان ایرانی، هتل‌ها و رستوران‌های تجملی. این در حالی بود که مردم بسیاری از استان‌ها با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کردند و شب‌ها گرسنه سر بر بالین می‌گذاشتند. توسعه‌ای که فقط در مرکز کشور دیده می‌شد، نه توسعه واقعی، بلکه توزیع نابرابر ثروت بود.

در حوزه فرهنگی و هویتی نیز پهلوی پروژه‌ای را دنبال می‌کرد که از نگاه بخش بزرگی از جامعه، تحقیر فرهنگ بومی و دینی محسوب می‌شد. غرب‌زدگی افراطی، تقلید کورکورانه از سبک زندگی اروپایی، حذف تدریجی نقش دین در جامعه و مهندسی فرهنگی از بالا، باعث شد مردم احساس کنند حکومت نه نماینده آن‌هاست و نه دغدغه هویتشان را دارد؛ بلکه در حال بیگانه‌سازی جامعه با ریشه‌های خود است.

بمباران رسانه‌ای و تحریف واقعیت

امروز، نسل سوم پهلوی پس از سال‌ها ارتزاق از اموال غارت‌شده ملت ایران، رؤیای بازگشت به قدرت را در سر می‌پروراند. فردی که حتی در زندگی شخصی خود ثبات و تعادل ندارد، چگونه می‌تواند مدعی مدیریت یک کشور باشد؟

وابستگی خاندان پهلوی به غرب موضوعی آشکار و اثبات‌شده است، اما پرسش اساسی اینجاست که چرا بخشی از جوانان امروز حاضر نیستند این واقعیت را بپذیرند؟ پاسخ را باید در هجمه سنگین رسانه‌ای جست‌وجو کرد؛ بمبارانی که واقعیت‌ها را یا پنهان می‌کند یا وارونه نمایش می‌دهد. البته عدم مرور تاریخ نیز در این موضوع بی‌اثر نیست.

رضا پهلوی و مسئولیت‌گریزی سیاسی

رضا پهلوی نیز همچون پدران خود، با فراخوان‌های سیاسی و تحریک به آشوب، جوانان را به میدان خطر کشاند و سپس مسئولیت پیامدهای آن را نپذیرفت. او در مصاحبه‌ای مدعی شد: «انقلاب هزینه دارد و مردم از من کمک خواستند، من نگفتم به خیابان‌ها بیایند.» چنین سخنانی نشان‌دهنده بی‌مسئولیتی کامل نسبت به جان و سرنوشت مردمی است که به او اعتماد کرده‌اند.

در هر نقطه‌ای از جهان، اگر رهبری این‌گونه با هواداران خود رفتار کند، با نفرت و طرد عمومی مواجه می‌شود. اما در ایران، به‌واسطهٔ همان بمباران رسانه‌ای، هنوز برخی جوانان دنباله‌رو پهلوی هستند؛ رسانه‌هایی که نه فقط افکار، بلکه کل دستگاه ذهنی مخاطب را هدف گرفته‌اند و تاریخ را به شکلی تحریف‌شده بازتولید می‌کنند.

حالا باید دید که فریب‌خوردگانی که در خیابان‌ها برای اعتراض حاضر شدند دوباره به وعده‌های پوچ و توخالی پهلوی مزدور و خون‌خوار اعتنا خواهند کرد یا عزمشان را برای ساخت ایران و حفظ این مرزوبوم جزم کرده و برای رشد آن از جان‌ودل مایه خواهند گذاشت.

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!